سفارش تبلیغ
صبا
افتخار خدمت به مردم(3) (جمعه 87/9/15 ساعت 11:19 عصر)
خصوصیات خادم رو در کلام امیرالمؤمنین (ع) بررسی می کنیم . وقتی انسان این خصوصیات رو از زبان امیرالمؤمنین (ع) می شنوه بعد می تونه تشخیص بده که این مسؤولی که الان بالای سرش هست آیا همون مسؤولی هست که حضرت علی (ع) فرموده یا نه . و فردا که می خواد نسبت به یه مسؤول ابراز رأی کنه بهتر می تونه تشخیص بده .

خصوصیات خادم در کلام امیرالمؤمنین (ع) :

امیرالمؤمنین (ع ) در خطبه ها ، حکمتها و مخصوصاً در نامه هاشون نسبت به مسؤولین ، وظایف و خدمت به مردم صحبت های زیادی دارند و از اونجایی که ایشون تنها امامی بودند که حکومت کردند ، لذا فرامین حکومتی خیلی زیاد دارند . و بر هر مسؤولی در هر مملکتی واجب هست که رفتار علوی رو در جامعه نهادینه کنه . هر مسؤولی باید حتماً کلام امیرالمؤمنین (ع) رو بخونه . ببینه امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه نسبت به مسؤولیت چی گفته .
1 ـ
می فرمایند : بدان که راه رسیدن به نیک نامی خدمت به مردم است
. ( همة ما خلایق کشته مردم نیک نامی هستیم . ( متأسفانه ) وقتی مردم ببینند تو خالص به مردم خدمت می کنی ، ولو دینت هم با مردم فرق داشته باشه ، مردم دوستت خواهند داشت . همه ما ادیسون و گراهامبل و لویی پاستور و . . . رو دوست داریم ، یکی یهودی هست ، یکی مسیحی هست ، یکی مال اون ور دنیا ، یکی مال آمریکا ، یکی انگلیس ، ولی ما همه اینها رو دوست داریم . چرا ؟ چون به ما خدمت کردند . خدمت به مردم راه نیک نامیست . انسانی که به مردم خدمت می کنه این خدمت ، او رو نیک نام می کنه . با چیزهای دیگه ، مثل اینکه برای خودت فضائل درست کنی دلیل نمی شه که مردم دوستت داشته باشند ، مردم اگر ببینند یکی واقعاً براشون خوب کار می کنه ولو یک نانوا باشه ، او رو دوست می دارند .
می گه : آقا این نانوا خیلی آدم خوبیه . چرا ؟ می گه : نون خوب دست من می ده ، هرگونه خدمت رسانی به مردم باعث نیک نامی می شه . حتی اگر انگیزه ات این باشه که نیک نام بشی . که این دیگه جزء فرامین شیعه نیست . ما می گیم اگر انگیزه تو فقط نیک نامی هم باشه ، نیک نام می شی . اما اگر این خدمت رو برای مردم به خاطر مردم که مخلوقات خدا هستند انجام بدی ، ” فَبِهَا المراد ” اونجا دیگه خداوند تبارک و تعالی تو رو نیک نام می کنه .
یه جمله برای اینکه خیال همه تون راحت بشه بگم : تو هر بحثی این جمله رو با یه مدل به شما گفتم : اگر زمین و آسمان دست به دست هم بدهند تو رو یک سانتیمتر بالا ببرند و خدا نخواد ، نمی تونند و اگر زمین و آسمان دست به دست هم بدهند تو رو یک سانتیمتر پائین بیارند ، و خدا نخواد باز هم نمی تونند . خیالت راحت باشه ! و خداوند برای اینکه تو رو بالا ببره ، پائین نیاره ، یک سری ابزارهایی قائل شده که اگر این ابزارها رو بهش توسل جستی ، بالا می ری وگرنه هر ابزار دیگه ای که فکر کنی نمی تونه تو رو بالا ببره . هر ابزاری که فکر کنی ! اگر فکر کردی قیافه ات می تونه تو رو بالا ببره ، اشتباه کردی . اگر فکر می کنی عملت می تونه تو رو بالا ببره ، اشتباه کردی . اگر فکر می کنی پول قادر هست که تو رو بالا ببره ، اشتباه کردی . هیچ کدوم از اینها نیست . فقط و فقط اون چیزی که می تونه تو رو بالا ببره خداست و اون چیزی که می تونه تو رو پائین بیاره خداست . لذا اگر یه وقتی فقط و فقط برای خدا و مردم خدمت کردی بدون خوب بالا می ری ، و اینجور جاها هم خوشبختانه یه سری تبعات نوع اول رو هم نخواهد داشت ، تبعات نوع اول چیه ؟ به مردم خدمت کردن ، بعضی وقتها عکس العمل نداره ، یعنی دستت رو تا آرنج عسل می کنی ، تو دهن مردم می کنی گازت می گیرند . ممکنه اینطوری بشه ، اینجا کسی که برای مردم داره خدمت می کنه و برای حرف مردم می سوزه ، اما اون کسی که برای خداوند داره کار می کنه عشق می کنه ، می گه خُب الحمدلله حساب کتابمون افتاده با خدا .

یکی از دوستان مداح تهران تعریف می کرد می گفت : یکی از مداحان اهل بیت (س) که زمانی خیلی برو و بیا داشت ، تو جیبش پر از بلیط هواپیما برای این شهر و اون شهر ، و چندین دعوت نامه بود ، یه زمانی تو بیمارستان بستری شد و حال خیلی عجیبی داشت ، داشت می مرد ، می گفت من رفتم عیادتش ، بعد که عیادت تموم شد می خواستم بیام ، من رو صدا زد ، گفت : فلانی ! بیا اینجا ، گفت :یه زمانی تمام کشور می گفتن : حاج فلانی ، جیبهام پر از بلیط هواپیما بود ، و کلی برو بیا داشتم . الان دو ماه تو بستر افتادم هفته اول احوالپرسی کردن ، هفته دوم زنگ زدن ، اما بعد از دو سه هفته ، یه نفر به من نگفته تو زنده ای یا مردی ؟
از دل برود هرآنچه از دیده رود ! می گفت یه جمله دیگه هم گفت که همیشه من این جمله مدنظرم هست . می گفت : فلانی ! داری می خونی ، برای خدا بخون ! که اگر مثل من اینجور تو بستر افتادی نسوزی ! نگی : آقا ! برای کی خوندم ؟ کجا هستن ؟
خیلی از اینهایی که جبهه رفتن ، وحتی جانباز شدن ، بعد از جنگ یکی از دلایلی که رها شدند ، برای این بود که گفتند : آقا ! ما برای کی رفتیم خودمون رو کشتیم ؟ مگه یادت نیست برای کی رفته بودی ؟! خیلی از اینها که توقعاتی از مردم دارند به خاطر اینه که به مردم خدماتی دادند باید تو خدمت دادن هاشون یه کمی فکر کنند واقعاً اگر خدا مد نظر باشه ، چرا از مردم توقع داری ؟ امام (ره) از راه که می یومد گفت : من یه طلبه ای بیشتر نیستم ، شلوغش نکنید ! چه توقعی داری ؟ منظورم توقعاتِ مادیه . یه وقتی امام (ره) ناراحت می شه یکسال با ما صحبت نمی کنه بعد هم جام زهر رو می خوره ، از دنیا می ره ، می دونید از بعد از قبول قطع نامه امام (ره) با ما حرف نزد ؟ تا لحظه ای که از دنیا رفت چرا ؟ چون توقعات معنوی از ما داشت ، که برآورده نکردیم . اینجا بله امام (ره) ناراحت می شه ، امام معصوم (ع) هم ناراحت می شه ، امیرالمؤمنین (ع) هم ناراحت می شه ، به اطرافیانش توهین می کنه ، می گه : یا اَشْباه الرّجال ! شماها اسمتون مرد هست ، مرد نیستید ! چرا ؟ چون توقعات معنوی ولی رو برآورده نکردند .
یه وقت به دنبال توقعات مادی نباشی ، خودت مدنظری نباشی . می گه : آقا ! احوال من رو نمی پرسند ! مگر تو برای احوال پرسی مردم اینقدر سنگ خدا رو به سینه می زدی ؟ تو مگه تو مملکت امام زمان (عج) کار نمی کنی ؟ مگه خبر نداری که تک تک ، ثانیه به ثانیه وقت هایی که برای کار در این مملکت می ذاری حساب می شه ؟ پس دنبال چی هستی ؟ مگه تو داری برای خارج از کشور کار می کنی ؟ تو مملکت بی دین مگه داری کار می کنی ؟ این نکته اول .
نکته دوم :
امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند : ” مردم رو آدم حساب کنید ! اگر می خوای با مردم مشورت کنی ، مشورتت واقعی باشه . ” نه برای اینکه بگن فلانی اهل شور هست ، تصمیماتت رو قبلاً نگرفته باشی . بعضی از ما تصمیم هامون رو می گیریم ، بعد می گیم نظر شما چیه ؟ مراقب باشیم ! مردم احساس نکنند که محلی از اعراب ندارند . مردم ما به این نیاز دارند که کسی باورشون کنه .
ممکنه من امروز حرف کاملاً حقی رو بزنم اما چون تو رو آدم حساب نکردم ، با این که می دونی ناحق داری می گی پامی شی ، می گی : ” نه ! ” چرا ؟ برای اینکه خودت رو نشون بدی ، که بابا من هرچی گفتم : ” آره ! ” تو من رو آدم حساب نکردی ، بزار بگم : ” نه ” ، تا اینکه توی این نه من رو ببینی ، من وجود دارم ، من جزء این مملکتم !
خیلی از نه هایی که مردم ما می گن واقعاً حق دارند ، برای اینکه اصلاً آدم حسابشون نکردیم . این خیلی از کارهایی که داره انجام می ده اصلاً اعتقادی بهش نداره . اگر یه کسی بهش بها می داد ، تو همین مسیرِ تو ، کار انجام می داد . داره این کارها رو انجام می ده . برای اینکه ببینندش .
شکل افراطیش رو حتماً دیدید . یارو مثلاً 20 تا آدم کشته ، روزنامه رو دست گرفته عشق می کنه ، گفتند چی شده ؟ گفت : عکسم صفحه اول روزنامه هست ، گفت : مرد حسابی این چه جور مطرح کردن هست ؟ گفت : هیچ کس محل ما نذاشت !
خیلی از قاتل ها و جانی هایی که تو زندانها هستند می دونید عقده حقارت اونها رو به چنین جایی کشونده ؟ می خواد بگه :‌ من هستم ، من می کشم ، من رو ببینید ! خُب قبل از اینکه بکشه ، قبل از اینکه تو فساد بالاتر بره ، تو بهش یه محلی از اعراب نشون بده ، نشون بده که برات این شخصیت مهمه . و اگر این اهمیت رو بهش بدی ( که هیچ ایرادی هم نداره ) خودش رو باور می کنه ، اون وقت می بینی که هیچ مشکلی با تو نداره ، مشکلش با مرام تو هست ، مشکلات مملکت ما مشکلات شخصی نیست .مشکلات مرامی هست . خیلی ازخوب های ما مرام ندارند . نمی دونند چگونه خوبی خودشون رو نشون بدن و خیلی از بدهای ما باز مرام ندارند ، چون نمی دونند که چگونه باید خودشون رو نشون بدن ، این هم بلد نیست که چکار باید بکنه .
لذا در بحثهای فساد حتماً دیدید : اونهایی که برنامه ریزی می کنند ، روی همین نقطه ضعف مردم ما دست می ذارن ، می بینه هیچ کس این رو آدم حساب نکرده ، می یاد بهش می گه : تو می دونی کی هستی ؟ تو جزء فلان گروهی ، بیا آقا ! جمع بشید ، همه اینجوری لباس بپوشید ، همه اینجوری آرایش کنید ، این فرد هم خیلی خوشش می یاد . برای چی ؟ برای اینکه تا دیروز هیچ کسی نمی دیدش ، اما امروز همه این رو می بینند ، می گن : نگاه ! اینجوریه ! خودش هم می گه : اشکالی نداره ، من رو ببینند بگن بده ، از اینکه من رو نمی بینند متنفرم ! از اینکه من رو آدم حساب نمی کنند دارم دیوونه می شم . می خوام چاقو بکشم ، اربده بکشم ، تا یکی من رو ببینه !
مسؤولین مملکت ، خادمهای به مردم باید مراقب باشند . مردم رو ببینند ، حساب کنند ، اگر خودشون رو عقل کل و عقل برتر بگیرند و مردم رو عوام فرض کنند ، این مردم به این عقل برتر با اینکه می دونند راست می گه ، باز هم ” نه ” خواهند گفت . می گه چرا ؟ عقل برتری ؟ تو عملت نشون بده ، بزار به تو نزدیک بشه ، ببینه می تونه از تو استفاده کنه ، خودش قبول کنه که تو عقل برتری . چرا داد می زنی ؟ چرا به همه می گی : همه عوام هستند من یکی خواصم . همه غیر خودی هستن ، من یکی عالی ! چرا اینجوری می گی ؟ مراقب باش !
پس این رو امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند ، مال من نیست ، می گه : آقا مشورت می خوای با مردم کنی ، مشورتشون رو جدی بگیرید ، اینکه امام (ره) می فرمایند : ملاک رأی و نظر مردم است ،به این نکته دارند اشاره می کنند .
در برخورد با مردم انصاف داشته باش ، انصاف به چه معنا ؟ به این معنا که وقتی که مردم رو می بینی ، اینها رو در جای خودشون ببین . آقا امروز یه بقال می یاد ، فردا یه قصاب ، پس فردا یه دانشجو ، یه فوق لیسانس ، روز بعدش یه استاد دانشگاه ، یه روز یه نظامی ، یه روز یه روحانی ، یه ورزشکار ، هر روی یه کسی می یاد ، اینها همه مردم تو هستند ، اگر قرار باشه که تو فقط و فقط برای یک طیفی از مردم برنامه ریزی کنی و حرفی برای گفتن داشته باشی این ایراد پیش می یاد ، برای اینکه براتون جا بیفته ، من مثالش رو می زنم : این محیط کانون یه محیط عمومی هست ، اگه قرار باشه من برای یه عده خواص برنامه ریزی کنیم یه عده عمومی سیراب نمی شن ، یعنی چی ؟ چه جوری شد ؟ ما اصلاً آدم حسابمون نمی کنند ؟ مثلاً برای سینه زدن ما سالیان سال از وقتی که بچه بودیم ، پیرهن ها رو در می آوردیم ، اما وقتی می بینیم عموم مردم می گن : چه خبره اینجا ؟ ما اینجور راحت نیستیم ، نمی شه حالا پیرهن رو در نیاورد ؟ خُب بذار راحت باشه ، پیرهن رو در نمی یاریم ، واجب هم که نیست .
یعنی اگر یه روز خواستی برنامه ریزی کنی خودت رو نبین ، مردم رو ببین ، تو ممکنه خیلی راحت بتونی با خیلی چیزها کنار بیای ، اما اونی که فرهنگ نداره و تو براش فرهنگ سازی هم نکردی ، جلسه قبل گفتم باید یه برنامه اخلاقی برای هر یک از اصناف تهیه شده باشه ، ( اخلاق کاسب ، اخلاق دانشجو ، اخلاق طلافروش و . . . ) زیاد خرجی هم نداره ، یه انتخابات شوراها 10 برابر این خرج شده چقدر مگه خرج می شه ؟ تو همین شیراز مگه چقدر خرجش می شه ؟ یه نهادی برداره اخلاق و تدین در هر صنف رو تو یه بروشوری بزنه . اول ماه مجانی تو برگه های A4 بده دست مردم ، چه کسی همچین کاری کرده ؟ تو که فرهنگ سازی نکردی چرا توقعت بالاست ؟
چند روز پیش یه مصاحبه ای رو می خوندم با یه دختر جوانی در یکی از مجلات . که این دختر جوان رو همه می شناسید ، اسم نمی برم از مشهورین مملکت ، فرزند یکی از مشهورترین افراد این مملکت ، یه حرفهایی زده بود که این حرفها رو هر کی بخونه می گه : این رو نگاه کن ! چه چرت و پرت هایی گفته ؟ اما من خیلی عادی با خودم فکر کردم مثلاً تو همین کانون خودمون اگر تمام خواهرهای ما از این جلو هستند ، و اینهایی که این داره می گه رو اگه بشنوند ، به این طرز تفکر می خندند . برای اینکه برای اینها فرهنگ سازی شده ، و ببین مملکت ما داره کجا می ره که فرزند یکی از مشهورترین افراد این مملکت هنوز براش فرهنگ سازی نشده که چهارشنبه سوری رو بالاترین تفریح خودش می دونه ! ( از رو آتیش پریدن رو ! ) چرا فرهنگ سازی نشده ؟ پس شما چکار می کردید ؟! برای کی دارید کار می کنید ؟ برای دانش آموز ؟ می گیم : چرا تو آموزش و پرورش ، پرورش نمی کنند ؟ تو بیوت خودتون دارید چکار می کنید ؟ اگر شما سؤال و جوابها رو می دیدید تعجب می کردید . اینقدر سطح پائین ؟! گویا با یک بچه سوم دبستانی صبحت شده ، که اگر بگم سوم دبستان ، به سوم دبستانی ها جفا کردم ، همین کاروان خودمون یه پنجم دبستانی اومد دو سه تا جمله به من گفت ، دیدم چقدر این بچه معرفتش بالاست .
شما برای اون جوون تو خونه تون فرهنگ سازی نکردید ، برای مملکت هم اول باید فرهنگ سازی کنید ، بعد توقع داشته باشید . فرهنگ سازی روی اون طرف کردن صبح تا شب دارن فرهنگ می سازند ، دائماً دارن تو گوش جوون های ما می خونن باابزارهای مختلف . اما تو چکار کردی ؟ فرهنگ سازی کردی ؟ چی گفتی ؟ دو تا کلمة فطری حرف زدی فقط چماق تکفیر رو بالا گرفتی که : آقا ! نسل قدیم یادش بخیر ، جدیدها ، مرخص ! بیا نسل جدید رو ببین ، ببین چه خبره ؟ کی میگه مرخص ؟! به گرد پاشون هم نمی رسید . این جوری نیست . بافت جامعه انسانی ما (نه فقط ایران ) فطریست و فطرت میل به خوبیها داره . تو نتونستی خوب جا بندازی . بیا فرهنگ سازی کن .. من که نمی تونم برای همه مملکت فرهنگ سازی کنم . همین قدر که از دستم برمی یاد کار می کنم . با همین ابزارهایی که داریم .




افتخار خدمت به مردم(2) (جمعه 87/9/15 ساعت 11:18 عصر)
در شرح بیان مقام معظم رهبری بودیم و انشاءالله در این جلسه در مورد خدمت صحبت می کنیم . پیغمبر اکرم (ص) می فرمایند : انسان وقتی به بشر خدمتی می کنه ، به تعداد افرادی که مورد خدمت واقع می شوند و خدمتهایی که نسبت به مردم انجام می ده ، در روز قیامت خداوند تبارک و تعالی برای اون خدمتکار منظور می کنه .
در روایت قدسی خداوند تبارک و تعالی به داوود (ع) وحی کرد : ای داوود ! چیه ؟ چرا ناراحت و نگرانی ؟ چرا خسته ای ؟ عرض کرد : خدایا ! از دست مردم تو ناراحتم ، فرمود : چرا ؟ گفت : حرف من رو گوش نمی دن ، و هرچه من بهشون لطف و محبت می کنم خوب جواب نمی دهند ، من دوست دارم مردم بالا بیان ، این مردم هرچقدر که من از تو می گم ، روی من رو زمین می ندازند . خداوند تبارک و تعالی فرمودند : داوود تو از زندگیت چی می خوای ؟ آیا ما تو رو خلق کردیم ، هدف تو از این خلقت چیه ؟ عرض کرد : خدایا ! محبت تو ، فرمود : اگر محبت من رو می خوای باید به مردم و به خلایق من خدمت کنی . حالا می خواد جواب بدهند ، می خواد جواب ندهند . می خواد قدر بدونند ، می خواد ندونند . در عالم ما دونوع انسان داریم : یک سری انسانهایی که وقتی خدمتی به خلق می کنند ، مردم قدر اونها رو می دونند و به هر حال از اونها قدردانی می شه . و یک نوع انسانهایی که مردم قدر اونها رو نمی دونند . خدمت می کنند اما خدمت نمی بینند . محبت می کنند اما محبت نمی بینند . از این نمونه ها تو عالم انسانی خیلی زیاده ، این جمله ای که : اگر من دستم رو تا آرنج عسل کنم و تو دهن فلانی بذارم ، آخرش گاز می گیره . یه جمله مشهوری هست ، خیلی از مردم ما این حرف رو می زنند ، اما غافل از این هستند که همین عمل خودش بالاترین عبادت هست . و همین عبادت خودش برای رسیدن به خداوند بسیار مؤثر و مفید هست .
کسانی که در دنیا به مردم خدمت می کنند سه دسته هستند : 1 ـ اونهایی که خدمت می کنند و از مردم جواب می گیرند . اینها روز قیامت در نزد خداوند هم مأجورند . به این معنا که خدمت کرده ، جواب هم گرفته یک مزدی هم خداوند بهش می ده . 2 ـ اونهایی که خدمت می کنند و از مردم جواب نمی گیرند ، اینها روز قیامت به دو اجر مأجورند : یک : اجر خدمت ، دو : اجر جواب نگرفتن . ( خداوند به جای مردم جواب اونها رو می ده . ) 3 ـ اونهایی که به مردم خدمت می کنند و نتنها جواب نمی گیرند ، بلکه فحش می شنوند . اینها در روز قیامت به سه اجر مأجورند : یک : اجر خدمت کردن ، دو : اجر جواب نگرفتن ، سه : اجرِ تحملِ بر فحشِ مردم . اتفاقاً برای اونها لذت بخش تر هست . کیف می کنند . جوون ترهایی که فکر می کنند در عالم مادی هرچقدر محبت کنند همون قدر محبت باز پس می گیرند ، اشتباه می کنند . می گید نه ؟ از بزرگترهاتون سؤال کنید . در این دنیا عمل و عکس العملهای محبتی و خدمتی یکسان نیست . باید عادت کنی و حواست به این باشه که یه خدمتی که انجام می شه این گم نمی شه .
می گه : آقا ما این همه زحمت کشیدیم ، چی شد ؟ این جمله ، جمله اشتباهی هست . برای اینکه ما زندگی مون در دنیا تموم نمی شه . روز قیامتی هم هست . لذا اون کسی که در ممکلت مسؤول می شه و برای مملکت زحمت می کشه ، و غیر از فحش و تهمت چیزی گیرش نمی یاد ( مثل مرحوم شهید بهشتی رحمت الله علیه ایشون آخر کار ابراز خوشحالی می کردند ) می گه : خُب خیلی بهتر شد ، ما خدمتمون رو انجام دادیم ، وظیفه مون بود و مزد نگرفتیم . الحمدلله خداوند روز قیامت بهتر جبران می کنه . ما که مال این دنیا نیستیم . ما مال اون بالا هستیم . ما چون زبالائیم ، اون چیزهایی که بالا برامون در نظر گرفتند ، برامون خیلی شیرین تر و ارزشمندتره تا چیزهایی که این پائین بهمون می دن .
یه وقتی من به خواهرها و برادرهای کادر همین کانون خودمون که یه مجموعة خیلی کوچیک هست گفتم ، اگر شما زحمت کشیدید و مردم قدر زحمتتون رو دونستند وقتی که داشتن می یومدند ، به شما گفتن : خسته نباشید ! خیلی ممنون ! با محبت و لبخند به شما نگاه کردند و حواسشون بود که مثلاً شما 6 ساعت قبل از اونها می یاید و 4 ساعت هم بعد از اونها به خونه هاتون برمی گردید ، و حواسشون بود که شما چقدر زحمت می کشید ، این خیلی خوبه ، خدا رو شکر کنید . اما اگر یه روزی زحمت کشیدید و فحش خوردید ، زحمت کشیدید و خستگی تو رو درک نکردند ، بهت چپ چپ نگاه کردند ، مورد طعن و حسادت واقع شدی ، اون روز رو بیشتر قدر بدون . چون خدا بهت می گه : ” بنده من ! اونقدر دوستت دارم که این پاداش ها و این لبخندها و این به به و چه چه های دنیوی رو برای تو کافی نمی دونم ، لذا از اینها هم محرومت می کنم ، فقط می ذارم وقتی تو بغل خودم اومدی ، اون وقت بهت اثبات می کنم که چه خبره ؟! ”
اتفاقاً اینجاست که می بینیم تنها چیزی که برای آدم می مونه همین هاست . خدمتهایی که به مردم انجام شده و مردم جواب ندادند . نوع انسان قدر نشناسه . ( انسان که دارم می گم ، منظورم فقط ایرانی ها نیست ) . اون کسی که می خواد در مملکت امام زمان (عج) پست و مسؤولیت بگیره این رو باید درک کنه که نوع انسان قدر نشناس هست . هزار تا کارِ خوب کنی از یادش می ره ، یه کار بد کنی ، همیشه در ذهنش می مونه . 2 سال با فلانی رفیقی ، بالاترین محبت ها رو بهش می کنی ، با یه جملة تو قهر می کنه .
مردم خوبی ها و بدی های طرف مقابل رو در ترازو نمی گذارند و نمی سنجند . اونها خوبی ها رو می بینند و فراموش می کنند و بدی ها رو به خاطر می سپارند و عکس العمل منفی نشون می دهند . می خوای توی این مملکت مسؤول باش یا هر کشور دیگه ، فرق نمی کنه ، همه مردم همین طوری هستند . این ضعف انسان هست . ( این توهین به مردم نیست ، خصوصیت انسان این طوریه ) ماها همه همین طوریم . در طول زندگی مون نگاه کنیم به کارهایی که انجام دادیم ، خود شما جوون ترها به ارتباط و رفتار و عکس العمل خوتون نسبت به والدینتون نگاه کنید . طرف 24 سالش هست ، بخاطر اینکه مادرش با ازدواجش با فلانی مخالفت کرده ، با مادرش قهر می کنه و بهش توهین می کنه . یادش می ره 24 سال این مادر پاش خون دل خورده ، حالا ولو زور بگه . در ترازو نمی ذاره بسنجه .
به والدینمون چقدر خوب تونستیم جواب بدیم ؟ بقیه مردم هم مثل ما هستند . این ضعف انسان هست . کسی که می خواد در مملکتی مسؤولیتی رو به عهده بگیره و خدمتی رو به مردم ارائه بده باید یادش باشه ، حافظه عمومی ، خوبی ها رو نمی بیند و بدی ها رو بزرگ می کند . این ضعف رو باید چکار کنیم ؟ اخلاقیات و خلقیات ما گاهاً مگس وار می شه ، یعنی روی زشتی ها می شینه ! ضعفی که نوع انسان اغلب نیمه خالیِ لیوان رو می بینه تانیمه پر . اگر می خوای در این مملکت مسؤولیت حکمی و غیر حکمی ( جلسه قبل گفتم ، همه ما مسؤولیم ) به عهده داشته باشی ، باید این ضعفِ بنی آدم و بشر رو به یاد داشته باشی .
لذا خداوند به داوود (ع) می فرماید : داوود ! همین بنده هایی که تو براشون به خاطر من نگرانی که چرا به من نزدیک نشدن ، من خودم دارم بهت می گم : من اینها رو دوستشون دارم ، تو برو به اینها خدمت کن . تو چکار داری ؟ مگه نمی خوای به من نزدیک بشی ؟ تو برو بهشون خدمت کن . من همین ها رو دوست دارم . همین هایی که تو می گی خیلی بد هستند ، فاسد هستند . من اینها رو دوستشون دارم . چرا زور می گی ؟ تو مگه به خاطر من نگران نیستی ؟ تو مگر به خاطر من نمیخوای با اینها برخورد بد کنی ؟ من بهت می گم برخورد خوب کن ، بهشون خدمت کن !
اتفاقاً بعد از این وحی داوود (ع) مشغول خدمت به مردم شد . و مردم دیدند یه کسی فقط برای اینکه دوستشون داره ، بهشون خدمت می کنه . هیچ غرضی ( حتی معنوی ) هم پشت قضیه نیست . یعنی طرف بهش محبت نمی کنه که حتی به خدا جذبش کنه . می گه : تو می خوای گناه کنی ؟ خیلی خُب ، تو انسانی ، خدای من دستور داده انسانها رو دوست داشته باشم ، بهشون خدمت کنم ، ولو تو بخوای گناه کنی ، حتی من توقع عبادت رو هم از تو ندارم ، بعد می بینی این به سمت خدا می یاد . این راهی هست برای جلب مردم .
در همین مجموعه ما کسی رو داریم که الان جزء بچه های خیلی خوب مون هست و این با یک برخورد خوب شماها راه افتاده . این برخورد خیلی هم کوچیک بوده ، اون هم این بوده که : که ایشون سوار ماشین یکی از بچه های کانون شده ، وقتی می خواسته پیاده بشه ، ازش پول نگرفته . به همین راحتی ! به همین کوچولویی ، در صورتی که یکی از ماها که ظاهر بین هستیم اگر این رو کنار خیابون می دیدیم ، اصلاً سوارش نمی کردیم ، می گفتیم : این بابا اصلاً قیافه اش به تیپ ما نمیخوره ! اما این برای خدا سوار کرد و اون هم با این برخورد خوب و کوچیک خدایی شد .
پس در هر جایی که مسؤولی ، ( مسؤول با حکم یا بی حکم ) باید بدونی که مردم رو فی نفسه به عنوان انسان ، باید دوست داشته باشی . وقتی مردم رو دوست داشته باشی به لباس ، به ظاهر ، به فقر و یا به غنای اونها نگاه نمی کنی . آقای قرائتی می فرمودند : پلیس راهنمایی ـ رانندگی ، تو ماشینش نشسته می خواد جریمه کنه ، یه بنزی که رد می شه می گه : بنز شماره فلان ، رنگ فلان ، لطفاً بزنید کنار ، کارت و گواهینامه رو بی زحمت بیارید ! اما همین پلیس ماشین ژیان رو که می خواد جریمه کنه ، می گه : ژیان ! بزن کنار . این ارزش ندادن به نفس انسانیت یکی از مشکلات ماست .

خُب در بحث خدمت به مردم کسانی که فقط به فکر اقتصاد مردم هستند اشتباه می کنند . مردم ما روح دارند ، انسانند ، انسان رو با پول نمی شه خرید . مگر نمی بینیم کشورهایی که مردمشون از نظر اقتصادی بسیار بسیار مرفه هستند ، حتی سوبسید می گیرند ، حقوق دریافت می کنند ، اما هیچ دلخوشی از مسؤولینشون ندارند ؟ جلسه قبل آمار نظرسنجی کشور انگلیس رو براتون گفتم . اونهایی که فقط به فکر مسؤولیت های اجتماعی مردم هستند ، مثل شغلشون ، تنوع های فکری شون ، رفاهیات جسمی شون ، روابط اجتماعی شون ، صبح تا شب دارن مشاوره می دن ، اونها هم باختند . اونهایی که فقط و فقط به فکر دینِ مردم هستند ، اونها هم باختند . مردم ما ، انسانهایی هستند که دارای جنبه های مختلف هستند . کسی که می خواد خادم مردم باشه ، باید به تمام جنبه های اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی ، ارزشی و . . . برسه . یک خادم باید تمام این نیازها رو برآورده کنه . ممکنه که این خادم یک گروه خدمتگذار باشند ، مثلاً یک کابینه . که باید قمستهای مختلف رو در نظر بگیره ، وزارتخانه های مختلف و سیستم اجرایی مملکت باید به فکر تمام جوانب جسمی ، روحی ، عاطفی و ارزشی جامعه باشه . وگرنه مردم ما کم می یارند . نمی شه با دین سیرابشون کرد . نمی شه با پول ، رفاهیات ، پست های اجتماعی سیرابشون کرد . مردم ما یک سیستمی رو می خوان که این سیستم به همه جوانب زندگی شون رسیدگی کنه .
حالا چرا به این شکل هست ؟ ببینید اولش نیازهای روحی و عاطفی . یه وقتهایی بعضی از ما تعجب می کنیم از برخی مسائل مثلاً در استقبال از مسؤولین یک سری نکات تعجب برانگیزی در مردم ما به چشم می خوره . تا دیروز مثلاً بد و بیراه می گفتند ، امروز فلان مسؤول می یاد همه به استقبالش می رن . همون موقع که داره استقبال می کنه ، انتقاد هم داره . این استقبال نه توش پول خوابیده ، نه دین خوابیده ، نه هیچی . این رو نشون می ده که مردم دوست دارند با مسؤولین شون یک رابطه عاطفی و مهرورزی هم داشته باشند . اونها یک کامپیوتر یا یه رباط نمی خوان که فقط براشون کار کنه . یه کسی رو می خوان که مثل رباط کار کنه اما قلب هم داشته باشه . یعنی به مردم عشق بورزه . مردم رو دوست داشته باشه . ما نمونه های زیادی رو دیدیم . کسانی در کار خودشون موفق بودند که رابطه شون با کسانی که مرئوس و زیر دستشون هستند یک رابطه عاطفی بوده . در جبهه می گفتیم : مدیریتی که بر قلب ها حاکمه . یا به قول مدیریت غربی ، می گن : مدیریت پدرانه . مدیری که بر قلب ها حاکم هست بسیار بسیار موفق تر از اون مدیری هست که بر اعضاء و جوارح و بر جسم ها حاکمه . یعنی باید هم کارهای دیگه ات رو انجام بدی ، هم رابطه ات با مردم باید رابطة مهرورزی باشه . خیلی وقتها این کسانی که مسؤول هستند ، در جاهای مختلف و دیدار عمومی می ذارن ، می بینند که در این دیدار عمومی یه عده زیادی فقط می یان برای دیدن . کاری هم نداره یعنی دوست دارند که ایشون رو ببینند . همین دیدن براشون کافیه . حالا استفاده شد چه بهتر اما اگر استفاده نشه ، همین دیدار مسؤول باعث ارضای مرئوس می شه . دوست داره . لذا اگه یه کسی با خودش فکر کنه که من آدم جدی هستم من خیلی سریع دارم کارم رو انجام می دم ، می شینم کاری هم به مسائل و روابط عاطفی ندارم ، این کم می یاره . اگر چه ممکنه در مسائل اجرایی مسؤول خیلی موفقی هم باشه . اما عمر مسؤولیتش کم هست . برای اینکه بر قلب حاکم نیست . همین طوری که داری کار می کنی لبخندت هم برای مردم باید کاملاً مشخص باشه . همین حرفی که الان داری می زنی . می دونی یکی از اشکالاتی که الان مثلاً در جامعه ما هست ، این هست که : برخی حرفهای حقی که زده می شه اینها با کلام محبت آمیز همراه نیست . مثلاً تو یه جمعی که یه مشکل خیلی بزرگی دارن ، مثلاً دزد هستند ، وقتی می خوای بری برای این جمع صحبت کنی ، دو راه داری : ( حرف یکی هست ، اما دو تا راه داره ) یک راه اینه که بشینی بگی : ” شما دزدید ؟ خجالت بکشید ، حیا کنید ، دزدی خوب نیست و . . . مگه شما دین ندارید مگه انسان نیستید ؟ ” یه راه اینه . یه راه دیگه این هست که بشینی صحبت کنی ، بعضی وقتها دزدی دلایلی داره . انسان رو در معذوریت می ذاره ، بیایم اون دلایل رو بررسی کنیم . بگیم : ” شما فقیرید ؟ شما خوب تربیت نشدید ؟ و . . . ” چرا می گی : خجالت بکش ! این یه مثال خیلی کوچولو هست . لحن کلام خیلی مؤثر و مفیده .
یه وقتی یه بنده خدایی که نوارش رو فرستاده بود و استفاده هم کردم ، بعد خدمتشون عرض کردم : شما همه حرفهایی که توی نوار زدید ، درست بود ، اما کلامتون خیلی تند بود . گفت : من همینم ! من رُکم . گفتم : اشتباه می کنی ، ائمه ما (ع) رُک نبودند ، پیغمبر (ص) رُک نبود . این رُک بودن که برخی ها می یان بزرگش می کنند ، و خیلی بهش افتخار می کنند اتفاقاً یکی از نقطه ضعف های انسان هست . انسانی هنرمنده که بتونه کلام حق رو طوری بزنه که این کلام و این حرف تشنج و شوک ایجاد نکنه . رُک بودن شوک ایجاد می کنه ،
یه نفر می گفت : یه جا ایستاده بودم ، دیدم اون ور خیابون همین بنده خدا داره راه می ره ، با خودش حرف می زنه ، ( خیلی آدم جدی و محکمی هست ) بعد می گفت به بقیه نشونش دادم و گفتم این کیه ؟ یه وقت دیدم از اون ور خیابون پرید اومد این ور گفت : سلام علیکم ، گفتم علیک سلام ، آقا چرا شما چرا با انگشتت من رو به این و اون نشون می دی ؟ گفتم : خُب ببخشید . گفت : مگه آزار داری ؟ گفتم : خُب می خواستم ببینم شما کی هستید ؟ گفت : خُب می یومدی اون ور ازخودم می پرسیدی !
خُب این رُک بودن هست . بعضی ها این چیزها رو دوست دارن ، ولی عموم مردم ما از این جور آدم ها خوششون نمی یاد . چرا گیری می دی ؟ به این جور آدمها می گن آدمهای گیر ، پیله !
باید کلام رو در کانالهایی که بتونه بدون شوک ، آرام آرام تحول ایجاد کنه بندازی . کسی که همچین توانایی داره هنرمنده .

امام صادق (ع) فرمودند : با مردم اندازه عقولشون صحبت کنید
، یکی از راههایی که بتونی چنین کاری کنی این هست که یه جوری صحبت کنی که به مردم شوک وارد نشه . بعضی وقتها از برخی از دانشگاه ها ، دبیرستانها که دیدن می کنم ، متولی کار به من یک کاغذی می ده می گه : با این ها صحبت کنید ، اینها نوار ترانه گوش می دن ، نماز نمی خونند ، نماز جماعت شرکت نمی کنند ، حجاب ندارند ، فحش می دن ، دزدی می کنند ، درباره این چیزها صحبت کنید . من کاغذ رو نگاه می کنم ، ولی هیچ وقت از این چیزها نمی گم ، برای اینکه شوک ایجاد می شه . من می یام تو ذهنم بررسی می کنم دلایلی رو که این نماز نمی خونه ، نوار گوش می ده ، دوست ناباب داره ، روابط نامشروع داره ، ببینم چی هست ؟ می بینم مهمترین دلیل و اولین دلیل این هست که اصلاً هنوز خودش رو نشناخته ، یادش رفته که انسان هست . من سعی می کنم اول از عالم حیوانیت بیرون بیارمش ، تو اون عالم هرچی بهش بگی ، هیچ فایده ای نداره . اول باید وارد عالم انسانیت بشه . اول ارزش خودش رو براش کشف بشه . یه کسی که یه لباس سفید بسیار زیبایی پوشیده که صد هزار تومن مثلاً قیمتش هست این تا وقتی که فکر کنه لباسش 200 تومن هست این لباس اگر کثیف شد براش مهم نیست . می گه میندازم دور 200 تومن دارم یکی دیگه می خرم . اما اگر بتونی براش اثبات کنی که بابا لباست 100 هزار تومن قیمتش هست دیگه لازم نیست که بهش فحش بدی که چرا لباست رو لک می کنی خودش لباسش رو لک نمی کنه .
باید مسائل روحی و عاطفی انسانها و بشر کاملاً برای ما ملموس باشه تا بتونیم کار و خدمت کنیم .
2 ـ
خدمت اقتصادی
، می گن : شکم گرسنه دین و ایمون سرش نمی شه ! اولاً من با این جمله مخالفم . چرا ؟ چون متأسفانه فساد در اونهایی که شکم شون سیره ، بیشتر هست . و اتفاقاً گرسنه ها به خدا نزدیک تر هستند اما یه نکته ای هم هست تا فکر نسبت به مسائل مادی مشغول باشه ، مسائل معنوی خُب جا نمی گیره به این معنا نیست که اگر شکمش سیر شد ، دیگه آدم معنوی نیست نه برخی این ضرب المثل رو که شکم گرسنه دین و ایمون سرش نمی شه روتابلو می کنند ، اصلاً یادشون می ره که باید نسبت به مسائل دینی کار کنند . می گن : آقا ! اول به وضع اقتصادی مردم برسیم ، غافل از این هستند که یکی از مشکلات ما در مملکت اونهایی هستند که وضع اقتصادی شون خوبه ، باندهای فساد ، مشکلات ، رشوه خواری مال اونهایی هست که غنی هستند . غنی ترها محتاج تراند . اتفاقاً اونی که 100 میلیارد تومن تو حساب بانکیش خوابیده ، دزدتر از اونی هست که 10 هزار تومن هم نداره . پس نمی شه که فقط و فقط مسائل اقتصادی باشه . اما اقتصاد مهمه . اگر می خوان خدمت به مردم کنند .
من همیشه یکی از غبطه هایی که خوردم ( که این هم از کوته فکری من هست ، تو کار خدا فضولی می کنم ) این بوده که چقدر زود رجایی و امثال رجایی از مملکت ما رفتند . طِزی که اینها با استفاده از اون حکومت می کردند الان خیلی غریب هست . این که یه مسؤول تمام وجودش رو وقف کنه تا مردم از نظر مسائل مختلف بهشون خدمت بشه و خودش کوچکترین بهره ای از دنیا نبره ، این طز الان خیلی غریبه . مراقب باشید ! حرف امام (ره)‌ ، حرف رهبر ، یادمون نره . تجمل گرایی آفت خدمت هست و متأسفانه دامیست که در این دام اگر بیفتیم سیری ناپذیره .
یکی از دوستان یه جملة زیبایی می گفت ، شاید تا حالا تو کشور همچین جمله ای گفته نشده باشه و اون هم این که :‌ ” به بهانه ای که ما رو ترور می کنند ، در بنزهامون قایم شدیم ، و ای کاش که در بنزها نمی رفتیم و ما رو ترور می کردند ، چون الان اثرات این داخل بنز قایم شدن خیلی بدتر از اون ترور هست . چون ما الان با این وضع ترور شدیم . چون یک نهاد ترور شد . یک قوم ترور شد . جسم ها سالمه اما شخصیت ها ترور شدند . ”
مراقب باشیم ! گرچه دیگه بساط ترور هم برچیده شده ، دیگه لازم نیست ما رو ترور کنند . بودن بعضی از ماها برای دشمن خیلی مفیدتر هست . برای اینکه روز به روز داریم آبروی اسلام رو می بریم . مراقب باشیم در دام تجمل نیفتیم .
مراقب باشیم ! به بهانه های مختلف سراغ تجمل گرایی نریم ، یکی از ائمه جمعه بسیار باتقوا و خوبِ کشور وقتی وارد شهر شده بود و اولین کاری که کرد تبعیض های خود نماز جمعه رو برداشته بود . گفته بود : این میله ها چیه اینجا کشیدید ؟ گفته بودند : مال شخصیت ها هست . گفته بود : مگه اونهایی که پشت این میله هستند بی شخصیت اند ؟ همه رو جمع کنید ! نمی خوام ! هرکی زودتر اومد صف اول بشینه .

خدمت بعدی که باید به مردم بشه
:
گفتم برخی غفلت می کنند از اینکه حکومت ما اسمش جمهوری اسلامیه ، ما باید مبانی اعتقادی جزء‌ مبانی کاری مون باشه . من نمی تونم بگم : آقا ! من حاکمِ این مردم هستم اما دین مردم به من ربطی نداره . من که حاکم جمهوری اسلامی هستم وقتی جمهوریتش مال من هست ، اسلامیتش هم مال منه . هر برنامه ای برای جمهوریت می ریزم باید در اون اسلامیت هم لحاظ شده باشه . باید به فکر دین مردم هم بود و این به فکر دین مردم بودن ، دقیقاً به معنای به فکر دنیای مردم بودن هست . چرا ؟ مگه ما در حکومتهای دیگه نمی بینیم که به فکر دین ، اخلاق و ارزشهای جوانان شون نیستند و همون سنت های خودشون هم زیر پا گذاشته می شه و یواش یواش کار به جایی می رسه که در بعدهای مادی و دنیایی هم دارند شکست می خورند . یکی از معضلات کشورهایی مثل ژاپن الان همین هست . یه زمانی ژاپن حرف اول رو در خیلی از مسائل تکنولوژی می زد اما الان نمی تونه بزنه ، یه زمان حرف اول رو در خیلی از ورزشها می زد و الان این طور نیست . و خیلی چیزهای دیگه . با اینکه مردم ژاپن واقعاً مردم عجیبی هستند . خیلی کاری هستند . بعد نشستند فکر کردن دیدن یکی از دلایلش این هست که غرب با اشاعة فرهنگ لااُبالی گری و بی بند و باری ، جوانهای ژاپن رو از فکر کردن جدی به دنیا هم باز داشته . یعنی جوان ژاپنی امروز به دنیا هم نمی تونه فکر کنه . چون وجودش صرف مسائل مصرف گرایی و بی بندوباری و غیره و غیره شده و هر روز از این کاباره به اون کاباره و از این عرق فروشی به اون عرق فروشی می ره و دیگه اصلاً به درد دنیای این مملکت هم نمی خوره .
قبلاً هم گفتیم مسائل اعتقادی ارتباط مستقیم با دنیای ما داره . آقا شما می گی : باید وضع اقتصادی خوب باشه ، وضع اقتصادی اگر بخواد خوب بشه باید از پائین ترین مهرة اقتصادی ‌، یعنی از فروشندة جزء تا عمده فروش ، تا کارخونه دار ، تا تصمیم گیرنده ، تا وارد کننده و صادرکننده اینها باید نسبت به مسائل ارزشی شون معتقد باشند . وگرنه اگر دزد باشه ، اگر دین نداشته باشه ، چه جوری فکر می کنه ؟ و به درد تو می خوره ؟
چهل میلیارد تومن پول بیت المال این مملکت هدر می ره برای اینکه یه مهندس دین نداره . می یاد قرارداد با وزارت راه و ترابری می نویسه و تو هر متر مربع چند صد یک تومنی از فلان ماده رو کم می ریزه . این دنیای ما نیست ؟ اگر این دین داشت ، معتقد بود چنین کاری می کرد ؟
بزرگترها یادشون هست اوایل انقلاب ما بچه بودیم ، جهاد مینی بوس و اتوبوس می ذاشت مردم از ساعت 6 صبح می یومدند ، با این اتوبوسها به روستاها می رفتند و مجانی گندم درو می کردند . چرا ؟ برای اینکه دین داشتند ، برای اینکه اعتقاد داشتند ، اگر بخوایم از نظر اقتصادی ، از نظر سیاسی ، از نظر اجتماعی و سایر مسائل مملکت سالم داشته باشیم ، باید اعضاء و ارکان این مملکت دین داشته باشند . و واحدهایی که این جامعه رو تشکیل می دن ، از کوچکترینش که خانواده هست تا بزرگترین واحد ، باید واحدهای متدینی باشند . لذا نمی شه چشمهامون رو ببندیم بگیم : آقا دین مردم به ما ربطی نداره . روحانیت بیاد برای مردم دین رو وضع کنه . اصلاً این طور نیست ، حاکم جمهوریت باید اسلامیت در کارش لحاظ بشه وگرنه کار تو پیش نمی ره . تو مگه دنبال جمهوریت نیستی ، مگه نمی خوای کارهای وزارت خونه هات خوب گل کنه؟ بدون دین نمی شه . تو چه جوری می خوای بدون دین این رو جلو ببری ؟ یا باید اونقدر فهم اجتماعی مملکت ما بالا باشه تا مردم وقتی که مسؤولیت می پذیرند ، این مسؤولیت رو با وجدان کاری بتونند خوب انجام بدن ، که متأسفانه ما وجدان کاری از تو مملکتمون کامل رخت بربسته . پس مجبوریم بریم سراغ وجدان انسانی . وجدان کاری که ما نداریم . اما چون اسلام و دین رو داریم ، باید و نباید به قدر کافی داریم توی مملکت نمی خواد وجدان کاری لحاظ کنیم . ولی باید بدونیم کار و پیشبرد کار اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی ، سیاسی مردم بدون اینکه به فکر دینشون باشیم نمی شه .
این دانش آموزی که تو داری اینقدر از بیت المال مسلمین براش خرج می کنی ، اگر دین رو بهش تزریق نکنی ، اگر وزارت آموزش و پرورش فقط وزارت آموزش بشه و پرورش رو حذف کنی ، این دانش آموز در اثر فساد و شهوت و غیره و غیره فردا یک انسان لااُبالی و بی مصرف می شه که یا معتاد می شه و تو خیابون افتاده یا صبح تا شب داره تو خیابون دنبال ناموس مردم راه می ره . یا اگر دستش برسه دزدی می کنه . این به درد مملکت تو می خوره ؟
این حرفهایی که من دارم می زنم حرفهایی هست که همه بلدید ، دو دو تا چهارتا هست ، فقط باید کنار هم بذاری . مگر ارکان اجرای مملکت ما این وزارت خونه ها نیستند ؟ کدوم وزارت خونه می تونه بگه من با دزد ، آدم لااُبالی ، بی قید ، آدم دروغگو ، می تونم خوب کار کنم ؟ نمی شه خوب کار کرد . اما می بینیم این طور نیست .
می خوای به مردم خدمت کنی ؟ امسال سال افتخار خدمت به مردم هست . اولین کاری که می کنید اخلاقیات اصناف رو منتشر کنید ، ( وقتی می گم اصناف ، منظورم فقط بازار نیست ، همه صنف ها ، برای دانش آموزان ، دانشجوها و . . . ) برنامة اخلاقی تنظیم کنید . ( اخلاق دانش آموز ، اخلاق دانشجو ، اخلاق بازاری ، اخلاق جوشکار ، اخلاق وزیر ، اخلاق مدیر ، اخلاقِ فلان ،) اینها لازمه . کار کلیشه ای هم نباید بشه ، عملکرد جهاد سازندگی در زمانی که فی سبیل الله به انجام خدمت می پرداخت به مراتب از عملکردی که الان با حقوق و پاداش و حق فلان و فلان داره ، بیشتر و بهتر بود . یعنی اگر وجدان دینی در مملکت ما حاکم بشه ، کارهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی مملکت هم جلوتر می ره .





افتخار خدمت به مردم(1) (جمعه 87/9/15 ساعت 11:17 عصر)
نشاءالله سعی داریم در سه جلسه بحث خیلی مهمی رو ارائه بدیم ، اون هم شرح بیان مقام معظم رهبری است که امسال رو به نام سال افتخار خدمت به مردم نامیدند . برای مقدمه دلیل انتخاب این بحث رو خدمتتون عرض می کنم . متأسفانه اغلب بیانات مقام معظم رهبری (حفظه الله تعالی ) در حد شعار ، کلیشه و پوستر و تبلیغات خلاصه می شه و در نهایت محو می شه . یعنی عمل به فرهنگ علوی ، عزت و افتخار حسینی و . . . اینها همه بیشتر در غالب پوستر و کتاب یا چیزهایی که با بافت جامعه سروکار نداره محو می شه و این یک توطئه است که منجر به تکرار صحبت و عمل نکردن به صحبت می شه . همه بسم الله می گن ، همه به جای سال 81 می نویسند : سال عزت و افتخار حسینی ، احتمالاً امسال هم به جای سال 82 می نویسند : مثلاً 15 فروردینِ سال افتخار خدمت به مردم ! اما اون عملی که پشت این کلام خوابیده محو می شه . و اگر ما این بحث رو الان باز می کنیم دقیقاً برای این هست که افتخار خدمت به مردم جا بیفته : اولاً برای کسانی که الان مسؤولیت دارند . که همة ما مسؤولیم ، یعنی این طوری نیست که این بیان فقط خطاب به مسؤولین باشه ، نه به تک تک انسانهای این جامعه هست . همه ما مسؤولیم ، تو الان نسبت به خانواده و کلاس ، دانشگاه ، محله ، کشور و حتی نسبت به جهانت مسؤولی . این کلام باید برای تو جا بیفته . تا بدونی که وظیفه ات چی هست . ثانیاً برای اونهایی که الان مسؤولیت حکمی ندارند و در آینده صاحب مسؤولیت حکمی می شوند . ( خیلی از شما جوانان ) انشاءالله اونها هم بدونند که وقتی می گن : ” افتخار خدمت به مردم ” این یک شعار نیست ، بلکه یک طِز و روشی برای زندگی کردن هست . بحثی که انشاءالله در سه جلسه شرح داده خواهد شد : 1ـ شرح کلمة افتخار و فخر ، 2 ـ شرح کلمة خدمت و 3 ـ در کلام خداوند و معصومین (ع) نسبت به خدمت کردن به مردم چه وظایفی مشخص شده ؟

” افتخار ”
افتخار و فخر :
ما دو نوع فخر داریم : فخر منفی و فخر مثبت . فخر منفی چیه ؟ خوب دقت کنید ! امیرالمؤمنین (ع) می فرماید : ” آدمیزاد را چه به فخرفروشی ، که شروعش با نطفه ای گندیده بوده و پایانش هم مرداری گندیده است . ”
می گه : خوب به خودتون دقت کنید ! شما بین دو تا گَند قرار دارید . 60 سال بین این دو تا قرار دارید . تو این مدت یه مقدار از اون بوی تعفن و گندی که به مشام مردم می رسه کم می شه ، آیا هیچ مناسبتی داره که بخوای به خودت فخر کنی ؟
در عرب قدیم رسم بود که اگر احیاناً یه عربی وقتی داشت راه می رفت کیسه پولش روی زمین می افتاد ، برای خودش کسر شأن می دونست که خم بشه کیسه رو برداره ! اگر می گفتند : آقا ! چرا پولت رو برنمی داری ؟ می گفت : نه آقا ! عرب خیلی شأنش بالاتر از اینه که برای یه کیسه خم بشه !
شخص ممکنه بعضی وقتها برای فخرش از همه چیزش بزنه ، اگه یه زمان نیازی پیدا کنه می گه : آقا از شأن من خارجه بخوام برم دستم رو جلوی فلانی دراز کنم .
یه نفر در محضر امام صادق (ع) دعا کرد : خدایا ! ما رو به خلائقت محتاج نکن ! امام (ع) فرمودند : خیلی دعای بدی کردی . تو به خلائق محتاج هستی . دعا کن : خدایا ! من رو به شر خلائق محتاج نکن . به خلائق بدت محتاج نکن . هیچ کسر شأنی نیست که من و شما نسبت به خلائق دستمون رو دراز کنیم و بگیم : کمکمون کنید . دست ما رو بگیرید . اصلاً ما برای همین زنده ایم که دست همدیگه رو بگیریم . فردا هم خودت باید دست یکی دیگه رو بگیری .
فخر به انساب :
بعضی ها می گن : آقا ما عربیم ، ما لریم ، ترکیم ، فارسیم ، ما شیرازی هستیم ، ما پایتختی هستیم ، این یعنی چی ؟! هیچ گونه فخری در انساب ( اون چیزی که بهت نسبت پیدا می کنه ) نیست . ” من آنم که رستم بود پهلوان ! این دیگه چه صیغه ای هست ؟ آقا ما از دیار فلانیم ! یعنی چی از فلان دیاریم ؟ خودت چند مرده حلاجی ؟ برای عموی پیغمبر (ص) ، پیغمبری که اشرف مخلوقات هست ، گفتند : تَبَّت یَدا اَبی لَهَبٍ وَتَب ” . حتی همین سادات و سید بودن هم فخری نیست ، به ما دستور دادند که به سادات احترام کنید اما این دستور رو به اونها ندادند که به مردم فخر بفروشند .

حضرت علی (ع) فرمودند : هیچ افتخاری در استخوانهای پوسیده ای که تو بالای سرت نگه داشتی نیست . می گه : من بچة‌ فلانی هستم ، از فلان تیره و تبارم . فخر به این چیزها نیست .
در علم هم هیچ افتخاری نیست . عالم بودن هیچ افتخاری برای انسان نداره . دانشجو شدن افتخاری نیست . دکتر شدن افتخار نیست . اونی که افتخار می یاره اون تقوای تو و عملِ پشتِ علم تو هست .
شما یه دکتر خیلی عالیقدر رو وقتی احترام می گذارید که ببینید داره درمان می کنه ، اگه تو خونه اش بشینه بگه : من دکترم ! این دکتری ، براش هیچ فخری نداره . اون خدمتی که پشت این علم خوابیده ، و اون درمان مردم فخر است .
دانشی که ما داریم از خداست . تمام چیزهایی که ما داریم از خداست . هیچ فرقی نمی کرد برای خداوند که تو و بغل دستیت قیافه هاتون با هم عوض بشه ، الان تو دماغت قشنگه ، بغل دستیت دماغش زشته ، خُب چرا به این فخر می فروشی ؟ چرا مسخره اش می کنی ؟ مگه این زیبایی از خودت هست ؟ مگه خودت تلاش کردی که دماغت اینجوری شده ؟ مگه خودت تلاش کردی که هیکلت اینقدر رشید شده ؟ همه اینها از خداست . ضعیفی رو که می بینی چرا فخر می فروشی ؟
یه مثالی می زنم : اگر احیاناً به شما بگن که آقا این کت و شلوار عاریتی و بسیار زیبا مال رفیقت هست ، الان شما این رو بگیرید و تو خونه تون براش نگه دارید تا بیاد ازتون بگیره ، اگر شما این کت و شلوار رو بدون اجازه اون بپوشی و بری تو خیابون مردم نگاه کنند ، بگن : به به ! چقدر قشنگه ؟! اگر واقعاً انسان باشی ، خجالت می کشی ، می گی : این مال من نیست . مال رفیقم هست . عاریتیه !
اینهایی رو که خدا بهت داده ، عاریتی هست ، اگر مردم بهت می گن : به به ! بگو : الحمدلله ! خدایا ! شکرت که این رو به من دادی . نه اینکه خودت رو بالاتر از مردم ببین . همه چیز ، حتی آبروی تو هم عاریتی هست . آبرو هم مال خودت نیست . به چی داری فخر می فروشی ؟ اگر به تو می گن : التماس دعا ، اگه همه جلو پای تو بلند می شن ، می گن فلانی مومن و مذهبی هست ، بگو این برای من افتخار نیست ، این حُسنی هست که انتسابِ به اهل بیت (س) به من داده . این طبیعیه ، عادیه . وقتی منتسب به اهل بیت (س) می شم آبرودار می شم .
باید مراقب باشیم ، تمام چیزهایی که می دونیم از خداست . به اینها فخر نکنیم . افتخار در این چیزها نیست .
امام (ره) به مسؤولین می فرمودند : این مسؤولیت شما مال مردمه ، مردم شما رو قبول کردند ، مردم اومدند با یه دلخوشی به شما رأی دادند . با یه دلخوشی شما رو بالا بردند .
امروز اخبار می گفت : که توی انگلیس اومدند شغلهای مختلف رو ارزشیابی کردند بعد هم یه نظرسنجی کردند ، به مردم گفتند : آقا به نظر شما که شهروند انگلیسی هستی کدوم شغل بالاترین وِجهه اجتماعی رو در مملکت داره ؟ از بالا شروع کردند تا پائین . در این آمار سیاست مدارها یعنی مسؤولین کشور انگلیس ، از بنگاه دارهای املاک ملکی هم رتبه شون پائین تر هست ! وقتی که مردم رو آدم حساب نمی کنند و نمی دونند که این پستی که الان دارند از مردمه و از ارزش مردم هست طبیعیه که از چشم مردم می افتند . سیاستمدار یا نخست وزیر این کشور الان هیچ وجهه اجتماعی نداره . مردم اصلاً دوستشون ندارند . اصلاً کسی آرزو نمی کنه که جای این باشه . حاضره بره معاملات ملکی باز کنه اما سیاستمدار نباشه . ( این آماری هست که خودشون دادند )
مملکت ما با مملکتهای دیگه فرق داره ، مملکت ما مملکتی هست که بر پایة خون شهدا استوار شده . با این خونها هست که ما بالا رفتیم . غیور بودن جوانان ، این مملکت رو حفظ کرد . 300 هزار شهید دادیم ، حالا یه نفر که به یه مقامی می رسه ، باید مراقب باشه ، مسؤولیتش هیچ افتخاری براش بوجود نمی یاره . مقام معظم رهبری می فرمایند : افتخار در خدمت به مردم است . این مسؤولیت هیچ افتخاری نیست .
زمان جنگ جمله ای بود که توی فرماندهی های لشگرها و گردانها بالای سر فرمانده می زدند و این جمله کلام زیبای آقا امیرالمؤمنین (ع) بود ، حضرت می فرمایند : ” اگر مقام ماندنی بود به تو نمی رسید ! ”
اینکه الان تو یه مقامی داری برای اینه که مقام ماندنی نیست . یه روز می یای ، یه روز هم خیلی راحت کنار می ری . لذا مسؤولیت داشتن فی نفسه هیچ افتخاری نیست .

اما فخر مثبت :
حالا ببینیم چه چیزهایی مایة افتخار ماست ؟ اگر ما کلمة افتخار برامون خوب باز نشه بعداً راه رو اشتباه می ریم و نمی فهمیم که از این مملکت ، زندگی ، انسانیت و خودمون ، چی می خوایم ؟
امیرالمؤمنین (ع) در مناجاتشون می فرمایند : ” خدایا ! همین عزت و سرافرازی و افتخار مرا بس که من بندة تو هستم و همین افتخار من را کافیست که تو خدای من هستی ! ”
یه کم به اطرافمون دقت کنیم ، موجودات رو یه نگاهی بکنیم : سوسک ، مگس ، گربه ، سگ و . . . هیچ کدوم از اینها اون ارزشی که من و تو داریم رو ندارند . میونِ این همه خلایق ،‌700 هزار نوع مورچه با ژنتیک های مختلف وجودداره ، و خیلی عجیبیه ما الان موجودی به نام انسان تنها یک نوع داریم . اگه از روی رنگ پوست حساب کنیم چهار ، پنج نوع می شه ، اما از نظر ژنتیک هیچ فرقی باهم نداریم . همه ما انسانها یه شکلیم ، یه شخصی که دکتری می گیره همه ما رو ( سیاه ، سفید ، سرخ ) می تونه درمان کنه . چندین میلیارد نوع خلقت ، از جمادات و مایعات و گاز گرفته تا موجودات زنده و یا فاقد روح . میون این همه خلقت ما بنده خداوند شدیم . اشرف مخلوقات ! این بالاترین افتخار ماست .
پس از دیدگاه امیرالمؤمنین (ع) افتخاراتی که برای انسان هست : 1 ـ انسان مقام انسانیت و بندگیِ خداوند رو برای خودش افتخار بدونه . ( همین افتخار مرا بس که بنده تو هستم . ) 2 ـ افتخار به اینکه خداوند خالق ما بوده . ( و این افتخار مرا کافیست که تو خدای منی ! ) این هم خیلی مهمه ، من چشمهام رو که باز کردم دیدم یه وجودِ قادر و متعالی من رو خلق کرده که در بالاترین درجاتِ صفات خوب قرار داره . بهترین کریم ، بهترین رحیم ، بهترین متعال ، بهترین قهار ، همه چیزش در بهترین نوع هست . تو خدای منی !
کسی که خدای خودش رو بشناسه ، این خدا براش بالاترین افتخار هست . می گه : آقا ! ما تو یه جهانی خلق شدیم که در این جهان خداوند تبارک و تعالی ای ما رو خلق کرده که این خداوند خودش موجود عجیبی هست که هیچ عقلی نمی تونه تصورش کنه . پس ما خیلی مهم هستیم . انسانیم !
این انسان وقتی خدا رو شناخت ، این رو می دونه و اطمینان داره که همچین خدایی که برای همین الان ، و برای 60 ، 70 سال دنیای من اینقدر برنامه ریزی کرده ، یک خُلْد و یک جاودانگی هم برای من در نظر گرفته . که اونجا کلی عشق کنم ، کلی صفا کنم . برای من یه عالمه برنامه داره .
شما یه بچة یتیمی رو فرض کنید که بهش می گن : ” آقا ! یه خانواده ای اومدن می خوان سرپرستی تو رو قبول کنند ، اینها پولشون از پارو بالا می ره ، برج دارن ، ویلا دارن و . . . اونجا کلی برات برنامه ریزی کردند ، یک ماه تو پرورشگاه تحمل کن تا بیان دنبالت . ”‌
این بچه هم چون می دونه که چه کسی قرارِ پدرش بشه ، این یک ماه رو با خیال راحت می گذرونه ، می گه : انشاءالله وقتی باهاشون رفتم ، اتاق اسباب بازی دارم ، اتاق فلان دارم ، کلی کیف می کنه .
انسانی هم که خدای خودش رو می شناسه افتخار می کنه و آرام می شه .
3 ـ باز امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند : فخر به همم عالیه است . ” الفخر بل همم العالیه ” خوش به حال اونی که خودش
می گه من یک انسان قوی هستم ! خیلی محکم . هیچ چیز نمی تونه من رو خم کنه . من کوهم ،
روایت هم می فرماید :
” المؤمنُ کَلْجَبَلُ الرّاسخ لایحرِکُ العواصف ” می گه : من کوهم ، افتخار می کنم به اینکه عالم و آدم نمی تونند من رو تکون بدن
. افتخار می کنم به اینکه هیچ زمانی ، هیچ محیطی ، هیچ اطرافیانی ، هیچ کمیت و کیفیت و هیچ لذتی نمی تونه من رو از مسیر خداوند به اندازة یک سر سوزن منحرف کنه . اگر به این درجه رسیدی و تونستی ارادة‌ خودت رو نشون بدی ، افتخار کن ! این افتخار داره . ( همم عالیه )
آقا ! بنده تو این مملکت مسؤول شدم ، هیچ چیزی نمی تونه باعث بشه به اندازه سر سوزنی از دایرة عدالت کنار برم . این افتخار هست . مقام معظم رهبری فرمودند : افتخار یعنی اینقدر روی خودش کار کرده باشه که تمام دنیا رو اگه بهش بدن ، سر سوزن از مسیر الهی کنار نره . بقول پیغمبر اکرم (ص) اگر ماه رو در یک دست و خورشید رو در یک دست دیگه اش قرار بدهند ، سر سوزن از مسیر الهی کنار نره . برای رسیدن به پست و مقام کوتاه نیاد . ( همت عالی و بلند ” الفخر بل همم العالیه ” ) بعضی همت های بلند و کهکشانی دارند ، اینقدر قوی فکر می کنه ، اینقدر محکم هست که اصلاً براش مهم نیست اطرافش چه خبره .
بعضی ها هم ( حتماً دیدید توی مملکت ) بهشون می گن : بادیالیست ! یعنی هر طرف باد بیاد می ره . امشب می یاد اینجا خیلی مرتب ، پیرهن مشکی پوشیده ،‌ خیلی ردیف ، می شینه . دائم دست به محاسنش می کشه ، سبحان الله و الحمدلله هم می گه ، خیلی آروم راه می ره . صبح لباسش رو عوض می کنه با یه محیط دیگه همرنگ می شه . بعد از ظهر یه جور دیگه ! بعضی ها اینطوری هستند . ما از این مُضَبْضَبها در تاریخ اسلام داشتیم ، در تاریخ انسانیت و در تاریخ همین مملکت هم داشتیم . کسانی که تحمل ندارند و نمی تونند تو یه گروهی با جمع همراه نشوند . اینها بزرگترین مشکلشون همینه که همت عالی نیست .
می گه : ” آقا ! من با همه می سازم ، با بد می سازم با خوب هم می سازم ! ” افتخار می کنه ، اصلاً جای افتخاری نیست
نمی شه با همه ساخت .

حالا ببینیم امام صادق (ع) به عنوان امام و اقتدای ما و به عنوان کسی که بالاترین مسؤولیت تاریخ گردنش هست ، کسی که شاگردانی چون حضرت امام (ره) و رهبر معظم انقلاب داره ، افتخار رو در چی می دونه ؟ امام صادق (ع) می فرماید : افتخار در سه چیز است :
1 ـ” در تهجد و نماز شب . ” می خوای در روز برای مردم خوب کار کنی ؟ باید شب اهل خوب معامله کردن با خدا باشی . انسانی که به خدا نزدیک هست ، برای مردم خوب کار می کنه . اونهایی که شعار می دادند : ” آقا ! ما به مردم خدمت می کنیم ، این ثوابش از نماز شب بیشتره ! ” دیدید رفتند و خدمت به جیبهاشون کردند ؟ یه شعر سیاسی هست که می گه :
هر که آمد داد و فریادی فراوان کرد و رفت زخم هایش را به نان و سکه درمان کرد و رفت
اینها کسانی بودند که از نماز غافل شدند . آدمی که الهی نباشه ، آدمی که عاشق خداوند نباشه ، نمی تونه به مردم عشق بورزه . نمی تونه به مردم خدمت کنه .
2 ـ
افتخار دوم : ” به آنچه در نزد مردم است چشم نداشته باشد . ” آقا ! الان اینجا این مسؤولیت مال تو هست . تو خونه تون مسؤولی ، نماینده ولی فقیه در خونه هستی . در اینجا همین رو داشته باش . اگر که بخوای به دور و ورت چشم داشته باشی ، از خودت و از مردمت غافل می شی . مراقب باش ! ( به آنچه در دست مردم هست چشم نداشته باشد . )

3 ـ از همه مهمتر و بالاترین افتخار این است : ” ولایت و محبت به محمد و آل محمد (ص) . ” خوش به حال اونهایی که در زندگی شون وقتی مسؤولیت می گیرند از خودشون غافل نمی شن
. همه شما بالاخره توی این مملکت یه مسؤولیتی می گیرید ، می دونید مسؤولین این مملکت چه کسانی هستند ؟ از تویی که تو اداره کارمند آبدار خونه هستی ، تا تویی که مغازه داری و یکی از اهرمهای اقتصادیِ این جامعه هستی ، تا کسی که فرمانده کل قواست . همه مسؤولند . می گن : آقا ! مسؤولین بد هستند ! خُب تو هم مسؤولی ، خودت خوبی ؟ تویی که داری داد می زنی ، از رشوه خواری و پارتی بازی و فلان و فلان شکایت می کنی ،‌ پس چرا خودت تو آبدارخونة مسجدتون چایی خوش رنگ رو به رفیقت می دی ؟ چرا روی خودت کار نمی کنی ؟ چرا از همین الان مراقب نیستی ؟ تو که تو همین تشکیلات ، رفیقت رو جلو می ندازی ، فردا اگه به یه جایی برسی ، بهت رو بندازند که سفارش پسرشون رو بکنی ، حاضری بگی : ببخشید ، خیلی دوستت دارم ، برادرم هستی ،‌ خواهرم هستی ، پسر عموم هستی ، اما مسؤولیت مال من نیست . مال خون شهداست ، مال امام (ره) هست ، امامی که نوه اش رو زندان انداخت ، امامی که به پسرش هیچ مسؤولیتی نداد ، و گفت نمی خوام چیزی گیرِد بیاد . همین الان هم نوه شون چیزی نمی خوان . مسؤولیت از این امام (ره) به من رسیده .
خودتون رو پاک نگه دارید . خوب دقت کنید ! روی کارهاتون بررسی داشته باشید ، از همین کارهای کوچیک شروع کنید ، از سرویس دهی و کار مستحبت در کانون شروع کن ، الان که یه مسؤولیت کوچیک داری ، اگر هوای نفست رو نتونی حذف کنی ، ( به اونهایی که قیافه شون رو بیشتر می پسندی بیشتر سرویس ندی ) فردا که مسؤولیت بزرگتر بهت می دن ، بقیة‌ هواهای نفسانی ، سفارشها ، امیال و . . . هم پشتش می یاد ، اونجا دیگه نمی تونی پا روی هوای نفست بگذاری .
پس مراقب باشید ، اولین کلمه که گفتیم افتخار : افتخار در همت عالیست تا همت عالی نداشته باشی ، کلمه بعدی مقام معظم رهبری اصلاً نمی شه واردش شد ، اصلاً خدمت یعنی چی ؟ کسی که هنوز کلمه افتخار براش جا نیفتاده به خدمت نباید فکر کنه . اول افتخار رو برای خودت درست کن . همت عالی ، تهجد ، چشم نداشتن به مال مردم و ولایت اهل بیت (س) .





 
  • بازدیدهای این وبلاگ ?
  • امروز: 43 بازدید
    بازدید دیروز: 37
    کل بازدیدها: 521045 بازدید
  • ?پیوندهای روزانه
  • درباره من
  • فهرست موضوعی یادداشت ها
  • مطالب بایگانی شده
  • موضوع درباره امام زمان
    رضایت از خدا و از زندگی
    شرح دعای صحیفه
    شهدا از دیدگاههای مختلف
    امام سجاد و سختیهای بزرگ
    امام سجاد و جدش رسول الله
    امام سجاد و پناه به خدا
    امام سجاد و روز شب
    امام سجاد و فرشتگان
    حکایات هاشمی نژاد-400حکایت
    حکایات فاطمی نیا-100 حکایت
    حکایات استاد دانشمند-120 حکایت
    حکایات شیخ احمدکافی_60حکایت
    حکایات انصاریان_120حکایت
    حکایات مرحوم فلسفی_ 45حکایت
    حکایات شهید دستغیب_ 50 حکایت
    متن حکایات علامه حلی_10حکایت
    متن6حکایت از شیخ صدوق
    متن حکایاتی از شیخ عباس قمی_ره
    متن حکایات شیخ مرتضی انصاری
    وصال یار(1)
    وصال یار(3)
    وصال یار(2)
    وصال یار(4)
    وصال یار (5)
    وصال یار (6)
    یقین و محبت (1)
    یقین و محبت(2)
    یقین و محبت (3)
    یقین و محبت (4)
    هیئت علیه هیئت
    ملکوت انسان (1؛2؛3)
    مکتب عشق
    آسمانی شدن
    جهاد علمی
    توبه
    اخلاق کریمان
    موفقیت و سعادت
    متفرقه ها-مهم
    دید ما نسبت به مردم
    عمل به فرهنگ شهادت
    لینک ارگانهای مختلف و مراکز گوناگون
    هر چه می خواهد دل تنگت بپرس
    دانلود شبهات وهابیت و مسائل مربوطه
    فتاوای خنده دار و مستند وهابیها
    حکایت مختلف شخصیه دیدن داره ها
    تصاویر موضوعی
    افتخار خدمت به مردم(1؛2؛3)
    حرف حساب اینجاست...
    دانلود سخنرانی های حضرت امام خمینی
    منبر های آقای فاطمی نیاء-72 منبر
    منبر های آقای دانشمند
    منبر آقاتهرانی
    منبر آقای صدیقی
    منبر علامه مصباح یزدی
    منبر مرحوم فلسفی
    منبر مرحوم کافی
    منبر استاد مردانی
    منبر حجه الاسلام هاشمی نژاد
    پیرامون امام زمان-آیه الله ناصری
    طب قرانی-استاد خدادادی
    طب اسلامی -دکتر روازاده
    شخصی هاش این توست
    اخلاق(آقا تهرانی)
    شیعه...
    عکسها به سلیقه من...
  • اشتراک در خبرنامه
  •  
  • لینک دوستان من
  • لوگوی دوستان من
  • آهنگ وبلاگ من
  •