سفارش تبلیغ
صبا
عمل به فرهنگ شهادت(2)2 (جمعه 87/9/15 ساعت 9:41 عصر)
نکته بعدی این است که یکی دیگه از موانع فرهنگ شهادت متولیان فرهنگ شهادت هستند ، اولین متولیان فرهنگ شهادت ، کسانی که با فرهنگ شهادت یک برهه أی خو گرفتند ، یک برهه أی رفتند جنگیدند ، با این فرهنگ زندگی کردند اما برگشتند و بریدند و الان به عنوان رزمنده و 000 بهشون نگاه می کنند و می گن اگه فرهنگ شهادت اینه ما نمی خوایم ! یه عده خشونت گرا شدند ، یه عده تجمل گرا ، یه عده دنیا گرا ، یه عده مقام گرا ، یه عده ریا گرا شدند , حالا می گن ریا گرا دیگه باز چه مدلیه ؟ دهخدا اگه بشنوه تو قبر می لرزه ، این دیگه چی بود گفتی تو ؟! ریا گرا یعنی اینکه صبح تا شب خاطره تعریف کردن ، بابا چه خبره دیگه ؟ صبح تا شب جوونها رو بشونه ، 2 تا خاطره اشکی تعریف کنه گریه کنن ، بسه دیگه این ها رو بگذار برای یه زمان دیگه ، یا گریه هم نکنند ، بابا این خاطره ها هیچ فرقی با روضه نداره ، تو که تا مستمعت حال نداشته باشه روضه نمی خونی این هم همونه دیگه . مردم دیگه خسته شدند ، گفتند تا کی باید بشنویم ؟ فلانی فلان جا افتاده سرش قطع شده ، فلانی دست و پاش قطع شد ، خُب یه چیزی به ما بگو فلانی چه جوری زندگی می کرد ؟ و نمی گن !
اصلاً از این چیزها نمی گن ، به ما بگو الان چی کار کنیم ؟ اصلاً این علم رو دنبالش نرفتن . الان من باید چی کار کنم ؟ حالا فلانی اونجا افتاد سرش بریده شد یه روز دیگه هم جنگ بشه من می رم ، الان باید چه کار کنم ؟ اینها که روضه داری میخونی که مثل مجلسهاست که مجلس بعضی ها فقط روضه هست . این نمی مونه . دومین متولی فرهنگ شهادت روحانیت هستند ( ما ) که اینها هم بعضی هاشون مانع هستند برای فرهنگ شهادت ، چون فرهنگ شهادت با فرهنگ دینی ما گره خورده ، و ما متولی های دین هستیم ، لباس دینی پوشیدیم ، متولی دین هستیم ، می گن آقا فرهنگ شهادت اینه ، اینجور زندگی کردن ، واینجور پول گرفتن و این جور رفتن واینجور خوردنه ؟! فرهنگ شهادت اینجور به غذانگاه کردنه ؟فرهنگ شهادت این جور ازدواج کردنه ، اگه اینه نمی خوایم . دم از فرهنگ شهادت زدن اصلاً نمی شه ، آدم دین رو حذف کنه . بگه آقا روحانیت چی کار به فرهنگ شهادت دارن مگه جبهه بودن ؟ آقا خُب به هم گره خورده ، هر یک روحانی که یک جایی یه مقدار با اخلاقش و عملش دین رو خراب کنه در حقیقت یک مانع جلو فرهنگ شهادت درست کرده ، چی بگه اون بچه جبهه دیگه ؟ چی می خواد بگه ؟
سوم متولیانی که در دانشگاهها و مدارس باید این کار رو انجام بدن . یه عده شون باز موانع فرهنگ شهادت هستند مثل مربیان پرورشی ، به این شغل مربی پرورشی به دید شغل نگاه کردن این آفت فرهنگ شهادت است . این باید عشق باشد ، این که تو تربیت معلم بیان یه عده رو به خط کنند بگن از جلو نظام ! خبر دار ! این ستون بره ریاضی ، این ستون بره فلان ، اون ستون بره فلان ، یا اونهایی که نمره آوردن برای فلان جا برن ریاضی ….. و اونهایی هم که هیچ جا نیاوردن برن مربی پرورشی بشن ! فرهنگ شهادت رو ما نمی تونیم با این قضیه بالا ببریم باید عاشقان رو برای این شغل انتخاب کرد ، بذارید من دفاع هم بکنم ، مربی های پرورشی هم جای دفاع ازشون هست ، اگه خوب کار نمی کنن ، مربی پرورشی که صبح تا ظهر سر کلاسه ، ظهر تا بعد از ظهر هم سر کلاسه ، شب هم کلاس خصوصی داره که زندگیش بچرخه این بدبخت چه عشقی براش می مونه ، خُب این هم هست دیگه . من اینقدر شارژ می یام می شینم حرف می زنم روزی فوقش 2 ساعت ، نه که 15 ساعت ! نمی شه آقا حرف زد مگه الکیه ؟! سیستمی که الان در آموزش و پرورش ما هست برای مربیان و معلمان اینقدر فشرده هست و اینقدر این بدبختها برای ساعتی سیصد _ چهار صد _ پونصد تومن و حتی 250 تومن باید بدوند و اینقدر هشتشون گرو نه شون هست که اصلاً جایی برای مغز نمی مونه که به فرهنگ شهادت بپردازه . همون بچه جبهه هم داره می یاد سر کلاس درس می ده لاستیک ماشینش می ترکه یادش می یاد باید بیست هزار تومن بده لاستیک بخره ، اینه که فرهنگ شهادت و همه از سرش می پره . خُب پس اصلاً این نهاد رو حذف کنیم ، این نهادعشق می خواد ، بیایم یه سری داوطلب رو انتخاب کنیم بگیم روزی 2 ساعت بیا تو هر دبیرستانی صحبت کن ، بعد هم برو . عشق می خواد این فرهنگ . نمی دونم ، فکر کنم شهید شده ، خدا رحمتش کنه ، مربی پرورشی مون
رو ، سال 59 که راهنمایی بودم اون زمان مربی پرورشی بود که خودش جانباز زندانهای شاه بود ، آقا این از صبح تا شب ، شب تا صبح فقط با بچه ها حرف می زد ، راه می رفت ، و چه نیروهایی ساخت این ؟ و چقدر از بچه هایی که این باهاشون کار کرد شهید شدن ، و جالب اینه که خودش که فکر می کنم شهید شد ، خانمش هم شهید شد . خانمش رو منافقین کشتند . این بساطی هست که باید باشه . بساط عشق ! نه بساط تدریس و تعلیم و معلمی !
فرهنگ شهادت عشق می خواد ، نمی شه بیای وایسی درس بدی بری ، این سیستمی که الان جمع شد ، ـ سیستم ترمی واحدی ـ که اصلاً بلای کار این مربی ها شده بود ، دانش آموز در اختیار مربی نبود ، در اختیار مدرسه هم نبود دیگه ، در اختیار پدر و مادرش هم نبود ، کلی فراغت داشت می رفت تو خیابون و 000 کی می خواست به این فرهنگ بده ؟ و ششمین مانع برای فرهنگ شهادت ، این رو حالا شاید تعجب کنید که تو که آقا اینقدر می گفتی علم و درس و کنکور و نمی دونم دانشگاه و فلان و فلان این دیگه چه حرفیه ؟! ششمین مانع برای فرهنگ شهادت درس هست ! چرا ؟ این چیزی که الان در جامعه آموزش و پرورشی ما و حتی در دانشگاه ما خیلی داره شعار کلیشه می شه اینه که هدف در دبیرستان ما فقط کنکور است ، فقط کنکور ! دبیرستانی موفق هست که بالاترین ورودی رو به دانشگاه داشته باشه . صد تا ورودی داره ، 90 تاش آدمهای فاسده ! چرا تو داری می گی موفقه ؟ 90 تا شغل سهمیه مملکت داره می ره دست کسی که روش کار اخلاقی نشده ، بعد می گی این دبیرستان موفقه ؟ مگه امام (ره) نگفت علم بدون تعهد ضررش بیشتر از کسی هست که جاهله ؟ تو می گی این دبیرستان موفقه ؟ بهش لوح تقدیر می دی ؟ می یاد صدا وسیما هِی برنامه پر می کنه که جوان موفق کسی است که در المپیاد اول شده باشه یا کنکور . بابا این همه جوون داریم ما ، یه عده از این جوونها دارن برای خدا کار می کنن ، یه عده دارن قلبها رو منقلب می کنن ، چرا می گی اون جوون موفقه ؟ جوانان موفق ما یا تو ورزش الان موفقند یا تو درس ، چیزی که مطرح نیست فرهنگه ، چیزی که مطرح نیست خدمته ، بابا کی گفته جوان موفق فقط اونه که درس خونده ؟ بنده جوان موفق می خواین بگم تو شیراز کیه ؟ تو همین شیراز ؟ جوانی است که چشمهاش از اینقدر بیشتر رو نمی بینه ( فاصله تقریباً 10 سانتی از چشم ) و کرو لاله ، و یکی از حساسترین نقاط استراتژیک نظامی این مملکت یعنی موشک سازی رو ، با تخصص بالاش یه قسمتش رو داره می چرخونه ، من خودم از نزدیک دیدمش در یه بازدید ، این جوان موفقه . ببین چه کار داره می کنه این ؟ با دست فقط با لمس ، بدون این که به گوشش چیزی رسیده باشه که بتونه یاد بگیره ، یا چشمهاش چیزی دیده باشه که بتونه مطالعه کنه ، این چه جوری اینقدر گرفته ؟ این جوان موفق هست ، کی می گه کنکور هدفه ؟ اونهایی که کنکور قبول نشدید چرا غمباد گرفتید ؟ مخصوصاً برادرها ، چه خبره ؟ کی گفته تو ممملکتمون همه باید دانشجو بشن ؟ بابا این دانشجوهای همین الان ما چه گُلی به سر مملکت زدن ، لیسانس بیکار ، آمار بدم بهتون ؟ فوق لیسانس بیکار ، آمار بدم بهتون ؟ دکترای بیکار ، آمار بدم ؟ چرا نمی رید جای دیگه خدمت کنید ؟ من می دونم چرا ؟ برای اینکه برای تو کنکور رو بُت کردن ، چرا فکر می کنی کنکور اگه قبول شدی به همه آرزوهات رسیدی برو با دانشجوها مصاحبه کن و چرا فکر می کنی اگه کنکور قبول نشدی از همه آرزوهات موندی ؟ برو ببین تو جامعه چه خبره ؟ مگه ما دردهای جامعه مون رو فقط و فقط کنکور درمان می کنه ؟ و این بُت رو در دبیرستان و دانشگاه برای تو ساختند . باید مراقب باشی ، این خیلی مهمه . ما خیلی چیزهای دیگه لازم داریم ، کار برای خدا ، کار برای فرهنگ ، خیلی کارها زمین مونده ، کارهای بدنی ، اقتصادی ، اینها رو کی می خواد انجام بده ؟ قراره همه برن مهندس بشن ، بشینن پشت میز ؟ پس کی باید بره تو معادن ما کار کنه ؟ کی باید تخصص بگیره ؟ چرا بناهای ما مهندسین راه و ساختمان ما رو قبول ندارن ؟ چرا اینطوری شده ؟ چرا لوله کشهای ما از متخصصین لوله کشی دانشگاه بهتر بلدند ؟ چرا فوق لیسانس مکانیک ما اندازه یه مکانیک ما بلد نیست ماشین رو پیاده کنه ایراد موتورش رو بفهمه ؟ برای اینکه تورفتی دانشگاه فکر کردی همه چیز اونجاست . بابا همه چیز بیرونه بازار کار پس برای کیه ؟ این همه زمین و موات که افتاده چرا نمی رن کار کنن ؟ منتظر میز هستن دیگه ‍ این دومین مانع در این بحث در فرهنگ شهادتِ . تو دانشگاه هم بهش اینجوری یاد می دن ، تو دانشگاه کاری بار نمی یارن ، تو دانشگاه کسی برای این دل نمی سوزونه ، تو دانشگاه دروس معارف ما هیچ دردی رو درمان نمی کنه ، تو دانشگاه فقط و فقط نهادهای غیر رسمی ، اینهایی که در حاشیه برای خودشون 4 تا جوون جمع شدن برای خودشون کار فرهنگی می کنن ، کسی اونجا نهادینه فکر نکرده که آقا این واحد دانشگاه اسمش آدم سازی هست . مگه نگفت امام (ره) که کارخانه آدم سازیست دانشگاه ؟ کو ؟‍ در دانشگاه ما هیچ کدوم از درسهای ما در مسیر آدم سازی جلو می ره ؟ دانشجوهای خوبما که تو دانشگاه یاد نگرفتن ، پس مراقب باشید ، این بُت نشه براتون چون همه چیز می ا ندازدت ، آقا شب قدر بنشین درس بخون صوابش بیشتره ، کی گفته ؟ آقا تومفاتیح نوشته ، برو بابا تو بلد نیستی بخونی ، چی می گی تو ؟ اونی که تو مفاتیح نوشته علم معرفتیه ، نه این علمهایی که برای پوله ، یارو می خواد بره خواستگاری بگه مهندسم شب قدر می نشینه می گه درس بخونم ، برو بابا ببینم ، علم برای خدا ، معرفت نفس و معرفته الله . این علم رو گفتن صوابش از عبادت بیشتره ، وگرنه باید روزت رو تقسیم کنی ساعت عبادت باید بذاری کنار . آقا کجایی چرا نمی یای جلسه ؟ آقا کنکوری شدیم دیگه از اول مهر ، بابا 9 ماه مونده که ، نه دیگه ، برو بابا توهم ، تو بری دانشگاه هم به درد نمی خوری ، مگه ما کم داریم ، گفتم بهتون در آمار قبولی کنکورها بعضی از بچه هایی هستند که از فعالترین بچه های این تشکیلاتند و یه عده أی هم که رفتند توخونه نشستند مثلاً برای خودشون درس بخونند ، هیچی هم نشدند ، فوقش هم قبول شده ، بعدش هیچی نمی شه به چه درد مملکت می خوره ، به درد خودش فقط می خوره ، به درد خواستگاری رفتنش و خونه خریدنش و ماشین خریدنش می خوره ، ما همچین کسی می خوایم تو جامعه مون بار بیاریم ؟. ما همچین دکتری
می خوایم ؟ ما همچین مهندسی می خوایم . ما مهندس می خوایم که بیاد اینجا 3400 کیلومتر آسفالت این مملکت رو بهش بدن و آسفالت کنه و بعد هم پولِ رو بگیره و بره بعد از 3 ماه ببینند که آسفالت ترک خورده . بفهمن یه موادی رو کم ریخته و در هر متر مربع 3000 تومن سود کرده ! این رو می خوایم ؟ مهندس می خوایم که سد بسازه آب که می ریزن پشتش بعد از چهار روز ، سد وا می ره ، اینو می خوایم ما ؟ تازه اینو انتخاب کرده دولت که مهندسِ متخصص هست . بابا ما دکتر و مهندس متدین می خوایم . دکتری می خوایم که دنبال مریض بدوه ، نه اینکه بنشینه بگه پول رو ریختی به حساب ؟ بابا این کلیه اش داره می افته ، می گه اول پول رو بریز به حساب ‍ کم داریم از اینها ؟ ما از اون ورش رو می خوایم و اینها آموزشی داده نمی شه ، مگه اینکه هیچ وقت ارتباطت رو با عبادت کم نکنی ، (قطع نکنی ) یکی از موانع فرهنگ شهادت همین شده . یه ماه ، دو ماه ، سه ماه که گذشت اصلاً فرهنگ شهادت از ذهنت بیرون خواهد رفت .
و
مانع بعدی ، تفکرات غیر منطقی که در این مسیر هست :
مثل این جمله أی که برادرمون اخیراً فرمودند که به هر حال برخی جملاتی که این بزرگوار می فرمایند قابل دفاع نیست ، این که دیگه اصلاً قابل دفاع نیست . یعنی من خیلی کم اشاره می کنم ولی این دیگه به قول مشهدی ها خیلی گوشه اش بازه . نمی شه اصلاً رو منبر نگفت ، ربطی به جناح بازی ها هم نداره . این که فرمودند : آقا جنگ ما رو باید روش فکر کنیم ببینیم مقدس بوده ، نبوده یا این برادر کشی هست یا نیست ؟ این دیگه خیلی گوشه اش بازه . حالا بعضی حرفها رو می شه روش صحبت کرد . این دیگه خود خانمش هم می گه بابا به من ربطی نداره برید از خودش سوال کنید ، من نمی تونم جواب بدم ! این دیگه بابا یعنی چی ؟ خود شماها تو روزنامه ها مقاله می نوشتید ما تحریک شدیم رفتیم جنگیدیم ، مقاله هاتون یادتون رفته ؟ روزنامه اطلاعات و این ور و اون ور . ما مقاله های شما رو خوندیم ، رفتیم جنگیدیم ، و جالب اینه که در همون مقاله یِ مال اون زمان یه جمله أی از این بزرگوار من خوندم که فهمیدم چرا فرهنگ شهادت از وجود برخی خیلی ………. یه جمله أی بود که خیلی اظهار تواضع به رزمندگان کرده بود و بعد گفته بود که حیف که تکلیف نمی گذارد به جبهه بیایم . تموم شد ، من اگه اون زمان اینو خونده بودم می دونستم که این زمان می گه برادر کشی هست . جبهه نیومدی دیگه همون ، تکلیف چی ؟ تکلیف همینِ که به این جا برسی ، مثل همین درس خوندن ها . تکلیف نمی ذاره عبادت کنم ، تکلیفِ چی ؟ نیومدی جبهه پس برای همین نمی تونی بفهمی چه خبر بوده . شاید 10 سال دیگه بگی هیچی ما برادر کشتیم اونها داشتن خواهر می کشتن . ما کاری نداشتیم اصلاً مسیر این مسیره . برادر کشیه ، نه داد می زنم نه فحش می دم ، فقط خیلی محترمانه به این بزرگوار می گم که آقا من شما رو درک می کنم ، نیومدی جبهه ‍ ، اون زمان که مقاله های شما رو می خوندیم وتهییج می شدیم ، اشک از چشم هامون جاری می شد می رفتیم خون می دادیم ، بچه های جنگ ، و یکی از دوستان نزدیک من سه ماه پیش سکته کرده ، از بچه های جنگ ، مرده و دیشب من فهمیدم علتش چی بوده ، این دوست بزرگوارمون در اثر فشار اقتصادی مدت یک سال بوده که نیمه شبها در شمال شهر از کیسه های زباله شمال شهریها پلاستیک ها رو جمع می کرده می فروخته و در اثر همین فشارهای روحی و روانی این سکته کرد و مرد در سن 35 سالگی ‍ .
خُب اینها مقاله های شما رو خوندن ، رفتن خون دادن ، حالا برادر کش شدن . دیگه بریم زباله جمع کنیم بعد هم بمیریم دیگه ؟ من به شما حق می دم . به شما نگفتند تکلیف اینه که بری جبهه ، گفتن تکلیف اینه بشینی بنویسی ‍ ! خدا لعنت کنه اونی که بهت اینو گفت . باید می یومدی جبهه ! حق با تو هست درک نمی کنی دیگه ‍ . چقدر ما زور داریم می گیم ، معلوم نیست دفاع ما مقدس بوده یا نه ؟ خوبه بابا هنوز عکس امام (ره) بالا سر ما هست . این حرفها رو اونهایی که تودامن جناح می افتن دفاع می کنن اینها کین دیگه ؟ به خاطر جناح سیصد هزار شهید رو که نمی شه فروخت ! . ما که تو هیچ جناحی نیستیم به هر دو جناح هم ایرادها رو می گیم اما این جناح محترم تو رو خدا یه واکنشی نشون بدید بابا خیلی از شما برادر شهیدید ‍ خیلی هاتون جانبازید ‍ خیلی هاتون نمی دونم پدر شهیدید ، خیلی هاتون بچه ها و فرزند ها و اقوام و 000 طفلکی ها با تهیج همین ها رفتن جبهه ، خون دادن ، الان مادرش کمرش خم شده چرا هیچی نمی گید شما ؟ اینهام مالِ رأی گیریه ببخشید نمی دونستم ، خُب بگذریم .
آخرین مطلب : تطبیق ندادن فرهنگ جبهه با زمانه فعلی . جزء تفکرات غیر منطقی هم می شه این رو آورد . یه عده فکر کردن هنوز جنگه ، یادم نمی ره که زندان مشهد شورش کرده بود ، زنگ زدن به پایگاه های بسیج ، ما هم بودیم و رفتیم ، او زمان همه بچه های جنگ بودن سال 69 _ 70 بود . رفتیم و سریع تجهیز شدیم و اومدیم جلو زندان وایسادیم ، و یکی از این بچه هایی که خیلی شیر بود تو جبهه ، پشت دوشیکا واستاده بود می گفت حاجی کجا رو بزنم ؟ گفتیم وایسا ببینم ، چی چی کجا رو بزنم ؟ بابا اینجا مشهده ، تو شهری ، گفت نه بابا از یه کنار بزنم 000 بابا خیلی زا اینها اعدامی نیستند ، نمی شه که اینها رو کشت که ، ببینید جنگ تموم شده بچه بسیجی ها ، جنگ تموم شده ، اسلحه ها غلاف ‍ . جنگ تموم شده اسلحه ها و ابزارها فرق کرده . زبون داشته باش ، قلم داشته باش ، هنر داشته باش ، شعر داشته باش ، فیلم داشته باش . اونها با این حربه دارن می یان جلو ، نداری ، داد می زنی ، فحش می دی ، می گن دیدی ، دیدی گفتیم اینها بی منطقند ؟ دیدی گفتیم خشونت گرا هستند ؟ علم داشته باش ، نمی خواد شلوار چهار جیبه بپوشی ، برو یه کم مُخت رو آماده کن ، نمی خواد بیست تا چفیه از پائین تا بالا ببندی برو یه کم حرف زدن یاد بگیر . ابزارها فرق کرده ، عزیز من درک کن ، تطبیق بده فرهنگ رو با زمانه . فرهنگ شهادت دیگه این نیست که بیای داد بزنی سر مردم که آهای مردم به زهرا (س) خیانت نکنید ! برید آماده شید ، فانوسخه ها رو محکم ببندید بزنید به خط دشمن . این خطابه ها مال شب عملیات بود . الان نرم صحبت کن بی زحمت ! نرم و آروم . با پنبه سر ببر . یاد بگیر از خیلی از کسان ، حتی از معصومین (ع) ، چی کار می کردن ؟ الان نرم صحبت کن دعوا که نداریم اصلاً بحثی نداریم که ، نشستیم صحبت منطقی می کنیم خیلی منطقی ، به جای اینکه فحش بدیم . آقا چرا اینو گفتی ؟ می گیم آقا ببخشید ، ما تو رو درکت می کنیم ، فرهنگ جبهه رو درک نکردی ! چون خودت اون موقع گفتی من تکلیفم اینه اینجا بنویسم ، اشتباه کردی بابا ! باید می رفتی جبهه . و مردم رو درک کن . اینها خیلی ها جبهه رو ندیدند . این اخلاص و ایثاری که با خون در رگهای تو تزریق شده ، در رگهای اونها تزریق نشده ، توقع نداشته باش این ها هم مثل تو درک کنند . تو ترک گناهت رو توی محیطی انجام دادی که چله گرفتن برات مثل آب خوردن بود . چهار ساله هم می تونستی بگیری ، چه برسه چله گرفتن ! تو محیطی که صبح تا شب ذکر و خون و مرگ و شهادته . کسی که چهل روز بتونه خودش رو حفظ کنه ، خدا می گه ضمانت نامه بهش می ده . تو اونجا گرفتی . این نمی تونه خودش رو حفظ کنه ، درکش کن . باهاش راه بیا ، حرف جنگ رو به یک زبان دیگه أی بزن . جلسه قبل بهتون گفتم ، قضیه فیلم مجنون ،آقای ملا قلی پور می گن : من تعجب می کنم چرا می گن این فیلم ، فیلم بی ارزشیه ؟ این عین راز شهادتِ . بابا الان داری می گی ، آقای ملاقلی پور فیلمی بساز که توش چهار تا رزمنده باشن ، برن وضو بگیرن نماز شب بخونن ، اسلحه بردارن ، بگن یا زهرا (س) ، برن بزنن به قلب دشمن ها ، بعد هم برن بیفتن شهید بشن ، من دارم می گم بابا فرهنگ جبهه و شهادت ، الان به یک بن بستی خورده تحت عنوان عشق مجازی و عاطفه جوان ها . اینها دام عشق مجازی ، دوستی های مختلط ، روابط بین دختر وپسر داره کار رو خراب می کنه ، اومدم یک فیلمی ساختم که زیراب عشق مجازی رو زد . طرف بلند شد ، از عشق مجازی شروع کرد ، ارضا نشد ، به عشق حقیقی رسید . جوان قبول کرد . این مانع رو از جلو راهش برداشتن . حالا بیاد فیلم بعدی رو نگاه کنه ، بیاد مهاجر رو نگاه کنه ، بیاد پرواز شب رو نگاه کنه ، فرهنگ شهادت رو باید تطبیق بدیم الان دیگه در فرهنگ شهادت شاید نتونی بگی آقا ، مردم نماز بخونین ! این جوری وضو بگیرین . نه ! از یک راه دیگه بفرستید سراغ نماز خوندن . ما انسانیم ، مگه عقلمون کم داره ؟! بنشین فکر کن راه بدست بیار . تطبیق دادن با شرایط فعلی جامعه ، گفتم موانع رو برداشتن از همه مهمتر همین هست . خُب این دو جلسه رو شما همین قدر قبول کنید ، من هم دیگه بیشتر از این بازش نمی کنم . چون وقت دیگه داره می گذره .





عمل به فرهنگ شهادت(2) (جمعه 87/9/15 ساعت 9:40 عصر)
شب مبعث است و قسمت دوم بحث عمل به فرهنگ شهادت رو خواهیم داشت و اگر که خاطرتون باشه جلسه قبل راجع به عمل و درک و ضعیت این زمانه و موانع عمل به فرهنگ شهادت صحبت کردیم . سرمایه گذاران ، آقا زاده ها ، ظاهرسازی ها ، جشنواره ها ، همایش ها ، عمل نکردن ها رو گفتیم و هنر رو اشاره کردیم .
و حالا ادامه بحث و اینکه چه موانعی بر سر راه عمل به فرهنگ شهادت هست . و مبحث هنر . همان طوری که عرض کردم خدمتتون هنر ، هم استفاده خوب دارد و هم می تواند یک فرهنگ رو به سمت ابتذال ببرد ، برای اینکه دقیقتر وارد مسائل هنر شویم ، مسائلی رو که در حوزه هنر قرار می گیره رو یه نگاهی می کنیم . من جمله ادبیات ، اگرچه ما ادبیات رو علم می نامیم ، اما علمی که فقط علم باشد نیست بلکه حتماً هنر لازم داره ، یک انسان ادیب ، یک انسان شاعر ، یک انسان نویسنده ، یک داستان نویس ، یک رمان نویس ، قبل از اینکه علم این کارها رو داشته باشه ، هنرش رو داره ، یعنی ذوق و سلیقه أی که باعث می شه این کار رو خوب انجام بده ، ممکن هست یک فیزیکدان هنری به خرج نده ، ممکن هست یک شیمیست هنری به خرج نده ، ممکن هست یک زیست شناس یا جانور شناس ، با علم تنها بتواند مسائل رو به خورد مردم بده ، اما به ادبیات که می رسیم بحث هنره ، یعنی هنر تاثیر داره ، هنر یه چیز ذاتی هست ، خیلی ها هم ندارند ، خیلی ها هم دارند . بعضی ها هم دارند اما خودشون خبر ندارند ! باید پرورش پیدا کنه ، خیلی ها خبر دارند اما نمی دانند این هنری که در وجودشون هست چقدر قشنگ می شود پرورشش داد , آموزش دید و کار کرد ، همه هنرها فن لازم دارد ، لذا این رو دقت کنید . در بحث ادبیات این هنرمندی که مانع می شه برای فرهنگ شهادت کسی است که با استفاده از جاذبه های مختلفی مردم ما رو از میل به شهادت ، از زندگی که عقیده و جهاد هست سوق میده به حب دنیا ، زندگی مصرف گرا . تبلیغاتهایی که در تلویزیون ها ، و ماهواره ها انجام می شه درش هنر به کار رفته ، الان اگر شما دقت کنید ، خیلی از جنسهایی که واقعاً بنجل هست ، داره در بازار فروش می ره چون ، تبلیغاتش خوبه ، خیلی هم بیشترو بهتر از جنسهای مرغوب فروش می ره ، دقیقاً همین کار در فرهنگ انجام می شه ، با هنر مبتذل ، این که می گم مبتذل سریع فکرتون نره به سمت فساد ، مبتذل یعنی هنری که اخلاقی و دینی و شرعی نیست ، نه فساد الزاماً !
هنر مبتذل هنری هست که دنیا رو در نظر و فکرها وارونه جلوه می ده . دنیایی که می فرمایند : قنطره هست ، معبر هست ، پُله . در نظر ما یک دنیای جاوید را نشان می دهد که در این دنیای جاوید ، شخص فقط و فقط به ظاهرش توجه و بسنده می کنه ، هنری که در اون هنر با تبلیغات های مختلف ، به جای این که و اون وجود نهایی شما رو بیدار کنه و به قیام وا داره ، تمام حواس شما رو معطوف می کنه به ظاهر شما ، به موی شما ، به صورت شما ، به اندام شما ، این هنر ، اگرچه می خواد جنسش فروش بره اما در حقیقت داره یه فرهنگی رو می سازه . این فرهنگ با فرهنگ شهادت همراه و مبتنی نیست . هنری که در داستانها و رمانهای مختلف آرام آرام یک مسائلی رو به خورد عقل شما می ده مثل داستانهایی که شما رو به سمت پوچ گرایی می بره . ممکنه بنشینی گریه کنی پای داستان ، اما این اشک هیچ ارزشی از نظر اخلاقی و دینی نداره . داستان تو رو به پوچ گرایی رسونده ، هنری که در نزد تو ، دنیا رو اینقدر پائین بیاره که در این دنیا غیر از مسائل دنیایی هیچی ارزش نداره ، این هنر ، هنر مبتذل هست . هنری که در داستانهای مختلف کودکان ما رو با داستانهای بسیار دقیق استعمار زده کنه ، مثلاً با داستانهایی که سرشار از دروغهای شاخداره و تمام تمدن ، علم و ترقی رو از جامعه اسلامی به جامعه غربی منتقل می کنه ، و در رویای عقل شخص جامعه غربی رو یک جامعه سراسر خوبی و ارزش و تمدنها و پیشرفت و پاکی نشون بده ، این هنر در حقیقت داره هنر مبتذل رو ارائه می ده . ما خیلی داستانها داریم ، داستانهای مصور داریم برای کودکان ما از چهار ، پنج سالگی داستان نوشتند ، تا بزرگترها که در شصت ، هفتاد سالگی برای اوقات بیکاری کتاب می خونن داستان نوشتن ، داستانی که سراسر این داستان عبارت است از انسانهایی که سراسر دیانت ـ در حقیقت همون دین ماست که در غرب وجود دارد که این انسانها رو ما در جامعه خودمون نمی بینیم ـ گذشت و ایثار و تواضع و اخلاص و مردم داری و همه صفات خوب ، با این داستان تو دیگه دنبال فرهنگ شهادت نمی ری ، می ری ببینی که کدوم فرهنگ این قهرمان رو این طوری بار آورده و این فرهنگ در فرهنگ شهادت نیست بلکه در فرهنگ غربه . در فرهنگ اسلام نیست ، ببینید شما با داستانها و رمانها چه بلایی بر سر فلسطینیان دارن در می یارن ، چه کسانی ؟ کسانی که 60 _ 70 سال پیش عقلشون کار کرد ولی ما عقلمون کار نکرد ، هفتاد سال پیش عقلشئون کار کرد که بابا الان یه هیتلری اومده ، الان ما از این ظالم باید 2 نوع استفاده کنیم ، یک استفاده برای الان و یکی برای آینده مون ، بیایم و یهودیان رو مظلوم بذاریم در این قضیه و بعد رژه گارودی می یاد کتاب می نویسه که بابا اصلاً این قضایایی که شما دارید می گید نبوده ، این همه فیلم و داستان ساختید شما ، بنده هم باور کردم ، همه شما هم باور کرده بودید ، نبوده بابا ، اصلاً کدوم کوره آدم سوزی ؟ این هنر ، هنرِ برتر است ، این هنرمندی است که با عقلها سر و کار داره ، این هنری است که انسانها رو اون جوری که دوست داره می سازه ، خُب ما از این قضیه چقدر غافلیم ؟ تمام رمانهای بعد از انقلاب رو بگیرید ببینید چند تا رمان داریم که این رمان یک انسان سراسر گناه را در اثر فرهنگ شهادت ، فرهنگ ، نه جبهه ، فرهنگ بسیج تبدیل به یک آدم پاک کرده ، یک رمان من یادم هست ، نفسها و هوسها ، در سال 61 _ 62 خوندم ، هرچی می گشتم که بابا یه رمان این تیپی ، که فرهنگ جهاد ، فرهنگ شهادت ، اون فرهنگی که بچه های جنگ اونقدر نسبت به دنیا بی اهمیت بودند رو قشنگ باز کرده باشه نبوده . نه خاطرات جبهه ، داستان و رمان جذاب ، کدوم نویسنده حرفه أی اومده یه چنین چیزی بنویسه ؟ مردم ما کتابهای 6 جلدی ، 7 جلدی رمان دارن می خونن ، کدوم نویسنده که اومد این کار رو بکنه حمایت شد ؟ اینم هست . کدوم سیاست گذار فرهنگی ما این جوری سوق داد ؟ در دیداری که مقام معظم رهبری با کارگزاران دولت داشتند گفتند : من نمی گم قلمها رو بشکنید ، درها رو ببنیدید ، فیلمها رو تعطیل کنید ، می گم بابا به این وری ها هم بها بدید ، یه رمان خوب اگه می شناسید ، حضرت عباسی معرفی کنید ‍ حداقل صد جلدش رو بخریم بین بچه های خودمون پخش کنیم ، براتون تو قضیه شهید زنده گفتم ، این کتاب خیلی تأثیر داره ، تیراژش 3200 تا هست هرچی زنگ می زنیم بابا برای ما بزنید پولش رو بهتون می دیم بهتون قول دادیم یه هفته دیگه می یاریم ، سه ماهه داریم به کنگره سرداران کرمان زنگ می زنیم بابا پولش رو می دیم به ما برسونید ، چاپ کنیدبرای ما ، اصلاً احساس نمی کنن تأثیرداره می کنه که من مثلاً می خوام کاغذ دیواری کنم ، بابا این که دیگه مشتریش نقد پاش خوابیده ، بیار من یه جلسه اینجا 100 تاش رو می فروشم ، کجا هستین ؟
اینها این طوریه ، یعنی سیاستگذاران فرهنگی ما هم از این امر غافلند ، و این غفلت نمی دونم از روی تعقله یا از روی جهالت ، نویسندگان ما هم غافلند ، خیلی از شمایی که دائم می زنید رشته پزشکی ، برید چرا نمی رید ادبیات ، 4 تا از این رمانها بنویسید ؟ بابا پزشک که دیگه تو مملکت ما کافیه ، 7 سال پیش وزیر بهداشت گفت آقا ما دیگه پزشکی اشبائیم ، نمی خوایم دیگه، ‍ فقط برای اینکه قیافه بیاد بگه من پزشکی می خونم ، تو بابا وظیفه ات رو انجام بده ، فرهنگ شهادت نمی گه یک شغلی داشته باش که باهاش قیافه بیای ، می گه یه شغلی داشته باش که باهاش فرهنگ شهادت رو راه بندازی ، و بعد که رفتی دانشگاه ادبیات کدوم استاد داره خط بهت می ده که این جور نویسنده أی باشی ؟ تو کدوم دانشگاه کشور ؟ شاید باشه ، که من خبر ندارم ! پس داستان ، رمان ، داستان کودکان ، داستانهای مصور ، و خیلی چیزهای دیگه ، داستان جذاب ، نوشتن همچین داستانی ، هنر می خواد . بعد در وادی هنر ، می رسیم به سینما ، یه مقدار چیزها رو من در سیاست عاشورا و تهاجم فرهنگی گفتم . در بحثِ « اعدائکم » ، اینها رو من یه مقداری باز کردم ، اینها که می گم اضافه بر اونهاست . در بحث سینما فیلمهایی که جوانهای ما رو سوق می ده به سمت اینکه بعضی از ارزشهای فرهنگ شهادت ارزش نیست ، برخی از چیزهایی که ما می گیم گناه هست ، می گه گناه نیست . چیزی که ما می گیم گناهه اسمش رو می ذاره عشق ، احساسات جوانی ، و اونجا توضیح دادم که همین شخص برای خانواده خودش حرام می کنه دیدن این فیلم رو ، چون می گه ممکنه که دخترش گول بخوره با دیدن این فیلم ، من الکی گفتم این عشقه ، این عشق نیست که و کدوم فیلم سینمایی می یاد این کار رو بکنه ؟ روز به روز آمار فیلمهای خوب ما داره پائین می یاد ، بعد می یایم سراغ شعر و سرود . آخر جلسه یه شعر براتون می خونم برای اینکه عملی گفته باشم ، اتفاقاً شاید من تو این ششصد تا جلسه أی که صحبت کردم هفتاد تا هشتاد تا شعر خوندم ، اتفاقاً اون نوارهایی که شعر خوندم پر فروشترین نوارها بوده . یعنی حتی خود ما هم حرف دین رو با شعر بیشتر قبول می کنیم . حتی خود ما هم اگر حرف دین هنرمندانه گفته بشه بهتر قبول می کنیم . در وادی شعر ما الان خیلی کمبود داریم . یک انقلاب شعری در سال 64 ، 65 تا 70 در شاعران ما به وقوع پیوست که بسیار شعرهای خوبی گفتند ولی بعد از 70 ما نشنیدیم که حتی شاعرهای خوب یک کتاب چاپ کنند . چند تا کتاب خوب بخوام من اسم ببرم مثلاً کتاب ” پیاده آمده بودم ” مال شاعر متعهد افغانی که البته مقیم ایرانه ، ” محمد کاظم کاظمی ” که خیلی این شعرهاش موثره ، و اصلاً سبک تازه أی در شعر و تاریخ شعر گفتن ماست . و بعد از اون هم هر که گفته ، از این تقلید کرده ، که این کتاب با اینکه به چاپ 11 _ 12 هم رسیده ، این شاعر دیگه کتابی چاپ نکرده ، چرا ؟‍ حدود یازده سال گذشته ، کجائید ؟ کتابِ ” از نخلستان تا خیابان ” از ” علیرضا غزوه ” ، که حالا غزلهای بعدیش اومده که مایه های دینی اش کاملاً افت کرده بود . با اون کتاب قوی ، اون شعر مولا ویلا نداشت چقدر تأثیر داشت در جامعه ما ؟ هنره این .
تمام بردهای دانشکده های اون زمان زده بودند ، چرا ما این طوری شدیم ؟ کتابی که مال محمدی ، شاعر آذری زبانه اومده بیرون ، ما ضعف دینی داریم تو این کتاب . قدم به قدم که جلو اومدی کتاب به سمت عشق و عاشقی های مجازی بیشتر رفته . از اون چیزی که اینها داشتند می گفتند دور می شه . سمینار شاعران برگزار می شه ، شاعران جنگ ما می یان شعر می گن ، می بینیم تمام شعرهایی که گفتن مال دهه 60 _ 70 هست جدید شعری نگفته . چرا ؟‍ پس تو شاعر شدی برای چی ؟ سرود ، چقدر این سرودها ، این نواها ، این آهنگ ها ، می خوام بهتون بگم که سرود می تونه تا حد اینکه انسان جان بدهد برای خدا جلو ببرد . عملیات کربلای یک بود ، پشت مهران ، پشت خاکریز ، بچه ها کُپ کرده بودن ، دیگه مهران هم دست منافقان بود ، معذرت می خوام کربلای یک نبود ، بعد کربلای یک که ، کربلای یک که مهران دست منافقین نبود تقریباً اینها هم از داخل محکم گرفته بودند ارتش عراق هم آتش تهیه ریخت بچه ها هم از تشنگی ، از تشنگی لبهاشون به هم چسبیده بود ، باز نمی شد که ، خاک و شن و خشکی اصلاً دهان باز نمی شد ، و این ضعف اینقدر شدید بود که همه ما حتی یقه های پیرهن رو باز کرده بودیم ، اسلحه رو یه ور انداخته بودیم ، همین طور دراز کشیده بودیم پشت خاکریز ، سایه هم اونجا نبود که ، همون جا من یادمه یه ماشین سپاه تبلیغات از دور اومد ، دیدیم که یک نوای سرودی داره می یاد ، سرود حالا الزاماً ترانه نیست ، اینهایی که ما هم می خونیم سروده دیگه . هر نوایی که با آهنگ گفته بشه ، همین جوری که می یومد این شعرِ آقای آهنگران ( حفظه الله تعالی ) این مداح بسیار با اخلاص و نوارانی کشورمون ، صدای این بزرگوار بود از دور که می یومد همین شعر مشهور " ای لشکر حسینی تا کربلا رسیدن یک یا حسین دیگه " همین جور که نزدیک شد تا رسید مفهموم شد ، من یه دفعه دیدم تمام خاکریز بدون هیچ هماهنگی همه با هم حرکت کردند و همه با هم گفتند یا حسین (ع) ! و 5/ ساعت بعد مهران فتح شد .
اثر سرود خیلی قویه . باز در مسجد فاو ـ خُب فاو باز آسون گرفته شد اما 70 روز پاتک عراق بود و پاتک بیشتر هوایی بود ، نمی دونید چه بلایی سر آدم در می یاره پاتک هوایی ؟! یعنی وقتی هواپیما حرکت می کرد ، ما اینقدر امکانات نداشتیم که این هواپیمای پیشرفته رو بتونیم مزاحمت ایجاد کنیم ، فقط همین دیوار صوتی شکستن و اینها دیگه اعصاب برای رزمنده ها نذاشته بود . یعنی اصلاً وقت یک ساعت استراحت نمی دادن . ـ تو این بساز یکی از همین خواننده هایی که در تلویزیون می خونن ، اسمش یادم رفته ، اومد در مسجد فاو و جلوی مسجد سِن گذاشتن اون شعری رو اجرا کرد که باز حالا اونم یادم رفته دقیقاً چی بود . اما خیلی مهیج بود برای رزمنده ها ، با آهنگ و اینها اما باورتون نمی شه گویا اثر 40 _ 50 روز پاتک عراق و این فشار صوتی و خمپاره و اینها همه از بین رفت دوباره همه روحیه گرفتند . خود من وبقیه ، اصلاً یه دفعه همه شارژ شدند . جدیداً قرآنی چاپ شده که این قرآن منظوم هست ، بارها ما رو منابر گفتیم : بابا ، تویی که نامه معشوق مجازیت رو 2000 بار می خونی ، فاصله بین حروفش هم بلدی ، اگه می گی عاشق خدام تا حالا خوندی یه بار تو قرآن چی گفته ؟ ترجمه اش رو خوندی ؟ خود شماها هم بارها از من شنیدید و مطمئن هستم درصد بالایی از شماها هم هنوز این کار رو نکردید ، اما یه قرآنی که چاپ شده به فارسی به شعر در آورده قرآن رو ، باز یه طرحی به نظرم رسید که توی همایش دانش آموزی برادرها یه گروه سرود انتخاب کردیم و ثبت نام کردیم دنبال آهنگ ساز هستیم ، باز طرحی که به نظرم رسید که بیایم آقا کاست کاست تمام این قرآن رو سرود کنیم ، بدیم تو بازار . 40 تا بشه ، 50 تا بشه ، صد تا دویست تا کاست بشه ، تو ماشین داره می ره ، این ور اون ور داره بذاره گوش کنه قرآنه دیگه . نخوندن مردم هرچی گفتیم ، هزار و چهار صد ساله معصومین (ع) و علماء و همه دارن می گن بخونید ! نخوندن خُب . چقدر کار زیبایی بود این به شعر در آوردن و چقدر زیبا می شه اگه ما این کار رو بکنیم که انشاءالله خواهیم کرد . و چقدر مردم از این اثر استقبال خواهند کرد ، اندازه قرآن این اثر رو خواهند خرید . مطمئن باشید شما . و چی می شنوه ؟ کلام خدا رو ، قرآن رو داره می شنوه ، تاثیر مادی و معنوی داره ، چرا غافلیم ؟ چرا من باید این کار رو بکنم ؟ مگه این مملکت متولی فرهنگی نداره ؟ چرا من باید در به در دنبال آهنگ ساز بگردم ، چرا من باید گروه سرود جمع کنم ، مگه مملکت ما گروه سرود نداره ؟ غیر از اینه که ما غافلیم از اثر هنر ؟!




عمل به فرهنگ شهاده(1)2 (جمعه 87/9/15 ساعت 9:39 عصر)
موانع : 1 _ اینکه شیطان سعی می کنه ـ شیطان جن و انسان و نفست _ تو رو به دنیا وصل کنه ، و حب دنیا . هر قسمت از دنیا رو که خود به خود حب به جاودانگی که همون شهادته در وجودت حاکم می شه . و یک اثراتی بر زندگی ات
می گذاره . که این اثرات باعث می شه زندگی تو زندگی أی بشه که داری عمل می کنی به فرهنگ شهادت
. وقتی انسان لذتهای نامشروع از دلش بیرون می ره ، خود به خود یک اثراتی در وجود و رفتارش می گذاره ، در جامعه ات خوب زندگی می کنی . دزدی نمی کنی ، اون کسی که الان داره دزدی می کنه ، چه از وقتش ، چه از اموال ، اون کسی که حب دنیا داره ، خُب این تا حب دنیا داره ، هرچی ما صبح تا شب پوستر و فیلم بهش نشون بدیم ، فایده نداره ، اگر حب دنیا خارج بشود ، نه فیلم ، نه پوستر و نه نمایشگاه می خواد ، خود به خود این شهیده . همین الان فرهنگ شهادت درش حاکم شده . بعضی وقتها مقام معظم رهبری یک صحبتهایی که می کنند من خیلی دلم می سوزه ، مثلاً می بینی یک جمع زیادی نشستن ، از اُمرا و وزرای دولتی ، ایشون اول شروع می کنند از مسائل اخلاقی گفتن ، که دنیا دو روزه ، یک روزی باید جواب بدیم ، باید فلان کنیم ، اینا می دونید چیه ؟ اینها ریشه هاست . یعنی هیچ توصیه خاصی برای این مقام روبروشون ندارن . برای اینکه این براش جا بیفتاده که دنیا دو روزه بعد من دلم می سوزه ، چون می بینم اینهایی که نشستن انگار نه انگار .
این اولین مطلب ، حب دنیا .
2 _ چیزی که الان خیلی تو بورس جامعه ما هست بحث اقتصاد ه . حالا اسمش رو می خواین بگذارید توسعه اقتصادی .
اسمش رو می خواید بگذارید زیربنای اقتصادی ، جهاد اقتصادی ، هرچی که می خواید بگذارید . در این وادی جلو رفتن باید با یک سری استراتژی های خاص و مخصوصاً با این مطلب باشه که طرف براش حب دنیا حل شده باشه این در غیر این صورت بزرگترین چیزی که ما رو از فرهنگ شهادت دور می کنه همینه . حب دنیا اگر برای طرف حل شده باشه بره تو وادی اقتصاد کار کنه .
امیرالمومنین (ع) صبح تا شب نخل هرس می کرد ، صبح تا شب ، می کاشت تا دیگران بخورند ، امام مجتبی (ع) تعداد زیادی کارتل های اقتصادی اون زمان داشتند ، فکر کردی از صدقات و خمس امام مجتبی (ع) اینقدر کرامت می کرد . پیغمبر اکرم (ص) از روز اولی که بنا گذاشتند حکومت اسلامی رو پایه های اقتصادیش رو محکم کردند . اما چه کسانی ، کسانی که مسئله دنیا و کار برای خدا براشون حل شده بود . وگرنه عوام مردم ما وقتی وارد اقتصاد می شن دیگه قابل کنترل نیستند و این بالاترین چیزیست که فرهنگ شهادت رو لطمه می زنه از دو بعد . بعد اول : اقتصاد با جاودانگی منافات داره ، پول که تو کار می یاد بحث نقد است . بحث همین الان بخور هست ، پول که تو کار می یاد این طوریه مگر که هدفهای والایی پشت قضیه باشه ، یعنی مسئله حب دنیا حل شده باشه ، وقتی پول می دی دست شخص این مزه
می کنه به زبونش و بعد دوم : وقتی که مزه کرد پول به زبونش اینها تحت عنوان متولیان دینی و الگوهای ما بلایی به سر دین می یارند با همین اقتصاد که دیگه هیچ کسی امثال من نمی تونه حرفی از دین بزنه . با همین درد سر آقا زاده ها ، کم داریم ؟‍ آقا ، آقا زاده ، بنده می شناسم 20 ساله دزده ، حالا گرفتنش ‍ تو این بیست سال چقدر دین رو خراب کرد ، فقط چون آقا زاده بود کسی کار به کارش نداشت . الان تو بحث جناح بازی ها افتادن دارن می گیرن همدیگه رو ، وگرنه اگر یه دست بود می شد بخوری ، کسی رو هم نمی گرفتن . اون این رو لو می ده ، این اون رو لو می ده ، ما هم راضی ایم الحمدلله . « اللهمَّ اشتغل الظالمین من الظالمین . » والله به حضرت عباس .
وگرنه تا دیروز هم این دزد بود که . بابا این من خودم صد بار گزارش دادم بابا این ، اینطوریه ، این دزده ، این فلان کار رو کرده ، این رفته به اسم دین با ریش و یقه شیخی بسته هزار تا کثافت کاری کرده ، چرا جلو این رو نگرفتید ؟ حالا بعد از بیست سال گرفتن .
بعد می یان به ما غر می زنن که آخوندها چرا برای دین مردم کاری نمی کنید ؟ شما متولیان دینی هستید چرا کاری نمی کنید ؟ تو تمام ریشه دین رو زدی ، اسم حکومتت اسلامیه به اسم اسلام هرچی دین بوده خراب کردی من چی کارش کنم ؟ هر جا می رم می شینم دهنم بسته می شه تو پرسش و پاسخها ، بیام نظامم رو حفظ کنم یا نه بیام بگم دروغ دارن می گن اینها ؟ حالا دارن جلو آقازاده ها رو می گیرن ، این غیر از این بود که ما رفتیم وارد بحث اقتصاد شدیم ؟ غیر از این نبود ؟ همین ها خیلی هاشون بچه های جبهه و جنگند که . الان چهار میلیون تومان یکی از بچه های جنگ ، پول پرده دفترش شده ‍ حلالِ حلال . مال خودش هم هست . از رفیق هامونِ ، حلالِ حلال هم هست . اما این چه بلایی بود سر اینها در آوردید شما ؟ مانور تجمل ، اینکه برای هر قضیه باید روی یه صندلی بشینی هر اتاق باید یه فرشی داشته باشه ، فرش باید این ابعاد باشه ، دسته گلها باید اینقدر فرق کنه اینها آفات دینی کار اقتصادی بود . و متأسفانه دهن ما رو برای دفاع از فرهنگ جبهه و شهادت بست . و امروز داریم این کار رو می کنیم برای اینکه بتونیم سرمون رو بلند کنیم بگیم آقا ما نیستیم اصلاً ما یه جای دیگه هستیم . دارم از فرهنگ جبهه و شهادت می گیم . ما یه عده از بچه های جنگ هستیم که نه اینور رفتن ، نه اون ور رفتن ، نه این مانورهای تجملات و اقتصاد رو قبول داریم ، اومدیم داریم کار می کنیم . چهار تا جوون هم جمع شدند ، فردا یه بار یه همچین چیزی از خود من ببینی دیگه می ری دنبال کار و زندگیت .
می یان می گن آقا وضع اقتصادی مردم خراب هست ، زواری که دارید می رید حرم ، خدا رو زیارت کنید ، وضع اقتصادی مردم ما خرابه ، یه مقداری داریم صرفه جویی می کنیم تو کاروان ها . موز و کوکا نمی دیم ، همه هم قبول
می کنن ، فقط یک گروه قبول نمی کنند ، یک گروه اعتراض می کنند ، چه گروهی ؟ اون هم متولیان دینی . آقا موزها و کوکاها چی شد ؟ بیچاره ، بدبخت تو هنوز شکمت رو نمی تونی کنترل کنی ، حرف دین برای مردم می زنی ؟ تو حتی نمی تونی تقیه شکمی بکنی که بری خودت یواشکی بخری بخوری ، آبروی دین رو نبری . داد می زنی آقا موز ما چی شد ؟ می خوایم منبر بریم ، نمی دونم ، صدامون باز بشه ، مرگ بخوری . والله به حضرت عباس ‍
که همه مردم بشینند مسخره کنند . دیدی بابا ، این درد ماست . این هست که مانع فرهنگ جبهه شده ، من چی بگم به جوون این دوره زمونه ؟ این مانع شده ، حب دنیاهای فوق العاده سطح پائین ، الکی و مسخره و مسائلی که الان در سطح پائین و بالا به چشم می خوره و ما نمی تونیم جوابگو باشیم پس بحث اقتصاد این چیزها رو داره . و بعد باز بحث اقتصاد که می شه ، بحث سرمایه گذاری پیش می یاد . ما پول نداریم آقا ، خُب این نکته رو باید در نظر بگیریم ، هیچ کسی نمی یاد اینجا سرمایه گذاری کنه ، فقط به امید اقتصاد ما .
هر کی می یاد سرمایه گذاری کنه در این مملکت حتماً و حتماً پشتش یک سری مسائل فرهنگی خوابیده ، مطمئن باشید . حتماً اینطوریه . من مطمئن نیستم ، این رو از کارمندها شنیدم ، شاید دروغه ، اما کارمندهای بعضی از شرکتها می گن اونهایی که دارن در اینجا سرمایه گذاری می کنند از خارج ، اجازه سروِ مشروبات هم دارن تو محیط کارشون . یواشکی اشکال نداره ، این قدم اولمونه .
می ترسم یک مقدار دیگه ادامه بدم دیگه ما رو نبینید ‍‌‌، لذا حذفش می کنم .
سومین مانع : ظاهر سازی ، اینو برادرا و خواهرا خوب دقت کنند ، یک تعداد زیادی جشنواره و همایش توی پرانتز بخور بخور ، در جهت دفاع از ارزشها داره انجام می شه در این جامعه ما ، که به هیچ دردی نمی خوره . تعداد زیادی جشنواره و همایش با بلیط های رفت و برگشت هواپیما و غیره و غیره داره انجام می شه که به هیچ دردی نمی خوره .
تعداد زیادی پوستر داره چاپ می شه که به هیچ دردی نمی خوره . تعداد زیادی نمی دونم کارهای تبلیغی داره انجام
می شه که به هیچ دردی نمی خوره و دردی رو درمان نمی کنه . الان فقط باید عمل کرد . نه همایش ، نه پوستر ، نه سمینار ، هیچکدوم فایده نداره ، چه خرجهای کلانی ، چه خرجهای زیادی ، خرجهای میلیاردی داره انجام می شه ، همین رو شما بیا تو سه تا درد صد تا جوون یک شهر بزن ، در کنارش چهار تا مسائل اخلاقی هم بهش بگو ، صد تا جوونی که مشکل دارن ازدواج کنند ، کنار دستش یک آخوند بگذار چهار تا مسئله اخلاقی هم بگه ، این می شه فرهنگ شهادت و جبهه . این همایشی که تو داری برگزار می کنی با صد میلیون تومان و هیچ فایده ای نداره . فقط اصل همایش ، صدا و سیما می یاد فیلم برداری می کنه چقدر هزینه می بره ، اینا رو کاری نداریم . بیاید دردی رو دوا کنیم ، البته چیزهای خوب هم هست . اینا رو کاری نداریم . چیزهای خوبش رو من نگفتم گفتم یک تعدادی همایش ( چون حساب و کتاب نداره ) یکی از چیزهایی که تو مملکت ما اصلاً وجود نداره بحث ارزیابی هست . مثلاً آقا تو که فلان کاره هستی چکار کردی برای مملکت ؟ مگه از نظام و مملکت و دولت و همه جا حقوق نمی گیری ؟ چکار کردی ؟ تنها چیزی که الان وجود نداره ارزیابی و ارزش یابی هست . خود من تا حالا هیچ کس نیومده بگه تو که این همه پول از مردم گرفتی صبح تا شب کاسه گدایی تون این ور اون وره ، دویست میلیون تومن می گی اینجا خرج کردیم ، هفتصد میلیون تومن اونجا تو این چند ساله ، این هفتصد میلیون که از مردم گرفتی چکار کردی ؟ هیچ کس نیومد از من بپرسه . تو رو خدا یکی بیاد بپرسه . بلکه ما یک توضیح بدیم ، یک کسی بفهمه ما چه کار داریم می کنیم . هفتصد میلیون تو دفترچه ات نوشته ، قرض کردیم ، چه کار کردیم آقا ؟ چقدرش رو خودت خوردی ؟ حداقل یکی بیاد اینو بپرسه ، هیچ کس از من نپرسید ، از کس دیگه هم نمی پرسه چه کار کردی ، فقط آقا مسئولیت می دن تا صدای مردم در بیاد عوض می کنن ، اینو از این شهر می گذارن یک شهر دیگه . باز اینو می گذارن توی اون .
دو تایی هم صداشون دراومده ، فکر می کنن مردم یک عده مال مریخ هستن ، یکی مال هیپتون ، یا کلیپتونه مثلاً . اینا همه آدمن ، اینجا اگه نتونست بچرخونه ، اونجا هم نمی تونه بچرخونه .
همایش ها ، جشنواره ها ، و تنظیم قطع نامه ها و عمل نکردن ها ، هنوز من یادم نمی ره ، متنی رو که برای مقابله با فساد در جامعه سال 69 مجلس تصویب کرد و همه روزنامه ها نوشتند و حتی یک روز عمل نشد در این مملکت ، حتی یک روز . متنش رو اگه شما بخونید یه متن انتظامیِ خیلی خوبه ، ممکنه کار فرهنگی نباشه اما کار انتظامی که لازمه برای این مملکت ، نظامی ها باید انجام بدن ، یک روز هم در این مملکت اجرا نشد ، حتی یک روز و الان دوباره بیان اگه بگن ، همه می خندند . هی سمینار ، هی بررسی ، بابا نمی خواد سمینار برگزار کنی برای اینکه مثلاً بفهمی بحرانهای جوانان چیه ؟ بحرانهای جوانان همین چهار تایی که فعلاً می دونی چیه بیا عمل کن ، رفع کن ، بعد وقتی که تموم شد دوباره سمینار بگیر بحرانهای جدید رو کشف کن . مگر نمی شه دید بحرانهای جوان رو ؟ مگر کوریم ما ؟ عمل نمی کنند .
آقا پریروز یه دونه مقاله اقتصادی می خوندم ، توی اطلاعات اقتصادی ( یه کتابچه ای هست ) که در این اطلاعات اقتصادی 51 جلسه مدیران ارشد صنایع این مملکت ( شما می دونید 51 جلسه که از همه این مملکت بخوان جمع بشن تو تهران جلسه بگیرن چقدر خرج داره ) 51 جلسه برگزار کردند ، یک سیستم خیلی خوب و مدون برای اینکه سیستم اقتصادی ما آماده بشه در 12 جلد دادن بیرون که عمل بشه بهش . 51 جلسه قریب به یک سال و نیم ، چقدر هزینه برداره اینها ، پول هتل و بلیط و اینها من کاری ندارم و محل همایش . همین وقت این مدیر ارشد رو گرفتید یک شبانه روز ، 51 شبانه روز وقتش رو گرفتید تا بیا تهران و برگرده شهرستانش این جوری می شه آقا این 12 جلد رو یکی باز نکرده ببینه چی نوشته ، چرا ؟ چون عوض شد حکومت ، دولت عوض شد ، حکومتها فرق کرد ، ای بابا ، کی گفته حتماً اینها همش اشتباه بوده ، 51 جلسه مدیران ارشد که فقط 6 تا وزیر توش بوده ، باز نکردن ببینند چی نوشته حتی . اینها چیه ؟ این فقط بعد اقتصادمونه . غیر از همه بعدهای دیگه صبح تا شب سمینار ، جلسه ، مشاوره و عمل نکردن . این شده کار ما و بعد ظاهر سازی ها ، بسیجی خوب اونی هست که بیاد رژه اش رو شرکت کنه بعد هم بره خونشون اگه این بسیجی بره اعتکاف شرکت کنه که پایه های دینی اش رو بسازه و دلش درد حقیقی بگیره و در این اعتکاف به خداش نزدیک تر بشه ، بتونه فرهنگ بسیج رو ، بتونه القا بکنه ، این بسیجی باید اخراج بشه چون رژه شرکت نکرده ، ما وقت می خوایم تو خیابون صاف بتونی راه بری فقط پشت سر نفر جلوئیت رو بتونی ببینی . پاهاتون هم با هم بخوره زمین . کار ندارم که تو دلت پر از شهوت و حبهای دنیا هست که بری یه سه روز بنشینی با خدات تصفیه حساب کنی . من اصلاً بااینها کاری ندارم . چند نفرید؟ صدو یک نفر باشید بهتر از صدنفرهست همین . بابا مملکت رو آبِ ، برو ولمون کن ، بسه دیگه . نمی گم رژه نرید ها ، اما اگر یه روزی رژه و اعتکاف همزمان شد یه نفر خواست بره اعتکاف تشویق نامه بهش بدید که باریک الله به تو ، تو بسیجی هستی که فهمیدی که درد این مملکت چیه ؟ نه که برداری پایگاهش رو منحل کنی ، که فلان پایگاه نیومده رژه منحل هست . تا اطلاع ثانوی منحل بشه ، مگه ما زیر بیرق خاصی داریم کار می کنیم ما برای خدا می خوایم کار کنیم ، برا رهبرمون داریم کار می کنیم . باید تشویق نامه بدن به بسیجی هایی که سه روز رفتن برای خداشون خلوت کردن ، راه یاد گرفتن ، مگه ما تو این سه روز چی به شما گفتیم ؟ غیر از اینکه همش تهییج تون کردیم که تو این مملکت باید برای رهبرت و امام زمانت نیرو سازی کنی ؟ این می شه ظاهر سازی اصلاً درک نمی کنند کار فرهنگی رو . اصلاً من برای کی دارم صحبت می کنم ؟ پشت کوه قاف نشستند دارن برای فرهنگ مملکت تصمیم
می گیرند ، بابا این بسیجی باید بتونه مقابله کنه . باید دلش پاک باشه . عنایت می کنید ؟ ما باید فرهنگ سازی کنیم نه نیرو سازی . آمار به چه درد ما می خوره کو بسیجی هایی که 5 سال تو این پایگاه ها بسیجی بوده الان بیست و هفت ، هشت سالش شده انگار نه انگار که نه دین داره ، نه مملکت داره ، کجا هستند ؟ چه دردی رو داریم دوا می کنیم ؟ بیایم در حاشیه کار ، کار اخلاقی کنیم . بسیجی ، بسیجی هست که بتونه 2 تا کلام حرف بزنه برای دین خدا . بسیجی کسی هست که اگر فردا ازدواج کرد ، فردا به پول رسید ، اینقدر دلش رو محکم ساخته باشه که همه چیز رو زیر پا بگذاره برای دینش و ارزشها و مملکتش . این بسیجی ماست . خدا خیر بده اینهایی که دارن دل می سوزونند و این جوری بسیجی بار می یارن کم هم نیستن الحمدلله ، یعنی اگر هم کم بودند الان دیگه خیلی ها مطلب رو گرفتن . باز فردا نرید بگید فلانی مخالفه . مخالف ، موافق به من نبندیدها . ولی اون کسی که می یاد به یک بسیجی می گه تو رفتی اعتکاف پس از بسیجی اخراجی دو زار مخ فرهنگی نداره ، اصلاً نمی دونه این یعنی چی ؟ تشویق نامه به این بده .
اون برادر و خواهری که ارضا می شه با یه نمایشگاه تو طول سال هیچ کاری نمی کنه فقط فیلم نمایشگاهش رو نگاه
می کنه که چه کردیم ، چه نکردیم این کار فرهنگی رو درک نکرده . نمایشگاه برای اینه که طرف رو جذب کنی وقتی جذب کردی بهش برنامه بدی . جذب در و دیوار که نمی شه . با یه عکس حالا گریه هم کرد بعد رفت بیرون تموم شد دیگه . ما از این گریه ها گوشمون پره . از این اشکها زیاد دیدیم ، نمی گم نمایشگاه نزن ها ، بزن اما جذبش کن ، من تو اعتکاف
می گم راضی نیستم اگر کسی فرم کانون پر نکرده باشه و تو اعتکاف باشه ، برای چیه ؟ من دوست دارم آمار بدم به کسی؟ برای اینه که نمی خوام تو اعتکاف بیای و بری . می خوام اگه رفتی و نیومدی زنگ بزنم بگم کجایی . اعتکاف رو من کافی نمی دونم ، 5 روز بعد از اعتکاف جلسه هفتگی مون راه افتاده با همون وضعیت قبلی ، این رودقت کنید . به ظاهر بسنده نکنید ، ما ظاهر نمی خوایم ، ما می خوایم ظاهر و باطن هماهنگ باشن .
مانع بعدی :
یه تکه دیگه از بحث رو بگم بقیه اش می افته برای جلسه آینده . چند تاچیز موند برای جلسه بعد که چیزهای خیلی مهمی هم هست . من هنر رو الان می گم خدمتتون ، بعد می یاد متولیان ، دبیرها ، مسئله کنکور ، درس گرایی بیش از حد ، خشونت و برادر کشی که جدیداً مطرح شده و از همه مهمتر تطبیق ندادن فرهنگ جبهه با زمانه فعلی ، این خیلی بحث مهمیه . انشاءالله شنبه آینده و آخرش هم یه شعری که دیگه اون هم می شه برای جلسه آینده .
اما هنر : یکی دیگه از موانع به اصطلاح عمل به فرهنگ شهادت ، هنر هست ، هنر یک چیز خیلی مهمی هست انشاءالله تو همایش فردا قسمت دانش آموزی اعلام خواهیم کرد گروه تواشیح ، سرود و تآتر . 2 تا فیلم برادرمون هم گفتم برن آموزش فیلم برداری حرفه ای ببینند با هزینه خود تشکیلات ، می خوایم فیلم سینمایی هم بریم تو وادیش انشاءالله . الحمدلله هیچی کم نداریم از هیچ کس !
ببینید هنر با دل ارتباط داره ، هنر ظریفه ، هنر بند دل رو حرکت می ده ، هنر با احساسات بازی می کنه ، اعم از سرود ، تآتر ، فیلم سینمایی ، صدا ، سیما و اینها و این رو دشمن ما کاملاً گرفته و یه عده از هنرمندان متعهد ما هم گرفتند . اما خیلی کم ، از هر 50 تا فیلم سینمایی که داره می یاد بیرون ، به نظر من چهل تاش هیچ فایده و ضرری نداره ، 5 تاش خوبه ، 5 تاش هم مضره ،اون چهل تایی که ضرر نداره سرگرمیه ، چه اشکالی داره آدم نگاه می کنه ، 5 تا مضر داره می یاد بیرون و 5 تاخوب و این شاید بعضی وقتها این موازنه به هم بخوره ، و تعداد فیلمهای خوب کمتر باشه ، یه جمله از آقای ملاقلی پور که پریشب یه ربعی رسیدم نگاه کنم آخر شب پخش می کنه تلویزیون راجع به فیلم مجنون بود ، همون صحبتی که خیلی عزیزان راجع به من ترانه 15 سال دارم یا ارتفاع پست به ما ایراد می گرفتند ، خیلی هم نه ، بعضی عزیزان ، که آقا این چه فیلمهای ضد دینی بود که شما بردید ؟ من جلسه بعد توضیح می دم که چرا نمی تونید خودتون رو تطبیق بدید با شرایط جامعه و حرف خوب رو در این لواها بزنید تا مردم قبول کنند . کی می گه اینها فیلمهای بدیه ؟ بهترین فیلمهاست . آقای ملاقلی پور می گفت من مجنون رو که ساختم در مجلس شورای اسلامی اون زمان پشت سر من اومدن گفتن : چه شده است ملا قلی پور را که از پرواز در شب می رسه به مجنون ؟ بیاید فکری به حال این فیلمساز متعهد بکنیم که به این وادی دیگه کشیده نشه !
می گفت فیلم بعدی رو ما جنگی ساختیم تشکر کردن حالا خوب شد ، این فیلم خوبه ، تو فیلم همه وضو می گیرن وامی سن می گن الله اکبر نماز می خونن ، این شد فیلم دینی ، نه این نیست . در تطبیق شرایط جامعه بهتون می گم اگر ما بخوایم در وادی هنر وارد بشیم یعنی ظرایف رو رعایت کنیم ، برای هنرمند رک حرف زدن هنر نیست ، برای هنرمند (خدا رحمت کنه شهید مطهری رو فرمودند : معلم خوب کسی نیست که فکرها را بیاموزد ، کسی است که به من فکر کردن را بیاموزد ، اندیشه ها را بیاموزد ، آقا این اسلامه ، این هم فیلم ما !
این فیلم موسی ، اینِ فیلم محمد رسول الله (ص) ، نه ،‌ اندیشیدن رو بیاموزد که فردا تو داری می ری تو این جامعه 5 تا هم خراب داره می یاد جلو این فیلم خوب رو دید ، مورد تآثیر واقع شد رفت اون فیلم بد رو دید باز هم تآثیر بگیره . این تفکرش یه جوری شکل بگیره ، که بابا ماهواره رو ولش کن ، فردا پس فردا همه می تونن بگیرن اصلاً بگذار آزاد شه این ماهواره و این رو تو یه جوری بار آوردی که این نخواهد نگاه کرد . " اندیشیدن را بیاموزد "
فرهنگ جبهه و شهادت امروز نمی یاد بهت بگه 2 × 2 یعنی 4 ، فرهنگ امروز می یاد بهت می گه آقا ما یه اعدادی داریم که اگر در هم ضرب شوند یه نتایجی داره ، خودت برو پیدا کن ببین چه خبره ؟! اگه وارد اینترنت می شیم ، اگه جبهه اینترنتی باز کردیم که من به این خیلی امیدوارم . عزیزان حتماً در این همایشها شرکت کنند ، مطمئن باشید من همین الان خیلی تماس دارم از جاهائیکه خیلی تشویق کردند . اگر ما داریم وارد این می شیم ، قراره فردا شیراز بشه مرکز اینترنت ایران ( اولین شهر اینترنتی کشور) چرا ، از قبلش یه پایگاه آماده نداشته باشیم . آماده ! الان بچه هایی که دارن اینجا کار می کنن بچه های متخصصی هستند ، بازی نمی کنند ، الان کسانی که دارند توی سایتهای دیگه می یان و سایت ما
می یان ، از امکاناتی که برای تسهیل ورود و سوال و جواب می یاد متعجب هستند ، می گن آقا این چه جوریه ؟! چه جور شما راه انداختین ؟ می فهمند اونهایی که اهل فن هستند .
وقتی یکی دو کلمه انگلیسی صحبت می کنه تعجب نکنید بگید آقا این چه مخیه !؟ شما هم اگه دو هفته بنشینید پای کامپیوتر دو تا کتاب بخونید همش رو یاد می گیری . مخ نیست این که ، کاری نیست که ، دو روز بشین بجای بازی کردن پای کامپیوتر همه این اصطلاحات رو یاد می گیری . بیا برومخ شو تو این قضایا !
نذار کسی مرعوبت کنه ، ابزار امروزما اینترنته ، درسه ، زبان انگلیسیه ، من سفارش کردم یکی از بچه ها مجوز کانون زبان انگلیسی رو بگیره ، انشاءالله راه بیندازیم ، بیاین همین جا زبان انگلیسی رو یاد بگیرید و زبان فارسی رو برای کیا داریم می گیم ؟ بعضی ها همین زبان فارسی رو هنوز بلد نیستند . قیافشو فقط عالمانه کرده ، دو تا کلام با بغل دستیش نمی تونه حرف بزنه ، حداقل تو که می خوای در مورد حجاب ، موسیقی ، هنر حرف بزنی حداقل بیا گوش کن اندازه ما یاد بگیر ، برو بگو . یه زمان که ما تازه کار فرهنگی شروع کرده بودیم یه مغازه زده بودیم پر از نوارهای فرهنگی ، برای شروع کار فرهنگی ، هم زمان مغازه بقالی هم بود ، امکانات این جور بود دیگه !
نوار آقای سید علی نجفی ، حاج آقا انصاریان ، سخنرانان قوی کشور ، هنوز توشیراز اینا نیومده بود . منتظر بودیم یه نفر بیاد قدر بدونه ، استفاده کنه ، اون زمان کسی نمی شناخت ما رو . یه روز راحت وایساده بودیم تو مغازه مثل الان نبود که یه نماز جماعت که می ریم صد تا می ریزن رو سرمون ! اولین کسی که به ما بدبین می شه امام جماعت مسجده ، می گه دکون ما رو کنسل کرد ، مجبوریم نریم دیگه .
خلاصه نشسته بودیم تو بقالیه و دیدیم یه بنده خدایی با ریش مرتب و یقه شیخی بسته خیلی با ابهت اومد داخل ، آقا سلام علیکم ، گفتیم سلام علیکم ، بعد شروع کرد به نوارها نگاه کردن ، یه دقیقه ، دو دقیقه ، 5 دقیقه ، خوب غرق شد تو نوارها و ما به بغل دستیمون گفتیم الان سری نوارها رو می خره و می بره . بهترین کار فرهنگی !
یه مدل که می گم بعضی ها فقط تیپ شون خیلی عالمانه هست حرف که می زنن خراب می شه ! یه مدت که خوب نگاه کرد و خیره شد ، رو کرد به این دوستمون که می خواست بفروشه گفت : آقا سیگار وینستون داری ؟
این طوری نباشی ، علمت و عملت پشت سر هم باشه و حرف برای گفتن داشته باش ! همه عزیزان که می خواید در همایش ها شرکت کنید آخر جلسه زمانش اعلام می شه ضمن اینکه خواهش می کنم ازتون اگه می خواید خانواده باهاتون همکاری کنن همون طوری که در اعتکاف قول دادید نگذار درسهات رو هم تلمبار بشه ، روزی 2 ساعت ، 3 ساعت درست رو بخون خانواده ببینه هم درسخون خوبی شدی ، اونهایی که درس می خونن ، اونهایی هم که کار
می کنن که کار می کنن کارمند خوبی ، کارگر خوبی ، هم احترامت بیشتر شده به پدر و مادر هم اینکه قوی کار می کنی . آقا شعار نمی دم عمل کردم . می تونید هم درس بخونید هم مدرک بگیرید ، هم به مدارج بالا برسید ، هم قوی باشید در جامعه تون ، می تونید ، بی زحمت یک کم از تفریحاتتون کم کنید ، می تونید انشاءالله اینطوری باشید .




عمل به فرهنگ شهاده(1)2 (جمعه 87/9/15 ساعت 9:39 عصر)
موانع : 1 _ اینکه شیطان سعی می کنه ـ شیطان جن و انسان و نفست _ تو رو به دنیا وصل کنه ، و حب دنیا . هر قسمت از دنیا رو که خود به خود حب به جاودانگی که همون شهادته در وجودت حاکم می شه . و یک اثراتی بر زندگی ات
می گذاره . که این اثرات باعث می شه زندگی تو زندگی أی بشه که داری عمل می کنی به فرهنگ شهادت
. وقتی انسان لذتهای نامشروع از دلش بیرون می ره ، خود به خود یک اثراتی در وجود و رفتارش می گذاره ، در جامعه ات خوب زندگی می کنی . دزدی نمی کنی ، اون کسی که الان داره دزدی می کنه ، چه از وقتش ، چه از اموال ، اون کسی که حب دنیا داره ، خُب این تا حب دنیا داره ، هرچی ما صبح تا شب پوستر و فیلم بهش نشون بدیم ، فایده نداره ، اگر حب دنیا خارج بشود ، نه فیلم ، نه پوستر و نه نمایشگاه می خواد ، خود به خود این شهیده . همین الان فرهنگ شهادت درش حاکم شده . بعضی وقتها مقام معظم رهبری یک صحبتهایی که می کنند من خیلی دلم می سوزه ، مثلاً می بینی یک جمع زیادی نشستن ، از اُمرا و وزرای دولتی ، ایشون اول شروع می کنند از مسائل اخلاقی گفتن ، که دنیا دو روزه ، یک روزی باید جواب بدیم ، باید فلان کنیم ، اینا می دونید چیه ؟ اینها ریشه هاست . یعنی هیچ توصیه خاصی برای این مقام روبروشون ندارن . برای اینکه این براش جا بیفتاده که دنیا دو روزه بعد من دلم می سوزه ، چون می بینم اینهایی که نشستن انگار نه انگار .
این اولین مطلب ، حب دنیا .
2 _ چیزی که الان خیلی تو بورس جامعه ما هست بحث اقتصاد ه . حالا اسمش رو می خواین بگذارید توسعه اقتصادی .
اسمش رو می خواید بگذارید زیربنای اقتصادی ، جهاد اقتصادی ، هرچی که می خواید بگذارید . در این وادی جلو رفتن باید با یک سری استراتژی های خاص و مخصوصاً با این مطلب باشه که طرف براش حب دنیا حل شده باشه این در غیر این صورت بزرگترین چیزی که ما رو از فرهنگ شهادت دور می کنه همینه . حب دنیا اگر برای طرف حل شده باشه بره تو وادی اقتصاد کار کنه .
امیرالمومنین (ع) صبح تا شب نخل هرس می کرد ، صبح تا شب ، می کاشت تا دیگران بخورند ، امام مجتبی (ع) تعداد زیادی کارتل های اقتصادی اون زمان داشتند ، فکر کردی از صدقات و خمس امام مجتبی (ع) اینقدر کرامت می کرد . پیغمبر اکرم (ص) از روز اولی که بنا گذاشتند حکومت اسلامی رو پایه های اقتصادیش رو محکم کردند . اما چه کسانی ، کسانی که مسئله دنیا و کار برای خدا براشون حل شده بود . وگرنه عوام مردم ما وقتی وارد اقتصاد می شن دیگه قابل کنترل نیستند و این بالاترین چیزیست که فرهنگ شهادت رو لطمه می زنه از دو بعد . بعد اول : اقتصاد با جاودانگی منافات داره ، پول که تو کار می یاد بحث نقد است . بحث همین الان بخور هست ، پول که تو کار می یاد این طوریه مگر که هدفهای والایی پشت قضیه باشه ، یعنی مسئله حب دنیا حل شده باشه ، وقتی پول می دی دست شخص این مزه
می کنه به زبونش و بعد دوم : وقتی که مزه کرد پول به زبونش اینها تحت عنوان متولیان دینی و الگوهای ما بلایی به سر دین می یارند با همین اقتصاد که دیگه هیچ کسی امثال من نمی تونه حرفی از دین بزنه . با همین درد سر آقا زاده ها ، کم داریم ؟‍ آقا ، آقا زاده ، بنده می شناسم 20 ساله دزده ، حالا گرفتنش ‍ تو این بیست سال چقدر دین رو خراب کرد ، فقط چون آقا زاده بود کسی کار به کارش نداشت . الان تو بحث جناح بازی ها افتادن دارن می گیرن همدیگه رو ، وگرنه اگر یه دست بود می شد بخوری ، کسی رو هم نمی گرفتن . اون این رو لو می ده ، این اون رو لو می ده ، ما هم راضی ایم الحمدلله . « اللهمَّ اشتغل الظالمین من الظالمین . » والله به حضرت عباس .
وگرنه تا دیروز هم این دزد بود که . بابا این من خودم صد بار گزارش دادم بابا این ، اینطوریه ، این دزده ، این فلان کار رو کرده ، این رفته به اسم دین با ریش و یقه شیخی بسته هزار تا کثافت کاری کرده ، چرا جلو این رو نگرفتید ؟ حالا بعد از بیست سال گرفتن .
بعد می یان به ما غر می زنن که آخوندها چرا برای دین مردم کاری نمی کنید ؟ شما متولیان دینی هستید چرا کاری نمی کنید ؟ تو تمام ریشه دین رو زدی ، اسم حکومتت اسلامیه به اسم اسلام هرچی دین بوده خراب کردی من چی کارش کنم ؟ هر جا می رم می شینم دهنم بسته می شه تو پرسش و پاسخها ، بیام نظامم رو حفظ کنم یا نه بیام بگم دروغ دارن می گن اینها ؟ حالا دارن جلو آقازاده ها رو می گیرن ، این غیر از این بود که ما رفتیم وارد بحث اقتصاد شدیم ؟ غیر از این نبود ؟ همین ها خیلی هاشون بچه های جبهه و جنگند که . الان چهار میلیون تومان یکی از بچه های جنگ ، پول پرده دفترش شده ‍ حلالِ حلال . مال خودش هم هست . از رفیق هامونِ ، حلالِ حلال هم هست . اما این چه بلایی بود سر اینها در آوردید شما ؟ مانور تجمل ، اینکه برای هر قضیه باید روی یه صندلی بشینی هر اتاق باید یه فرشی داشته باشه ، فرش باید این ابعاد باشه ، دسته گلها باید اینقدر فرق کنه اینها آفات دینی کار اقتصادی بود . و متأسفانه دهن ما رو برای دفاع از فرهنگ جبهه و شهادت بست . و امروز داریم این کار رو می کنیم برای اینکه بتونیم سرمون رو بلند کنیم بگیم آقا ما نیستیم اصلاً ما یه جای دیگه هستیم . دارم از فرهنگ جبهه و شهادت می گیم . ما یه عده از بچه های جنگ هستیم که نه اینور رفتن ، نه اون ور رفتن ، نه این مانورهای تجملات و اقتصاد رو قبول داریم ، اومدیم داریم کار می کنیم . چهار تا جوون هم جمع شدند ، فردا یه بار یه همچین چیزی از خود من ببینی دیگه می ری دنبال کار و زندگیت .
می یان می گن آقا وضع اقتصادی مردم خراب هست ، زواری که دارید می رید حرم ، خدا رو زیارت کنید ، وضع اقتصادی مردم ما خرابه ، یه مقداری داریم صرفه جویی می کنیم تو کاروان ها . موز و کوکا نمی دیم ، همه هم قبول
می کنن ، فقط یک گروه قبول نمی کنند ، یک گروه اعتراض می کنند ، چه گروهی ؟ اون هم متولیان دینی . آقا موزها و کوکاها چی شد ؟ بیچاره ، بدبخت تو هنوز شکمت رو نمی تونی کنترل کنی ، حرف دین برای مردم می زنی ؟ تو حتی نمی تونی تقیه شکمی بکنی که بری خودت یواشکی بخری بخوری ، آبروی دین رو نبری . داد می زنی آقا موز ما چی شد ؟ می خوایم منبر بریم ، نمی دونم ، صدامون باز بشه ، مرگ بخوری . والله به حضرت عباس ‍
که همه مردم بشینند مسخره کنند . دیدی بابا ، این درد ماست . این هست که مانع فرهنگ جبهه شده ، من چی بگم به جوون این دوره زمونه ؟ این مانع شده ، حب دنیاهای فوق العاده سطح پائین ، الکی و مسخره و مسائلی که الان در سطح پائین و بالا به چشم می خوره و ما نمی تونیم جوابگو باشیم پس بحث اقتصاد این چیزها رو داره . و بعد باز بحث اقتصاد که می شه ، بحث سرمایه گذاری پیش می یاد . ما پول نداریم آقا ، خُب این نکته رو باید در نظر بگیریم ، هیچ کسی نمی یاد اینجا سرمایه گذاری کنه ، فقط به امید اقتصاد ما .
هر کی می یاد سرمایه گذاری کنه در این مملکت حتماً و حتماً پشتش یک سری مسائل فرهنگی خوابیده ، مطمئن باشید . حتماً اینطوریه . من مطمئن نیستم ، این رو از کارمندها شنیدم ، شاید دروغه ، اما کارمندهای بعضی از شرکتها می گن اونهایی که دارن در اینجا سرمایه گذاری می کنند از خارج ، اجازه سروِ مشروبات هم دارن تو محیط کارشون . یواشکی اشکال نداره ، این قدم اولمونه .
می ترسم یک مقدار دیگه ادامه بدم دیگه ما رو نبینید ‍‌‌، لذا حذفش می کنم .
سومین مانع : ظاهر سازی ، اینو برادرا و خواهرا خوب دقت کنند ، یک تعداد زیادی جشنواره و همایش توی پرانتز بخور بخور ، در جهت دفاع از ارزشها داره انجام می شه در این جامعه ما ، که به هیچ دردی نمی خوره . تعداد زیادی جشنواره و همایش با بلیط های رفت و برگشت هواپیما و غیره و غیره داره انجام می شه که به هیچ دردی نمی خوره .
تعداد زیادی پوستر داره چاپ می شه که به هیچ دردی نمی خوره . تعداد زیادی نمی دونم کارهای تبلیغی داره انجام
می شه که به هیچ دردی نمی خوره و دردی رو درمان نمی کنه . الان فقط باید عمل کرد . نه همایش ، نه پوستر ، نه سمینار ، هیچکدوم فایده نداره ، چه خرجهای کلانی ، چه خرجهای زیادی ، خرجهای میلیاردی داره انجام می شه ، همین رو شما بیا تو سه تا درد صد تا جوون یک شهر بزن ، در کنارش چهار تا مسائل اخلاقی هم بهش بگو ، صد تا جوونی که مشکل دارن ازدواج کنند ، کنار دستش یک آخوند بگذار چهار تا مسئله اخلاقی هم بگه ، این می شه فرهنگ شهادت و جبهه . این همایشی که تو داری برگزار می کنی با صد میلیون تومان و هیچ فایده ای نداره . فقط اصل همایش ، صدا و سیما می یاد فیلم برداری می کنه چقدر هزینه می بره ، اینا رو کاری نداریم . بیاید دردی رو دوا کنیم ، البته چیزهای خوب هم هست . اینا رو کاری نداریم . چیزهای خوبش رو من نگفتم گفتم یک تعدادی همایش ( چون حساب و کتاب نداره ) یکی از چیزهایی که تو مملکت ما اصلاً وجود نداره بحث ارزیابی هست . مثلاً آقا تو که فلان کاره هستی چکار کردی برای مملکت ؟ مگه از نظام و مملکت و دولت و همه جا حقوق نمی گیری ؟ چکار کردی ؟ تنها چیزی که الان وجود نداره ارزیابی و ارزش یابی هست . خود من تا حالا هیچ کس نیومده بگه تو که این همه پول از مردم گرفتی صبح تا شب کاسه گدایی تون این ور اون وره ، دویست میلیون تومن می گی اینجا خرج کردیم ، هفتصد میلیون تومن اونجا تو این چند ساله ، این هفتصد میلیون که از مردم گرفتی چکار کردی ؟ هیچ کس نیومد از من بپرسه . تو رو خدا یکی بیاد بپرسه . بلکه ما یک توضیح بدیم ، یک کسی بفهمه ما چه کار داریم می کنیم . هفتصد میلیون تو دفترچه ات نوشته ، قرض کردیم ، چه کار کردیم آقا ؟ چقدرش رو خودت خوردی ؟ حداقل یکی بیاد اینو بپرسه ، هیچ کس از من نپرسید ، از کس دیگه هم نمی پرسه چه کار کردی ، فقط آقا مسئولیت می دن تا صدای مردم در بیاد عوض می کنن ، اینو از این شهر می گذارن یک شهر دیگه . باز اینو می گذارن توی اون .
دو تایی هم صداشون دراومده ، فکر می کنن مردم یک عده مال مریخ هستن ، یکی مال هیپتون ، یا کلیپتونه مثلاً . اینا همه آدمن ، اینجا اگه نتونست بچرخونه ، اونجا هم نمی تونه بچرخونه .
همایش ها ، جشنواره ها ، و تنظیم قطع نامه ها و عمل نکردن ها ، هنوز من یادم نمی ره ، متنی رو که برای مقابله با فساد در جامعه سال 69 مجلس تصویب کرد و همه روزنامه ها نوشتند و حتی یک روز عمل نشد در این مملکت ، حتی یک روز . متنش رو اگه شما بخونید یه متن انتظامیِ خیلی خوبه ، ممکنه کار فرهنگی نباشه اما کار انتظامی که لازمه برای این مملکت ، نظامی ها باید انجام بدن ، یک روز هم در این مملکت اجرا نشد ، حتی یک روز و الان دوباره بیان اگه بگن ، همه می خندند . هی سمینار ، هی بررسی ، بابا نمی خواد سمینار برگزار کنی برای اینکه مثلاً بفهمی بحرانهای جوانان چیه ؟ بحرانهای جوانان همین چهار تایی که فعلاً می دونی چیه بیا عمل کن ، رفع کن ، بعد وقتی که تموم شد دوباره سمینار بگیر بحرانهای جدید رو کشف کن . مگر نمی شه دید بحرانهای جوان رو ؟ مگر کوریم ما ؟ عمل نمی کنند .
آقا پریروز یه دونه مقاله اقتصادی می خوندم ، توی اطلاعات اقتصادی ( یه کتابچه ای هست ) که در این اطلاعات اقتصادی 51 جلسه مدیران ارشد صنایع این مملکت ( شما می دونید 51 جلسه که از همه این مملکت بخوان جمع بشن تو تهران جلسه بگیرن چقدر خرج داره ) 51 جلسه برگزار کردند ، یک سیستم خیلی خوب و مدون برای اینکه سیستم اقتصادی ما آماده بشه در 12 جلد دادن بیرون که عمل بشه بهش . 51 جلسه قریب به یک سال و نیم ، چقدر هزینه برداره اینها ، پول هتل و بلیط و اینها من کاری ندارم و محل همایش . همین وقت این مدیر ارشد رو گرفتید یک شبانه روز ، 51 شبانه روز وقتش رو گرفتید تا بیا تهران و برگرده شهرستانش این جوری می شه آقا این 12 جلد رو یکی باز نکرده ببینه چی نوشته ، چرا ؟ چون عوض شد حکومت ، دولت عوض شد ، حکومتها فرق کرد ، ای بابا ، کی گفته حتماً اینها همش اشتباه بوده ، 51 جلسه مدیران ارشد که فقط 6 تا وزیر توش بوده ، باز نکردن ببینند چی نوشته حتی . اینها چیه ؟ این فقط بعد اقتصادمونه . غیر از همه بعدهای دیگه صبح تا شب سمینار ، جلسه ، مشاوره و عمل نکردن . این شده کار ما و بعد ظاهر سازی ها ، بسیجی خوب اونی هست که بیاد رژه اش رو شرکت کنه بعد هم بره خونشون اگه این بسیجی بره اعتکاف شرکت کنه که پایه های دینی اش رو بسازه و دلش درد حقیقی بگیره و در این اعتکاف به خداش نزدیک تر بشه ، بتونه فرهنگ بسیج رو ، بتونه القا بکنه ، این بسیجی باید اخراج بشه چون رژه شرکت نکرده ، ما وقت می خوایم تو خیابون صاف بتونی راه بری فقط پشت سر نفر جلوئیت رو بتونی ببینی . پاهاتون هم با هم بخوره زمین . کار ندارم که تو دلت پر از شهوت و حبهای دنیا هست که بری یه سه روز بنشینی با خدات تصفیه حساب کنی . من اصلاً بااینها کاری ندارم . چند نفرید؟ صدو یک نفر باشید بهتر از صدنفرهست همین . بابا مملکت رو آبِ ، برو ولمون کن ، بسه دیگه . نمی گم رژه نرید ها ، اما اگر یه روزی رژه و اعتکاف همزمان شد یه نفر خواست بره اعتکاف تشویق نامه بهش بدید که باریک الله به تو ، تو بسیجی هستی که فهمیدی که درد این مملکت چیه ؟ نه که برداری پایگاهش رو منحل کنی ، که فلان پایگاه نیومده رژه منحل هست . تا اطلاع ثانوی منحل بشه ، مگه ما زیر بیرق خاصی داریم کار می کنیم ما برای خدا می خوایم کار کنیم ، برا رهبرمون داریم کار می کنیم . باید تشویق نامه بدن به بسیجی هایی که سه روز رفتن برای خداشون خلوت کردن ، راه یاد گرفتن ، مگه ما تو این سه روز چی به شما گفتیم ؟ غیر از اینکه همش تهییج تون کردیم که تو این مملکت باید برای رهبرت و امام زمانت نیرو سازی کنی ؟ این می شه ظاهر سازی اصلاً درک نمی کنند کار فرهنگی رو . اصلاً من برای کی دارم صحبت می کنم ؟ پشت کوه قاف نشستند دارن برای فرهنگ مملکت تصمیم
می گیرند ، بابا این بسیجی باید بتونه مقابله کنه . باید دلش پاک باشه . عنایت می کنید ؟ ما باید فرهنگ سازی کنیم نه نیرو سازی . آمار به چه درد ما می خوره کو بسیجی هایی که 5 سال تو این پایگاه ها بسیجی بوده الان بیست و هفت ، هشت سالش شده انگار نه انگار که نه دین داره ، نه مملکت داره ، کجا هستند ؟ چه دردی رو داریم دوا می کنیم ؟ بیایم در حاشیه کار ، کار اخلاقی کنیم . بسیجی ، بسیجی هست که بتونه 2 تا کلام حرف بزنه برای دین خدا . بسیجی کسی هست که اگر فردا ازدواج کرد ، فردا به پول رسید ، اینقدر دلش رو محکم ساخته باشه که همه چیز رو زیر پا بگذاره برای دینش و ارزشها و مملکتش . این بسیجی ماست . خدا خیر بده اینهایی که دارن دل می سوزونند و این جوری بسیجی بار می یارن کم هم نیستن الحمدلله ، یعنی اگر هم کم بودند الان دیگه خیلی ها مطلب رو گرفتن . باز فردا نرید بگید فلانی مخالفه . مخالف ، موافق به من نبندیدها . ولی اون کسی که می یاد به یک بسیجی می گه تو رفتی اعتکاف پس از بسیجی اخراجی دو زار مخ فرهنگی نداره ، اصلاً نمی دونه این یعنی چی ؟ تشویق نامه به این بده .
اون برادر و خواهری که ارضا می شه با یه نمایشگاه تو طول سال هیچ کاری نمی کنه فقط فیلم نمایشگاهش رو نگاه
می کنه که چه کردیم ، چه نکردیم این کار فرهنگی رو درک نکرده . نمایشگاه برای اینه که طرف رو جذب کنی وقتی جذب کردی بهش برنامه بدی . جذب در و دیوار که نمی شه . با یه عکس حالا گریه هم کرد بعد رفت بیرون تموم شد دیگه . ما از این گریه ها گوشمون پره . از این اشکها زیاد دیدیم ، نمی گم نمایشگاه نزن ها ، بزن اما جذبش کن ، من تو اعتکاف
می گم راضی نیستم اگر کسی فرم کانون پر نکرده باشه و تو اعتکاف باشه ، برای چیه ؟ من دوست دارم آمار بدم به کسی؟ برای اینه که نمی خوام تو اعتکاف بیای و بری . می خوام اگه رفتی و نیومدی زنگ بزنم بگم کجایی . اعتکاف رو من کافی نمی دونم ، 5 روز بعد از اعتکاف جلسه هفتگی مون راه افتاده با همون وضعیت قبلی ، این رودقت کنید . به ظاهر بسنده نکنید ، ما ظاهر نمی خوایم ، ما می خوایم ظاهر و باطن هماهنگ باشن .
مانع بعدی :
یه تکه دیگه از بحث رو بگم بقیه اش می افته برای جلسه آینده . چند تاچیز موند برای جلسه بعد که چیزهای خیلی مهمی هم هست . من هنر رو الان می گم خدمتتون ، بعد می یاد متولیان ، دبیرها ، مسئله کنکور ، درس گرایی بیش از حد ، خشونت و برادر کشی که جدیداً مطرح شده و از همه مهمتر تطبیق ندادن فرهنگ جبهه با زمانه فعلی ، این خیلی بحث مهمیه . انشاءالله شنبه آینده و آخرش هم یه شعری که دیگه اون هم می شه برای جلسه آینده .
اما هنر : یکی دیگه از موانع به اصطلاح عمل به فرهنگ شهادت ، هنر هست ، هنر یک چیز خیلی مهمی هست انشاءالله تو همایش فردا قسمت دانش آموزی اعلام خواهیم کرد گروه تواشیح ، سرود و تآتر . 2 تا فیلم برادرمون هم گفتم برن آموزش فیلم برداری حرفه ای ببینند با هزینه خود تشکیلات ، می خوایم فیلم سینمایی هم بریم تو وادیش انشاءالله . الحمدلله هیچی کم نداریم از هیچ کس !
ببینید هنر با دل ارتباط داره ، هنر ظریفه ، هنر بند دل رو حرکت می ده ، هنر با احساسات بازی می کنه ، اعم از سرود ، تآتر ، فیلم سینمایی ، صدا ، سیما و اینها و این رو دشمن ما کاملاً گرفته و یه عده از هنرمندان متعهد ما هم گرفتند . اما خیلی کم ، از هر 50 تا فیلم سینمایی که داره می یاد بیرون ، به نظر من چهل تاش هیچ فایده و ضرری نداره ، 5 تاش خوبه ، 5 تاش هم مضره ،اون چهل تایی که ضرر نداره سرگرمیه ، چه اشکالی داره آدم نگاه می کنه ، 5 تا مضر داره می یاد بیرون و 5 تاخوب و این شاید بعضی وقتها این موازنه به هم بخوره ، و تعداد فیلمهای خوب کمتر باشه ، یه جمله از آقای ملاقلی پور که پریشب یه ربعی رسیدم نگاه کنم آخر شب پخش می کنه تلویزیون راجع به فیلم مجنون بود ، همون صحبتی که خیلی عزیزان راجع به من ترانه 15 سال دارم یا ارتفاع پست به ما ایراد می گرفتند ، خیلی هم نه ، بعضی عزیزان ، که آقا این چه فیلمهای ضد دینی بود که شما بردید ؟ من جلسه بعد توضیح می دم که چرا نمی تونید خودتون رو تطبیق بدید با شرایط جامعه و حرف خوب رو در این لواها بزنید تا مردم قبول کنند . کی می گه اینها فیلمهای بدیه ؟ بهترین فیلمهاست . آقای ملاقلی پور می گفت من مجنون رو که ساختم در مجلس شورای اسلامی اون زمان پشت سر من اومدن گفتن : چه شده است ملا قلی پور را که از پرواز در شب می رسه به مجنون ؟ بیاید فکری به حال این فیلمساز متعهد بکنیم که به این وادی دیگه کشیده نشه !
می گفت فیلم بعدی رو ما جنگی ساختیم تشکر کردن حالا خوب شد ، این فیلم خوبه ، تو فیلم همه وضو می گیرن وامی سن می گن الله اکبر نماز می خونن ، این شد فیلم دینی ، نه این نیست . در تطبیق شرایط جامعه بهتون می گم اگر ما بخوایم در وادی هنر وارد بشیم یعنی ظرایف رو رعایت کنیم ، برای هنرمند رک حرف زدن هنر نیست ، برای هنرمند (خدا رحمت کنه شهید مطهری رو فرمودند : معلم خوب کسی نیست که فکرها را بیاموزد ، کسی است که به من فکر کردن را بیاموزد ، اندیشه ها را بیاموزد ، آقا این اسلامه ، این هم فیلم ما !
این فیلم موسی ، اینِ فیلم محمد رسول الله (ص) ، نه ،‌ اندیشیدن رو بیاموزد که فردا تو داری می ری تو این جامعه 5 تا هم خراب داره می یاد جلو این فیلم خوب رو دید ، مورد تآثیر واقع شد رفت اون فیلم بد رو دید باز هم تآثیر بگیره . این تفکرش یه جوری شکل بگیره ، که بابا ماهواره رو ولش کن ، فردا پس فردا همه می تونن بگیرن اصلاً بگذار آزاد شه این ماهواره و این رو تو یه جوری بار آوردی که این نخواهد نگاه کرد . " اندیشیدن را بیاموزد "
فرهنگ جبهه و شهادت امروز نمی یاد بهت بگه 2 × 2 یعنی 4 ، فرهنگ امروز می یاد بهت می گه آقا ما یه اعدادی داریم که اگر در هم ضرب شوند یه نتایجی داره ، خودت برو پیدا کن ببین چه خبره ؟! اگه وارد اینترنت می شیم ، اگه جبهه اینترنتی باز کردیم که من به این خیلی امیدوارم . عزیزان حتماً در این همایشها شرکت کنند ، مطمئن باشید من همین الان خیلی تماس دارم از جاهائیکه خیلی تشویق کردند . اگر ما داریم وارد این می شیم ، قراره فردا شیراز بشه مرکز اینترنت ایران ( اولین شهر اینترنتی کشور) چرا ، از قبلش یه پایگاه آماده نداشته باشیم . آماده ! الان بچه هایی که دارن اینجا کار می کنن بچه های متخصصی هستند ، بازی نمی کنند ، الان کسانی که دارند توی سایتهای دیگه می یان و سایت ما
می یان ، از امکاناتی که برای تسهیل ورود و سوال و جواب می یاد متعجب هستند ، می گن آقا این چه جوریه ؟! چه جور شما راه انداختین ؟ می فهمند اونهایی که اهل فن هستند .
وقتی یکی دو کلمه انگلیسی صحبت می کنه تعجب نکنید بگید آقا این چه مخیه !؟ شما هم اگه دو هفته بنشینید پای کامپیوتر دو تا کتاب بخونید همش رو یاد می گیری . مخ نیست این که ، کاری نیست که ، دو روز بشین بجای بازی کردن پای کامپیوتر همه این اصطلاحات رو یاد می گیری . بیا برومخ شو تو این قضایا !
نذار کسی مرعوبت کنه ، ابزار امروزما اینترنته ، درسه ، زبان انگلیسیه ، من سفارش کردم یکی از بچه ها مجوز کانون زبان انگلیسی رو بگیره ، انشاءالله راه بیندازیم ، بیاین همین جا زبان انگلیسی رو یاد بگیرید و زبان فارسی رو برای کیا داریم می گیم ؟ بعضی ها همین زبان فارسی رو هنوز بلد نیستند . قیافشو فقط عالمانه کرده ، دو تا کلام با بغل دستیش نمی تونه حرف بزنه ، حداقل تو که می خوای در مورد حجاب ، موسیقی ، هنر حرف بزنی حداقل بیا گوش کن اندازه ما یاد بگیر ، برو بگو . یه زمان که ما تازه کار فرهنگی شروع کرده بودیم یه مغازه زده بودیم پر از نوارهای فرهنگی ، برای شروع کار فرهنگی ، هم زمان مغازه بقالی هم بود ، امکانات این جور بود دیگه !
نوار آقای سید علی نجفی ، حاج آقا انصاریان ، سخنرانان قوی کشور ، هنوز توشیراز اینا نیومده بود . منتظر بودیم یه نفر بیاد قدر بدونه ، استفاده کنه ، اون زمان کسی نمی شناخت ما رو . یه روز راحت وایساده بودیم تو مغازه مثل الان نبود که یه نماز جماعت که می ریم صد تا می ریزن رو سرمون ! اولین کسی که به ما بدبین می شه امام جماعت مسجده ، می گه دکون ما رو کنسل کرد ، مجبوریم نریم دیگه .
خلاصه نشسته بودیم تو بقالیه و دیدیم یه بنده خدایی با ریش مرتب و یقه شیخی بسته خیلی با ابهت اومد داخل ، آقا سلام علیکم ، گفتیم سلام علیکم ، بعد شروع کرد به نوارها نگاه کردن ، یه دقیقه ، دو دقیقه ، 5 دقیقه ، خوب غرق شد تو نوارها و ما به بغل دستیمون گفتیم الان سری نوارها رو می خره و می بره . بهترین کار فرهنگی !
یه مدل که می گم بعضی ها فقط تیپ شون خیلی عالمانه هست حرف که می زنن خراب می شه ! یه مدت که خوب نگاه کرد و خیره شد ، رو کرد به این دوستمون که می خواست بفروشه گفت : آقا سیگار وینستون داری ؟
این طوری نباشی ، علمت و عملت پشت سر هم باشه و حرف برای گفتن داشته باش ! همه عزیزان که می خواید در همایش ها شرکت کنید آخر جلسه زمانش اعلام می شه ضمن اینکه خواهش می کنم ازتون اگه می خواید خانواده باهاتون همکاری کنن همون طوری که در اعتکاف قول دادید نگذار درسهات رو هم تلمبار بشه ، روزی 2 ساعت ، 3 ساعت درست رو بخون خانواده ببینه هم درسخون خوبی شدی ، اونهایی که درس می خونن ، اونهایی هم که کار
می کنن که کار می کنن کارمند خوبی ، کارگر خوبی ، هم احترامت بیشتر شده به پدر و مادر هم اینکه قوی کار می کنی . آقا شعار نمی دم عمل کردم . می تونید هم درس بخونید هم مدرک بگیرید ، هم به مدارج بالا برسید ، هم قوی باشید در جامعه تون ، می تونید ، بی زحمت یک کم از تفریحاتتون کم کنید ، می تونید انشاءالله اینطوری باشید .




عمل به فرهنگ شهادت(1) (جمعه 87/9/15 ساعت 9:38 عصر)
در آخرین روزهای بزرگداشت دفاع مقدس و یادمان شهدای جنگ تحمیلی هستیم و امشب اگر انشالله خداوند قوت بده پیرامون عمل به فرهنگ شهادت با یک نگاه جدید و منتقد و حتی نگاهی که در پی تغییر هست ، بحثی رو خواهیم داشت و یه سری مسائل ناگفته أی رو که شاید جایی نشنیده باشید یا نَگفته باشند ، یا صلاح ندونند بگن رو من امشب یه سری اش رو عرض خواهم کرد .
انقلابی در مملکت ما انجام شد و تحول معنوی بزرگی در تمام مردم ما تقریباً ایجاد شد . این که می گم تقریباً تمام ، اگر با أمار بخواهیم نگاه کنیم حدوداً بالای 90 درصد مردم اول انقلاب تحول در اینها ایجاد شد . لازمه این که این تحول ریشه أی تر بشود و محکم تر بشه و مردم ، جوانان و نسل انقلاب ما بتوانند بهتر درک کنند و معنویات در آنها قوی تر بشه جنگی بود که در سال 59 به ما تحمیل شد و به دلیل شرایط خاص و ویژه ای که پیش اومد تأثیرات بسیار زیادی در بعضی افراد داشت که هنوز که هنوزه این تأثیرات برای مملکت ما کارگشاست . یعنی این طوری نبود که یه جنگی بیاد و بره و یه عده أی کشته بشوند , یه بحث کاملاً معنوی در کار بود ، یعنی خداوند تبارک و تعالی می خواست که اصحاب این انقلاب پخته تر بشوند و برای پخته تر شدن چاره أی نبود به غیر از جنگ و اون محیطی که جنگ فراهم می کنه و فضای حاکم بر جبهه ها . این جنگ اثرات خودش رو گذاشت , یه عده أی رفتند ، یک عده ای ماندند و یک عده ای نه رفتند و نه ماندند .

حضرت امام (ره) می فرمودند : که چقدر بی سعادت هستند کسانی که در این مدت جنگ خودشون رو به بهانه های مختلف کنار کشیدند و اهل جنگ نبودند . ب
ه عنوان مثال کسانی که الان ادعای بسیار زیاد برای دفاع از ارزشها و میراث خواری خون شهدا رو دارند و برای شهدا و خانواده شهدا نطقهای غرّا بیان می کنند ، همین ها در دوران جنگ بعضاً
می رفتند خدمت امام (ره) و اجازه می گرفتند که نیروهای خودشون که جوان هم بودند به جبهه نروند چرا که ما
می خواهیم اینها رو تربیت کنیم برای آینده انقلاب واین جمله چقدر با مبانی اصلی دین ما یعنی توکل ، یعنی اینکه عمر دست خداست ، مرگ دست خداست ، سازگاری داره ، نمی دونم ؟‍ چقدر با این مبانی سازگاری داره که در جنگ ساختار انسان عوض می شه من نمی دونم ؟‍ و اینها رو نگه داشتند و اجازه گرفتند که اینها نروند جبهه و ماندند و بعد از جنگ دیدیم که غرق در دنیا و حب دنیا شدند و با ظاهری اسلامی تنها کاری که تونستند بکنند اینه که چون ممکنه شهید شوند و آینده انقلاب یتیم بمونه . و الان می بینیم که چه کسانی دارند کار می کنند برای این مملکت و اونها الان کجایند . یکی فرار کرده انگلیس ، یکی فرار کرده آمریکا ، یکی پرونده اختلاسش گیره ، همین بچه حزب اللهی های اون زمان ، لذا به قول شهید چمران جنگ میدانی بود که مرد رو از نامرد متمایز می کرد و یک میدانی بود که اگر امروزه یکی بخواهد برای ارزشها ، خون شهدا و امام شعار بده و سن و سالش بخوره و سابقه جنگ و جهاد در پرونده اش نباشه من یک ریال حرف این رو قبول ندارم . چون سن و سالش می خورده ، نرفته جنگ . حالا مدعی ارزشها هم هست . آموزشی که اونجا در جبهه می دادند ، آموزش معنوی ، کلماتی مثل اخلاص ، ایثار ، توکل و 000 در وجود شخص جا می افتاد نه اینکه از رو جزوه ملا احمد نراقی بخواد بخونه . خُب این یه طایفه بودند .
طایفه بعد طایفه ای بودند که در جنگ نبودند ، سن و سالشون نمی خورد ، بعد از جنگ تازه به سن بلوغ رسیدند و طایفه سوم اونهایی بودند که جنگ رو رفتند و بعد از جنگ هم بر مبانی و ارزشهاشون موندند . ما این سه طایفه رو داریم . یه زمان شهید باکری همتون شنیدید توصیه می کرد به فرزندانش در حقیقت ، چون اونجا رابطه بین فرماندهان و نیروها ، رابطه پدر و فرزندی بود ، نه رابطه رئیس و مرئوسی و یا سردار و سربازی . در اونجا توصیه می کرد که فرزندان من بروید شهید شوید چون اونها که برمی گردند از جنگ به شهرها سه گروهند :
گروه اول ، اونهایی هستند که عادی می شوند ، شروع می کنند زندگی کردن ، صبحونه ، نهار ، شام ، زن ، بچه و کار ، گروه دوم کسانی هستند که : از جنگ رفتنشون پشیمون می شوند ، برمی گردند و حتی همه جا هم اعلام می کنند که ما گول خوردیم رفتیم جنگ و گروه سوم کسانی هستند که می خواهند بمانند به ارزشهاشون اما جامعه اجازه شون نمی ده . یعنی اینها باعث می شه که به غربت کشیده شوند و به قول شهید باکری دق مرگ شوند .
با احترام بسیار به این بزرگوار من نظر سوم ایشون رو قبول ندارم به نظر من می رسه که اگر با این تفکر بخواید زندگی کنید پس همه بچه های جنگ باید خودکشی کنند . نه ‍ ، دق مرگ نمی شیم . کار می کنیم ، ما کار می کنیم . ما می گیم جنگ تمام نشده ، ما می گیم فقط نوع جنگیدن عوض شده ، نه دق مرگ می شیم ، نه به انزوا کشیده می شیم ، نه از جامعه فرار می کنیم ، فقط اون چیزی که می خوام بگم اینه که عمل می کنیم به فرهنگی که آموختیم . ما حتی بعضاً خوشحالیم که خدا به ما یک عمر دوباره داده که اون فرهنگ رو امروز بتونیم بیان کنیم ، خواهش هم می کنیم از خدا که اگر خواستیم بمیریم . به همون شهادت از دنیا بریم . بنابراین ما دق نمی کنیم ، به کوری چشم دشمنان ما محکم در سنگر می ایستیم به حمایت از که دوست داشتند در جهاد باشند و سنشان اقتضا نمی کرد . یعنی جوانان این مرز و بوم . امیدی که الان من و امثال من داریم به جوانهاست . اغلب مردم گم شدند تو زندگیشون ، بزرگترها فراموش کردند چه خبره ، شما باید یادشون بیارید ، الان اغلب سنگرهای فرهنگی دست جوانان است . خُب بزرگترهایی هم که هستند تجربه هاشون و نورانیتشون کاملاً قابل استفاده هست . اما امید به جووناست . خُب حالا باید ببینیم چه کار بکنیم ؟
اولین مطلب اینه که موقعیت جبهه فرهنگی مون رو درک کنیم . مقام معظم رهبری چند سال پیش
فرمودند : شبیخون فرهنگی ، یعنی مردم ، جنگ داریم ! الان که چفیه ایشون می ندازند منظورشون جنگ یا اسلحه و هواپیما و توپ و تانک نیست ، منظورشون اینه که جنگ عوض شده الان باید با یک روال دیگه جنگید . اصلاً زندگی ما زندگیِ جنگیدن هاست . ما در تمام زندگیمون باید بجنگیم . با مشکلات مادی ، با مشکلات معنوی ، جنگ با فقر ، با فساد ، با بی عدالتی ، با هر چیزی که خدا را ناراضی می کنه باید بجنگیم . این در تمام عمرمون هست . لذا اگر تمام عمر چفیه گردن رهبر انقلاب باشه به این معناست که جنگ داریم ما ، با بدی ها ، با خوبیها هم خوب هستیم ، چفیه دلیل بر جنگ نیست . تحمل ما بالاست .
در بحث قیام فرهنگی در اعتکاف که اگر عزیزان نبودند بگیرند نوارش رو گوش کنند ، آماری که من دادم خیلی هاش رو سانسور کردم و نگفتم بهتون اما این رو بهتون بگم که وضعیت وضعیتی هست که باید جنگید . من الان خدمتتون موانع عمل به فرهنگ شهادت رو عرض می کنم . در این دوره و زمونه با موانع خاصی دارند جلوی ما رو می گیرند . وضعیت رو درک کنید ، باید جنگید ، باید کار کرد . باید تا آخرین نفس دفاع کرد از کیان ارزشهامون ، از عقایدمون ، باید دفاع کرد . فقط یه مقداری ابزارهاش الان فرق کرده . اولین چیز برای دفاع معرفت و علم هست . علم الزاماً درس نیست . علم الزاماً دانشگاه نیست . علم الزاماً حوزه نیست . علم یعنی در تخصص خودت علم داشته باش . الان این جبهه ای که ما در اعتکاف باز کردیم در قسمتهای مختلف و همایش هاش هم که تا الان خیلی خوب شرکت کردید و انشاالله من بعد هم با شوق خیلی بیشتر شرکت خواهید کرد .
من حالا همایش بعد از ظهر رو خبر ندارم چه طور بود ، همایش اینترنت و کاربران کامپیوتر ـ اگر خوب بوده ، بدونید ما در جبهه های مختلف داریم اعلام آمادگی می کنیم . خُب وقتی شما می خواید تو این قضیه کار کنید باید علم داشته باشید . مثلاً شما می خواید در همایش دانش آموزی شرکت کنید برای اینکه کار کنید بین دانش آموزان . آیا مشکلات دانش آموزان روکسی هست ندونه ؟ همه می دونیم . فقط کافیه شما بیان کنید و راه حل مشکل رو یاد بگیرید و برید در مدارستون مشکل رو حل کنید . یعنی دیگه زبان کانون ، بیان کانون از یک میکروفن نباشه همه شما مبلّغ باشید .
دوم باید وجهه اجتماعی داشته باشید برای تبلیغ . اگر شما در همون قسمتی که می خواهید کار کنید علم داشته باشید خود به خود به شما رو می کنند . اگر در دبیرستانت ، در دانشگاهت ، در محل کارت بالا باشی از نظر علمی هم خود شخص هم خانواده شخص رغبت پیدا می کنند که فرزندشون با کسی رفت و آمد کنه که همه اطراف و همه جوانب رو داره . الان باید همه شما من حیث المجموع همه چیزتون قابل دفاع باشه . توی سوز و عشقتون باید اول باشید . تو خدمت کردنتون باید اول باشید . نمی گم درس ، تو هر کاری که دوست دارید ، حالا من می رسم به درس که یکی از موانع جبهه فرهنگی درس هست که در جای خودش می گم . هر کاری می کنی در هر جایی هستی ، هر شغلی داری باید اول باشی . به تو که نگاه می کنند تو رو الگو بپندارند . کیف کنند وقتی نگاهت می کنند . لذت ببرند ، اگر در یک اداره ای ، دانشگاهی ، مدرسه ای هست دوست و دشمن وقتی ازشون سئوال می کنی صفات خوب تو مدنظرشون باشه و بگن : امینه ، پاکه ، دلسوزه ، … ولو که دشمن باشه ، بزرگیِ مذهبی تو رو درک کنه . پس این اولین کاری که باید انجام بدید . علم و وجهه اجتماعی .
دوم : باید حالا دیگه بعد از این همه وقت ، شما تحت عنوان مبلغین ، بیاید دست از یک سری قهرها و اختلاف سلیقه ها بردارید . یه بار براتون گفتم ، الان هم دوباره دارم می گم به کشور هم کار ندارم ، آمار خود شیراز رو دارم می گم ، اگه تمام روحانیت شیراز اَعم از چپ و راست و شمال و جنوب ، دست به دست هم بدهند یه نفر رو معرفی کنند تو این شهر 2 زار رأی نمی یاره . امتحان کردیم یا نه ؟ دیدیم ،در انتخابات قبلی ، در مرحله اول رأی آورد شخصی که در مرحله دوم که همه روش متحد شدند چهل هزار رأیش کم شد . گفتم اِه … ‍ پس هیچی دیگه نگید .
الان وضعیت ما طوری نیست که بتونیم فکر کنیم خبریه . هر کسی فکر کنه دورش شلوغه و خبریه حداقل تو شیراز خودمون من بگم خبری نیست . بیاید دیگه اختلاف سلیقه ها رو بگذارید کنار . مردم نه پشت سر این هستند نه پشت سر اون ، مردم حیرانند . دنبال یکی میگردند نه اینور باشه ، نه اون ور باشه ، حرف حق رو بزنه . چشماش رو نبنده هرچی اینور گفت بگه چشم ، اونور گفت بگه چشم . مردم دنبال کسی هستند که تبعیت از اَحْسَن رو بکنه ، بهترین حرف رو انتخاب کنه ، بیاد به خوردشون بده . مردم دنبال این هستند . بیاید شما مرکز وحدت باشید ، در قالب هیچ جناحی فرو نروید و به عنوان یک جناح مستقل فکری کار کنید . نگید ما سیاسی نیستیم ، ما عین سیاست هستیم ، ولی مستقل . آشتی کنید ، تحمل کنید همدیگه رو ، بچه مذهبی ها جمع بشن دور و بر هم ، هی من هر دقیقه می گم هیچ کس هم گوش نمی ده ، اشکال نداره 4 سال دیگه باز ، این سری چهل هزار تا رأی آورد از 2 میلیون ، سال دیگه می شه 5 هزار تا ، غصه نخورید بلاخره می فهمند دیگه . و بین خودتون یه سری چیزها رو بگذارید کنار . یه سری اختلاف سلیقه ها و اختلافات رو . اختلافات خانوادگی ، اختلافات سلیقه ای بین خودتون . ما اگه قرارِ تو این مملکت کار کنیم باید یک مشت واحد ، یک ید واحده باشیم . اختلاف سلیقه ها رو بگذارید کنار . همین خودیها به خطها هم کاری نداریم . همین کانون خواهرها و برادرها ، زنها و شوهرها ، برادرها و برادرها ، خواهرها و خواهرها ، تو خانواده پدرها و فرزندها ، فرزندها و والدین و … اینها رو بگذارید کنار . چشمات رو ببند ، سرباز امام زمانی ، اون هم سرباز امام زمانه ، امام زمان (عج) نمی خواد سربازهاش با هم مشکل داشته باشن . غیبت ، تهمت ، هرچه شنیدید سکوت کنید ، جواب ندید ، جواب دادن کینه رو بیشتر می کنه ، سکوت کنید به هیچ چیزی جواب ندید نسبت به خودتون یا هر کس دیگه أی که شنیدید ، سکوت کنید ، و کار کنید بعد از مدتی آرام آرام خواهید فهمید که این سکوت و صبر و تحمل به شما جواب می دهد ” فستعینوا بصَّبرِ و الصَّلاه . اول به صبر ، قرآن می فرماید : اگر می خواهید خدا به شما کمک کند نرید نماز بخونید ، اول صبر . همین امشب تعهد کنید با هر کسی مشکل دارید برید بهش زنگ بزنید از دلش در بیارید . مشکل نباید باشه در این جمعها . اگر بخوایم با اختلاف سلیقه و باریک بینی و مسائل مختلف و دامن به شایعه ها چون دشمن ها خیلی دوست دارند که ما با هم مشکل داشته باشیم ، کارها زمین می مونه .
این نکته بعدی :
ببینید مهمترین نکته ای که در شهادت نهفته هست اینه که : می گن آقا شهید یعنی زنده و جاوید . بارها و بارها قرآن گفته و تأکید کرده و همچنین در روایات هست که شهدا زنده اند ، جاویدند ، این جاودانگی سرّ علاقه انسان به شهادت هست . چون انسان دنبال جاودانگی است . سعی کنید در زندگیتون دنبال چیزهایی برید که جاوید بماند . اگر
می بینی یه چیزی برات مقطعی هست رهاش کن . اصول و ارزشهات رو بر مبنای چیزهای جاوید بنا بگذار و اهدافت را بر مبنای چیزهای جاوید ، ماندنی و ابدی بنا بگذار . مواظب باش اهدافت ، اهداف 5 ساله و ده ساله و بیست ساله نباشه . محکم پای کار باش . اهدافت رو بسنج . شما اگر خوب دقت کنید و موانعی که الان خدمتتون عرض می کنم رو بر طرف کنید یک انسانی می شید ، یک جوری بار اومدی که واقعاً هیچ کس نمی تونه هیچ خللی به تو وارد کنه . اونچیزی که گفتم راجع به محکم بودن و استقامت داشتن در اعتکاف ، هیچ کس نمی تونه هیچ خللی به اندیشه ها و تفکرات تو وارد کنه . یک سال بگذره ، پنج سال بگذره ، ده سال بگذره ، تو محکمی . شرطش چیه ؟ شرطش اینه که خودت رو جاودان بار بیاری و جاودان طلب باشی ، سلیقه ات به سمت جاودانگی ها باشه ، تو اگر به جاودانگی برسی شهیدی . ولو اینکه ترکش نخورده باشی ، ولو اینکه الان ظاهراً نفس بکشی ، اما اگر الان به جاودانگی نرسیده باشی ، بقول قرآن مردی . ولو اینکه داری راه می ری و نفس می کشی . حالا موانع رو مطرح می کنم که این قسمت مهمِ بحثه .
من این مقدمه رو گفتم برای موانع ، چه موانعی سر راه ما هست ؟ اینکه فرهنگ شهادت الان در جامعه ما نیست ، جامعه ما الان فرهنگ شهادت دَرش نیست . حتی در جامعه خودی ها هم الان فرهنگ شهادت نیست . در جامعه یِ خودی ها هم فرهنگ شهادت نیست . تعارف که نداریم ، یک چیزهایی آدم می بینه تو همین جوامع خودی تعجب می کنه که اینها بعداز این هم وقت چرا اینقدر گیرند ؟ حالا تو مصداقهای کوچک نریم ، خوب نیست .




 
  • بازدیدهای این وبلاگ ?
  • امروز: 120 بازدید
    بازدید دیروز: 91
    کل بازدیدها: 523316 بازدید
  • ?پیوندهای روزانه
  • درباره من
  • فهرست موضوعی یادداشت ها
  • مطالب بایگانی شده
  • موضوع درباره امام زمان
    رضایت از خدا و از زندگی
    شرح دعای صحیفه
    شهدا از دیدگاههای مختلف
    امام سجاد و سختیهای بزرگ
    امام سجاد و جدش رسول الله
    امام سجاد و پناه به خدا
    امام سجاد و روز شب
    امام سجاد و فرشتگان
    حکایات هاشمی نژاد-400حکایت
    حکایات فاطمی نیا-100 حکایت
    حکایات استاد دانشمند-120 حکایت
    حکایات شیخ احمدکافی_60حکایت
    حکایات انصاریان_120حکایت
    حکایات مرحوم فلسفی_ 45حکایت
    حکایات شهید دستغیب_ 50 حکایت
    متن حکایات علامه حلی_10حکایت
    متن6حکایت از شیخ صدوق
    متن حکایاتی از شیخ عباس قمی_ره
    متن حکایات شیخ مرتضی انصاری
    وصال یار(1)
    وصال یار(3)
    وصال یار(2)
    وصال یار(4)
    وصال یار (5)
    وصال یار (6)
    یقین و محبت (1)
    یقین و محبت(2)
    یقین و محبت (3)
    یقین و محبت (4)
    هیئت علیه هیئت
    ملکوت انسان (1؛2؛3)
    مکتب عشق
    آسمانی شدن
    جهاد علمی
    توبه
    اخلاق کریمان
    موفقیت و سعادت
    متفرقه ها-مهم
    دید ما نسبت به مردم
    عمل به فرهنگ شهادت
    لینک ارگانهای مختلف و مراکز گوناگون
    هر چه می خواهد دل تنگت بپرس
    دانلود شبهات وهابیت و مسائل مربوطه
    فتاوای خنده دار و مستند وهابیها
    حکایت مختلف شخصیه دیدن داره ها
    تصاویر موضوعی
    افتخار خدمت به مردم(1؛2؛3)
    حرف حساب اینجاست...
    دانلود سخنرانی های حضرت امام خمینی
    منبر های آقای فاطمی نیاء-72 منبر
    منبر های آقای دانشمند
    منبر آقاتهرانی
    منبر آقای صدیقی
    منبر علامه مصباح یزدی
    منبر مرحوم فلسفی
    منبر مرحوم کافی
    منبر استاد مردانی
    منبر حجه الاسلام هاشمی نژاد
    پیرامون امام زمان-آیه الله ناصری
    طب قرانی-استاد خدادادی
    طب اسلامی -دکتر روازاده
    شخصی هاش این توست
    اخلاق(آقا تهرانی)
    شیعه...
    عکسها به سلیقه من...
  • اشتراک در خبرنامه
  •  
  • لینک دوستان من
  • لوگوی دوستان من
  • آهنگ وبلاگ من
  •