سفارش تبلیغ
صبا
حمله غرب به حجاب (چهارشنبه 88/2/9 ساعت 9:55 عصر)

 

 







داستان کسی که هتک حرمت کرد(داغش کن) (چهارشنبه 88/2/9 ساعت 12:40 صبح)
 

داستان عبرت انگیز مردی که هتک حرمت کرد!

 

ادامه مطلب...








اگه این نقشه را درست کردی(جایزه داری) (سه شنبه 88/2/8 ساعت 11:0 صبح)
پدری نقشه جهان نمایی را قطعه قطعه کرد و به فرزندش گفت درستش کن
بچه هر چی فکر کرد گفت نمی شود
پدر گفت فرزندم در پشت ان نقشه تصویر آدمی است آن را درست کن نقشه درست می شود
آدم را درست کن عالم درست می شود
آدمی در عالم خاکی نمی اید به دست
عالمی از نو بباید ساخت وزنو آدمی
قابل توجه همه اونهایی که میخوان تحول ایجاد کنند در هر سطح و ابعادی اول باید خودمان را درست کنیم تا بقیه درست شوند
نظر بده و داغش کنی هاااااااااا




عاشق ها (بخونند) (سه شنبه 88/2/8 ساعت 10:33 صبح)
شبی مشغول مناجات بودم. دیدم پروانه امد و دور چراغ گرد سوز شروع به چرخیدن کرد و در حال گردش یک طرف بدن خود را به چراغ زد و افتاد و امام جان نداد
دیدم با زحمت بسیار مجددا خود را حرکت داد و طرف دیگر بدنش را انقدر به نور چراغ نزدیک کرد تا خود را هلاک ساخت
در این جریان به من الهام کردند
فلانی عشق بازی را از این پروانه یاد بگیر
نظر یادت نره و داغش کنی هاااااااااا




دلت را بشور (دوشنبه 88/2/7 ساعت 12:2 عصر)

بقال شیر خود را در ظرف نشسته نمی ریزد

آیا خدا محبتش را دل نشسته از غیر میریزد؟؟

دلهایتان را شستشو دهید





خبر جدیِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِد:دست دادن با نامحرم آزاد شد!! (یکشنبه 88/2/6 ساعت 9:54 عصر)
 

شیخ "یوسف قرضاوی" رئیس اتحادیه علمای مسلمان و از چهره های سرشناس اهل سنت، طی اظهاراتی فاش کرد که او نظرات و فتواهای خاص و عجیبی دارد اما از ترس اینکه برای وی جنجال بیافریند، همواره از اعلام آنها خودداری کرده است.

به گزارش شیعه آنلاین،‌ شیخ "یوسف قرضاوی" در ادامه اظهارات خود گفت: من فتوایی دارم که بر اساس آن مرد مسلمان می‌تواند در ضرورت با زن اجنبی (نامحرم) دست بدهد اما از ترس اینکه با واکنش مسلمانان مواجه شوم و برای من جنجال آفرینی کند، هیچ گاه این فتوای خود را اعلام نکردم.


"قرضاوی" که در سمینار وزارت سازمان اوقاف قطر سخنرانی می‌کرد در ادامه افزود: نه تنها من، بلکه بسیاری از علمای اسلامی معاصر از اعلام برخی نظرات و فتواهای خود به شدت بیم دارند زیرا می ترسند که با واکنش شدیدی روبرو شوند.


وی در ادامه در مورد فتوای دست دادن با زن اجنبی گفت: مرد مسلمان می تواند فقط در دو شرط با زن اجنبی دست بدهد. یک در صورت ضرورت و دوم در حالتیکه که موجب وقوع فتنه نشود.





آخوندی که امام جماعت اشرار شد(بخون) (پنج شنبه 88/2/3 ساعت 10:41 عصر)

یکی از اساتید مطلبی رانقل می کنند که جالبه بخونید
در یکی از مناطق بلوچستان ایران یکی از اساتید ما که از انسانهای عالم و زحمتکشه روزگاره رفته بودند برای تبلیغ معارف دینی در ماه محرم
ایشون می فرمودند چند روز بود که گذشته بود از ماه محرم و من در حال استراحت بودم در منزلی که برای  من تهیه شده بود کسی امد و در زد و پرسید :حاج آقا مسئلتن!!سئوال شرعی دارم؟؟!!
گفتم بفرمایید
وارد خونه شد  در را که بستم  گفتم بفرمایید دیدم
بسم الله الرحمن الرحیم:آقا با یه اسلحه طرف من نشونه رفته و میگه حاج آق برگرد
گفتم چی شده آقا ؟؟منو اشتباه نگرفتی؟؟
گفت:بیا لباسهات را بپوش حرف نزن
گفتم علی عینیییییییییییبه دیده اجبار چششششششششم
رفتم  عبا و عمامه ام را برداشتم و همونجا گفتم:یا سید الشهداء من برای تو امدم اینجا تبلیغ خودت هم حلش کن
ما را بردند و با همون دور اخر عماممون(تحت الحنک)چشمام را بستند و نشوندنمون تو یه ماشین تویوتا 84سوار کردند و یه ماشین جلو و یه ماشین عقب سرعت بالا راه افتادیم رفتیم تو بیابان
تو راه فقط ذکر می گفتم و متوسل به ائمه شده بودم.
وسطهای راه گفتم میشه چمهام را باز کنید؟؟
چشمام را باز کردند و دیدم وسط بیابان با سرعت بالا به حدی که پشت سر ما تا 20 کیلومتر وسط بیابان گرد و غبار رو هواست
گفتم فاتحهههههههههههههههههههههه
بیچاره شدی رفت
الان سر از دوشنبه یا سه شنبه پاکستان در میاری!!
میگفتم بد بخت میان و میگن فلانقدر میلیون باید بدید تا آزادش کنیم نمیدن و همینجا رگبارت می کنند
دو ساعت تو راه بودیم ورسیدیم جایی وسط بیابن و سط یه گودال بزرگ ماشینها را نگه داشتند و ما را پیاده کردند
 پیاده شدیم و مونده بودیم چه کنیم چند تا چادر بود که روی هم رفته  این ها 50 نفر می شدند
نزدیک های نماز مغرب شد
پرسیدم اجازه میدید نماز بخونیم
گفتند بله رفتند یه  ظرف نوشابه خانواده اب اوردند و من وضو گرفتم و قبله را پیدا کردم و میخواستم نمازم را ببندم
دیدم میگن یا اللهههههههههه یاااللههههههههههه
برگشتم دیدم
جل الخالق اینها همه وضو گرفتند و آمدند نماز بخونند
پیش خودم گفتم به به 
همه امام جماعت مومنین میشن تو شدی امام جماعت اشرار
نماز شروع شد و تمام شد و من گفتم
خب من سئوال دارم یکی اومد و صورتش را باز کرد گفت بپرس
گفتم منو برای چی اوردین؟؟من هیچ کاره ام !!من روضه خوان امام حسینم و بس
گفتند جریان اینه :تو دیروز که داشتی در مسجد فلان آقا  روضه میخوندی رییس اشرار اونجا بوده و  نشسته بوده پای روضه شما و خیلی دلش شکسته
و لذا در طرح ارتقای معرفت اشرار که برای ما گذاشتن تصمیم گرفتن شما را دعوت کنیم به زور و برای ما روضه بخونید
گفتم حالاااااااااااااا خوب شد
هیچی مشستیم روی داشبورد تویوتا و یه اکو همراه اوردند و من گفتم من باید اول صحبت کنم بعدا روضه گفتند باشه همه اشرار نشستند و من بسم الله الرحمن الرحیم
استاد با گریه می فرمودند انچنان  عظمت سید الشهدا اینها را گرفته بود که حرف نمی زدند
به برکت سیدالشهدا کاری با انان کردم که همه انها سجده به روی خاکهای داغ بیابان رفته بودند
و انجا این روضه را خوندم

در حشر که هر کس زگناهی فتد از پای
چشم همگی واله و حیران حسین است
بخشودگی اهل گنه در صف محشر
وابسته به یک گردش چشمان حسین است
گیرم که ملک قفل زند بر در جنت
با اذن خدا قفل گشاینده حسین است
گیرم که خداوند نبخشد احدی را
ناامید نشو شیعه که بخشنده حسین است

استاد می فرمودند:تمام ان اشعار توبه کرده و خود را معرفی کردند و در حق انها تخفیف زیادی خورد و بعد از  رندانی کشیدن  الان از مومنین بسیار خوب و اهل تقوی ان منطقه هستند  و هم امنیت انجا را برقرار می کنند و هم اینکه کار فرهنگی می کنند
براستی

حسین فرمانروای کل هستی است




   1   2   3      >
 
  • بازدیدهای این وبلاگ ?
  • امروز: 30 بازدید
    بازدید دیروز: 37
    کل بازدیدها: 521032 بازدید
  • ?پیوندهای روزانه
  • درباره من
  • فهرست موضوعی یادداشت ها
  • مطالب بایگانی شده
  • موضوع درباره امام زمان
    رضایت از خدا و از زندگی
    شرح دعای صحیفه
    شهدا از دیدگاههای مختلف
    امام سجاد و سختیهای بزرگ
    امام سجاد و جدش رسول الله
    امام سجاد و پناه به خدا
    امام سجاد و روز شب
    امام سجاد و فرشتگان
    حکایات هاشمی نژاد-400حکایت
    حکایات فاطمی نیا-100 حکایت
    حکایات استاد دانشمند-120 حکایت
    حکایات شیخ احمدکافی_60حکایت
    حکایات انصاریان_120حکایت
    حکایات مرحوم فلسفی_ 45حکایت
    حکایات شهید دستغیب_ 50 حکایت
    متن حکایات علامه حلی_10حکایت
    متن6حکایت از شیخ صدوق
    متن حکایاتی از شیخ عباس قمی_ره
    متن حکایات شیخ مرتضی انصاری
    وصال یار(1)
    وصال یار(3)
    وصال یار(2)
    وصال یار(4)
    وصال یار (5)
    وصال یار (6)
    یقین و محبت (1)
    یقین و محبت(2)
    یقین و محبت (3)
    یقین و محبت (4)
    هیئت علیه هیئت
    ملکوت انسان (1؛2؛3)
    مکتب عشق
    آسمانی شدن
    جهاد علمی
    توبه
    اخلاق کریمان
    موفقیت و سعادت
    متفرقه ها-مهم
    دید ما نسبت به مردم
    عمل به فرهنگ شهادت
    لینک ارگانهای مختلف و مراکز گوناگون
    هر چه می خواهد دل تنگت بپرس
    دانلود شبهات وهابیت و مسائل مربوطه
    فتاوای خنده دار و مستند وهابیها
    حکایت مختلف شخصیه دیدن داره ها
    تصاویر موضوعی
    افتخار خدمت به مردم(1؛2؛3)
    حرف حساب اینجاست...
    دانلود سخنرانی های حضرت امام خمینی
    منبر های آقای فاطمی نیاء-72 منبر
    منبر های آقای دانشمند
    منبر آقاتهرانی
    منبر آقای صدیقی
    منبر علامه مصباح یزدی
    منبر مرحوم فلسفی
    منبر مرحوم کافی
    منبر استاد مردانی
    منبر حجه الاسلام هاشمی نژاد
    پیرامون امام زمان-آیه الله ناصری
    طب قرانی-استاد خدادادی
    طب اسلامی -دکتر روازاده
    شخصی هاش این توست
    اخلاق(آقا تهرانی)
    شیعه...
    عکسها به سلیقه من...
  • اشتراک در خبرنامه
  •  
  • لینک دوستان من
  • لوگوی دوستان من
  • آهنگ وبلاگ من
  •